انقلاب و دگرگونی
دستنوشته امام صدر
( بسم الله الرحمن الرحیم )
انقلاب در اهداف به معنای تغییر بنیادین (کیفی) در وضع جامعه است. در حالی که انقلاب وسیله است و نزدیکترین راه است که غالباً به کارگیری خشونت است، نه تغییر دموکراتیک و سیاسی (تدریجی).
اسلام راه و وسیله را در به کارگیری خشونت منحصر نمیکند و گاه از وسایل دیگر نیز بهره میگیرد. از این رو، نمیتوان راه و روش اسلام را انقلابی دانست، هرچند در اهداف انقلابی است، زیرا دیدگاه و عقیده (ایدئولوژی) و فرهنگ و نظامی کامل برای زندگی و همچنین، آموزههای فقهی و اخلاقی که اسلام به انسان عطا کرده، با دیدگاه و عقیده و فرهنگ و نظام و آموزههایی که پیش از آن در دسترس انسان بود، کاملاً متفاوت است.
نگرش انسان مسلمان به هستی (حرکت هدفمند و یکپارچه) و به زندگی و مرگ و کار (عبادت و وظیفه و شرافت و ارجمندی) و به انسان (موجودی فطرتاً پاک) و به دیگر مسائل، با نگاه انسان جاهلی متفاوت است.
اعتقادات در اسلام (یکتاپرستی به معنی گسترده آن و نفی پرستش خدایان زمینی و آسمانی) و نبوت و معاد و عدالت خداوند، با اصولی که پیش از آن حکمفرما بود، متفاوت است. در سایر زمینهها نیز همینطور، تا جایی که اسلام دوران پیش از خود را دوران جاهلیت نامیده است.
دلیل دیگر این است که اسلام بر جهاد تکیه کرده و آن را یکی از ارکان و درجهای عالی از مسئولیتپذیری عام (امر به معروف و نهی از منکر) شمرده است، تا جایی که واژه جهاد در ردیف انقلاب، با تفاوتهایی، به حساب میآید. در ��فهوم جهاد، بر خلاف انقلاب، آمادهسازی و فراگیری و استمرار نیز وجود دارد.
اسلام، هدف را بازگشت به سوی خدا قرار داده است: « ﴿ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ ﴾ .»[23] بدینترتیب، اسلام، هدف را آرمانی و دوردست دانسته و حرکت را ابزاری دائمی شمرده است و این یعنی استمرار انقلاب و سرمایههای آن. در حدیث آمده است: «بیشترین بلا و گرفتاری برای پیامبران است و سپس برای اولیا و سپس برای کسانی که در درجه و مرتبه بعد قرار دارند.» این حدیث دلیلی بر مطلوب ماست، چراکه از نظر اسلام، انسان مؤمن وضع کنونی خود و وضع جامعه را نمیپذیرد. از نظر اسلام، انسان مؤمن برای تغییر این وضع تلاش میکند و از این رو، با خود و با کسانی که از وضع جامعه سود میبرند، درگیر میشود و در نتیجه، به بلایی نیکو گرفتار میشود.
هر اندازه ایمان و آگاهی مؤمن بیشتر باشد، هدف او برای ایجاد تغییر بلندتر و دورتر خواهد بود و در نتیجه، میزان ابتلا و گرفتاری او بیشتر خواهد شد که بالاترین درجه آن، برای پیامبر(ص) است که بنیادها را دگرگون میکند و سپس، برای وصیّ او که از انحراف جلوگیری میکند و سرشت انسانهایی را که دنبالهرو آیین نیاکان و در صدد سست کردن اهداف هستند، دگرگون میکند و سپس، برای کسانی در مرتبهه��ی بعدی.
موسی صدر
[23]. «کسانی که چون مصیبتی به آنها رسید، گفتند: ما از آن خدا هستیم و به او بازمیگردیم.»(بقره، 156)
