از قرآن کریم آمده است: « ﴿ وَ أَنْ لَیسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَی * وَ أَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرَی * ثُمَّ یجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَی *وَ أَنَّ إِلَی رَبِّکَ الْمُنْتَهَی ﴾ .»[310] تلاش انسان دو پاداش دارد: در این دنیا فوراً نتیجه تلاش و عمل خود را در سعادت دنیوی خود خواهد دید و پس از مرگ نیز پاداشیتمامتر خواهد گرفت. درمورد کیفر و مجازات نیز همینطور. پس ما پاداش دنیوی داریم و پاداش اخروی. نتیجه اعمال ما، دروغگویی ما، غیبت کردن ما، خدا ما را از این گناهان دور بدارد، نتیجه شرابخواری، که انشاءاللّه چنین گناهانی از ما دور است، نتیجه دورویی ما، لهو و لعب ما، تنبلی ما، تقلب و فریبکاری ما و همه انحرافات ما، در وهله نخست در همین دنیا خواهد بود و پس از آن در آخرت.
وقتی قرآن کریم میفرماید: « ﴿ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة ﴾ » مقصود هم در این دنیاست و هم در آن دنیا. جان و مال، اگر در راه خداوند، ما را به خوشبختی نمیرساند. معنای « ﴿ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ ﴾ » چیست؟ خداوند جان و مال ما را برای چه میخواهد؟ آیا پروردگار ما قدرت آن ندارد که کوه قاسیون را به طلا تبدیل کند؟ ایمان ما این است که خدا آفریدگاری تواناست. خدا چه نیازی به پنج قِرش یا صدهزار یا یک میلیون از مال من یا مال شما دارد؟ چه بهرهای از آن میبرد؟ اینکه میفرماید: « ﴿ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ ﴾ » یعنی ما جان و مال خود را در اختیار خدا و احکام او قرار میدهیم و آن را در راهی که او فرمان میدهد صرف میکنیم، نه در راهی که شیطان میگوید. اگر ما جان و مالی را که داریم در راه خدا، در راه حق، در راه حلال، در راه خدمت، در راه سازندگی، در راه استقامت و آبادانی و زنده کردن و خیر و نجات دیگران صرف کنیم، چه نتیجهای در پی خواهد داشت؟ نتیجه آن بهشت دنیاست: « ﴿ وَ مَا تُنْفِقُوا مِنْ خَیر یوَفَّ إِلَیکُمْ ﴾ .»[311] فکر نکن اگر به فقیری یا کودکی یا یتیمی یا بیماری یا کارگری کمک کردی، چیزی از دست میدهی. نتیجه آن کمک، به خودت خواهد رسید. چه زمانی؟ نهتنها در آخرت بلکه در همین دنیا نیز به تو خواهد رسید. چگونه؟
جامعه ما به دست خود ما ساخته میشود. اینطور نیست؟ جامعه ما به وسیله من و تو و او و دیگری ساخته میشود: به وسیله چند کارگر و چند مهندس و چند پزشک و به همین ترتیب. وقتی بخشی از این جامعه ناتوان و شکستهبال باشد و فرصت برای او فراهم نباشد، این بخش، از چرخه سازندگی خارج میشود و نمیتواند به فرزندانش علم بیاموزد. در نتیجه، در میان آنان مهندس و پزشک آگاه و فرهیخته پرورش نمییابد. وقتی این بخش نتواند فرزندانش را درست تغذیه کند، چراکه تغذیه نادرست نیز فقر است، یا نتواند فرزندانش را درمان کند و ب��ماری انسان را از پا درآورد، در نتیجه، نمیتواند معلم یا کارگری سالم تحویل جامعه دهد. گذشته از آنکه بیماری او شیوع پیدا میکند. بنابراین، بخشی از جامعه به سبب کاستی در فکر یا جسم یا مهارت یا سلامتی نمیتواند در سازندگی مشارکت کند و جامعه تنها به دست توانگران ساخته میشود. اما اگر ما درمورد این بخش به توافق برسیم و اوضاع را برای تحصیل و درمان و تغذیه فرزندانشان فراهم کنیم،
[310]. «و اینکه: برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند نیست؟ و زودا که کوشش او در نظر آید. سپس به او پاداشی تمام دهند. و پایان راه همه، پروردگار توست» (نجم،39-42)
[311]. «و هرچه انفاق کنید، پاداش آن به شما میرسد.» (بقره،272)
