گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 239

زینب(س)، شکوه شکیبایی (بخش اول)

منبع: متن این سخنرانی در کتاب سفر شهادت درج شده است.
( بسم‌الله الرحمن الرحیم ) ، والحمدللّه رب العالمین والصلوة والسلام علی سیدنا محمد وعلی آله الطیبین الطاهرین.
گذشت ایامی چند از واقعه کربلا، باعث فراموش شدن بزرگی مصیبت و عبرت‌آموزی از پیامدهای آن نمی‌شود. واقعیت این است که تأثیر مصیبت پس از وقوع آن�� بیشتر از احساس مصیبت، پیش از وقوعش است. افزون بر این، معمولاً پیامدهای ستیز و فداکاری پس از پایان نبرد آشکار می‌شود.
روز عاشورا امام حسین(ع) و مردان همـراهش، حتـی جوانان و پاره‌ای از خردسالان نیز کشته شدند. بنابر آنچه در کتب تاریخ آمده است، در خیمه‌ها و اهل‌بیت امام حسین(ع)، تنها دو مرد زنده ماندند: شخص اول علی‌بن‌الحسین، امام زین‌العابدین، بود. او بیمار بود و گمان بردند که او در حال احتضار است و عمر او دیری نمی‌پاید. او را رها کردند و نیازی به کشتن او احساس نکردند، زیرا گمان کردند که او خود به‌زودی خواهد مرد.
جـوان دیگـری که بـه شکل شگفت‌انگیـزی از مـرگ نجـات یافت، حسن مثنی، فرزند امام حسن بود. او به‌شدت جراحت دیده بود و در میان کشته‌شدگان بر زمین افتاده بود، بی‌هیچ حرکتی یا نشانی از حیات.
پس از آنکه شعله‌های آتش نبرد فرو نشست و خواستند تا کشته‌‌شدگان را به خاک بسپارند، او را زنده یافتند، درمانش کردند و، بدین‌ترتیب، او در چادر و میان اسرا ماند. در برخی کتب مقاتل، رویدادهایی از او در مجلس ابن‌زیاد و یزید و، همچنین، در راه آمده است. اما غیر از این‌دو، همه کشته شدند و نقش اصلی برای به سرانجام رساندن رسالت امام حسین، بر دوش حضرت زینب(س) باقی ماند و او این وظیفه دشوار را به بهترین شکل ممکن به انجام رساند.
بی‌شک او به همه مصیبت‌هایی که امام حسین(ع) در روز عاشورا به چشم دید، دچار شد و افزون بر آن، مصیبت از دست دادن امام حسین را نیز لمس کرد. اما در ورای این مصیبت‌ها، او وظایفی داشت.
نخستین آن‌ها، پاسداری از عزت امام حسین(ع) و نمایاندن او به عنوان مظهر قدرت بود، نه اینکه او را ناتوان و ترسو و ضعیف نشان دهد. چنان‌که پیش از این گفته‌ام، امام حسین با فداکاری‌های گوناگون یارانش، و با آماده ساختن زن‌ها، خصوصاً حضرت زینب(س)، برای رویارویی با این مصیبت‌ها، زمینه را برای این مسئله فراهم کرد تا در چهره آنان نشانی از ناتوانی و خواری نمایان نشود و فریاد و ناله و شیون نکنند. این‌گونه مسائل ابداً در کربلا نبود. امام حسین نیز در روز عاشورا بر این امر تأکید داشت، یعنی در روز عاشورا، یاران امام حسین برای مرگ پیش‌دستی می‌کردند. شاعر نیز چنین وصفشان می‌کند:
لَبِسُوا القُلُوبَ عَلَی الدُّرُوعِ کَأنَّما
یتَهـافَتُـونَ إلَی ذَهـابِ الأنفُـسِ

(قلب‌ها را بر روی زره نهاده بودند، گویی برای مرگ از یکدیگر پیشی می‌گرفتند.)
آنان بر مرگ پیشی می‌گرفتند، گویی به برترین جاها و زیباترین آرزوها خواهند رسید.