این گفتار با همین عنوان در کتاب برای زندگی درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَة لُمَزَة ﴾
وای بر هر غیبتکننده عیبجویی
﴿ الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ ﴾ .
که مالی گرد کرد و حساب آن نگه داشت.
﴿ یَحسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخَلَدَهُ ﴾ .
میپندارد که داراییاش جاویدانش گرداند.
﴿ کَلّا لَیُنبَذَنَّ فِی الحُطَمَـةِ ﴾ .
نه چنین است که او را در حطمه اندازد.
﴿ وَ ما أَدراک مَا الحُطَمَـةُ ﴾ .
و تو چه دانی که حطمه چیست.
﴿ نارُ اللهِ المُوقَدَةُ ﴾
آتش افروخته خداست
﴿ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الأَفئِدَةِ ﴾ .
که بر دلها غلبه مییابد.
﴿ إنَّها عَلَیهِم مُؤصَدَةٌ ﴾
و از هر سو در میانشان گرفته است
﴿ فِی عَمَد مُمَدَّدَة ﴾ .
در شعلههایی برافراشته.
سوره «همزه» مکی است و در آن رفتار مشرکان با پیامبر و اصحابش نکوهش شده است. میدانیم که خانواده و خویشان پیامبر در مکه از او حمایت میکردند و اجازه نمیدادند که به او آزار برسد. اما این سخن بدینمعنا نیست که پیامبر مسلح بود. به دیگر سخن، پیامبر مردان و سپاه و سلاحی نداشت که بتواند به دیگران حمله کند. بنیهاشم به رهبری ابوطالب از او دفاع میکردند. اما این دفاع به چه معناست؟ گهگاه اگر کسی زیانی به او میرساند یا مزاحمتی ایجاد میکرد یا آزار و اذیتی موجب میشد، از او دفاع میکردند. اما غالباً آمادگی نداشتند که در هر زمان و روز و شب در مبارزه پیامبر در کنار او باشند و از رسالتش حمایت کنند و بیشتر افراد بنیهاشم مسلمان هم نبودند. پس، در واقع، پیامبر بیدفاع بود. بالطبع، سلاح معنوی او رسالت و ایمان و صداقت و نبوتش بود. البته، سلاحی مادی هم
