گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 155

توانمندی آنان. کسی که او را دوست داشته باشد، عهده‏دار امور می‏شود و کسی که او را دوست نداشته باشد، از اداره امور دور نگه داشته می‏شود. و بدین‌ترتیب، مناصب از دست شایستگان بیرون می‏آید و به دست چرب‏زبانان و چاپلوسان می‏افتد و در نتیجه، جامعه ویران می‏شود.
از سوی دیگر، دور بودن مردم از حاکم باعث می‏شود که آن‌ها کوچک را بزرگ و بزرگ را کوچک بپندارند و در نتیجه، دچار سرگردانی شوند؛ یا به تقدیس و پرستش حاکمان روی می‌آورند و ضعیف و خوار می‏َشوند و انتقاد و دادخواهی را کنار می‏گذارند و حقیقت را پنهان می‏کنند، که در این حالت حاکم نمی‏تواند به‌درستی حکمرانی کند؛ و یا از حاکمان کینه به دل می‏گیرند که کینه ملت خطرناک‏ترین تهدید برای حکومت است. امام علی درباره عدالت می‏فرماید: «لَأُنصِفَنَّ المَظلُومَ مِن ظالِمِهِ وَلَأَقُودَنَّ الظّالِمَ بخزامَتِهِ.»[229] (به خدا سوگند، ستم‌دیده را از [چنگ] ستمگر می‏رهانم و مهار ستمگر را در دست می‏گیرم.) در جای دیگر فرموده است: «الذَّلیلُ عِندی عَزیزٌ حَتّی آخُذَ الحّقَّ لَه وَالقوِی عِندی ضَعیفٌ حَتّی آخُذَ الحّقَّ مِنهُ.»[230] (انسان خوار شده در نزد من عزیز است تا آن‌گاه که حق او را به او بازگردانم و توانمند در نزد من ضعیف است تا آن‌گاه که حق را از او بازستانم.)
در حقوق جزایی مدرن، اصلی بنیادین وجود دارد که آن را نخستین بار در سخنان امام علی می‏یابیم: «لا آخُذُ عَلَی التُّهمَةِ وَلا اُعاقِبُ عَلَی الظَّنِ.»[231] (به صرف اتهام، سرزنش نمی‏کنم و به صرف گمان، عقاب نمی‏کنم.) در سخنی دیگر فرموده است: «أجوَرُ الناسِ من عَدَّ جَورَهُ عَدلاً.»[232] (ستمگرترین مردم کسی است که ستم خود را عدالت بشمارد.) در جایی دیگر می‌فرماید: «شَرُّ الناسِ مَن یُعینُ عَلَی المَظلُومِ.»[233] (بدترین مردم کسی است که غالب را در برابر مغلوب یاری می‌کند.) هنگامی که امام می‏خواهد مردم را برای کمک به حق برانگیزد تا در برابر ستم و ستمگر بی‏تفاوت نمانند، می‏فرماید: «الرّاضی بِفِعلِ قَوم کَالدّاخِلِ فیهِ مَعَهُم.»[234] (کسی که به عمل قومی خشنود باشد، مانند کسی است که در آن عمل با آنان همراهی کند.) همچنان‌که فرموده‌اند: «الساکِتُ عَنِ الحقِّ شَیطانٌ اَخرَس.» (کسی که زبان از گفتن حق ببندد، شیطانی لال است.)
درباره علم، سخن ارزشمند و مهمی فرموده است. من این سخنان را به‌طور گذرا مطرح می‏کنم، زیرا اگر بخواهیم درباره آن‌ها بحث کنیم، تفسیر هر کلمه از آن‌ها زمان بسیاری می‌طلبد. ایشان فرموده است: «العَقلُ حِفظُ التَّجارِب.»[235] (خرد، نگه داشتن و به خاطر سپردن تجربه‏هاست.) برادران می‏دانند که خاستگاه همه علوم امروزی تجربه و تکرار و به قانون درآوردن تجارب است. قانون، در اصطلاح علمای منطق، درک کلیات است که آن را عقل یا قوه کامله می‏نامیم. این اصل در پیشرفتِ علوم، نقش اساسی دارد.
درباره آزادی و آزادی ملت‌ها، امام علی سخن مشهوری دارند: «لاتَکُن عَبدَ غَیرِکَ وَقَد جَعَلَکَ اللهُُ

[229]. پیشین، ص 194، خطبه 136.
[230]. پیشین، ص 81، خطبه 37
[231]. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج‌البلاغة، چاپ اول: قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، 1404ق، ج 3، ص 148.
[232]. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دار الکتب الاسلامی، 1410 قمری، ص 216
[233]. پیشین، ص 411.
[234]. شریف الرضی، محمدبن‌حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 499، حکمت 154.
[235]. پیشین، ص 402، نامه 31.