توانمندی آنان. کسی که او را دوست داشته باشد، عهدهدار امور میشود و کسی که او را دوست نداشته باشد، از اداره امور دور نگه داشته میشود. و بدینترتیب، مناصب از دست شایستگان بیرون میآید و به دست چربزبانان و چاپلوسان میافتد و در نتیجه، جامعه ویران میشود.
از سوی دیگر، دور بودن مردم از حاکم باعث میشود که آنها کوچک را بزرگ و بزرگ را کوچک بپندارند و در نتیجه، دچار سرگردانی شوند؛ یا به تقدیس و پرستش حاکمان روی میآورند و ضعیف و خوار میَشوند و انتقاد و دادخواهی را کنار میگذارند و حقیقت را پنهان میکنند، که در این حالت حاکم نمیتواند بهدرستی حکمرانی کند؛ و یا از حاکمان کینه به دل میگیرند که کینه ملت خطرناکترین تهدید برای حکومت است. امام علی درباره عدالت میفرماید: «لَأُنصِفَنَّ المَظلُومَ مِن ظالِمِهِ وَلَأَقُودَنَّ الظّالِمَ بخزامَتِهِ.»[229] (به خدا سوگند، ستمدیده را از [چنگ] ستمگر میرهانم و مهار ستمگر را در دست میگیرم.) در جای دیگر فرموده است: «الذَّلیلُ عِندی عَزیزٌ حَتّی آخُذَ الحّقَّ لَه وَالقوِی عِندی ضَعیفٌ حَتّی آخُذَ الحّقَّ مِنهُ.»[230] (انسان خوار شده در نزد من عزیز است تا آنگاه که حق او را به او بازگردانم و توانمند در نزد من ضعیف است تا آنگاه که حق را از او بازستانم.)
در حقوق جزایی مدرن، اصلی بنیادین وجود دارد که آن را نخستین بار در سخنان امام علی مییابیم: «لا آخُذُ عَلَی التُّهمَةِ وَلا اُعاقِبُ عَلَی الظَّنِ.»[231] (به صرف اتهام، سرزنش نمیکنم و به صرف گمان، عقاب نمیکنم.) در سخنی دیگر فرموده است: «أجوَرُ الناسِ من عَدَّ جَورَهُ عَدلاً.»[232] (ستمگرترین مردم کسی است که ستم خود را عدالت بشمارد.) در جایی دیگر میفرماید: «شَرُّ الناسِ مَن یُعینُ عَلَی المَظلُومِ.»[233] (بدترین مردم کسی است که غالب را در برابر مغلوب یاری میکند.) هنگامی که امام میخواهد مردم را برای کمک به حق برانگیزد تا در برابر ستم و ستمگر بیتفاوت نمانند، میفرماید: «الرّاضی بِفِعلِ قَوم کَالدّاخِلِ فیهِ مَعَهُم.»[234] (کسی که به عمل قومی خشنود باشد، مانند کسی است که در آن عمل با آنان همراهی کند.) همچنانکه فرمودهاند: «الساکِتُ عَنِ الحقِّ شَیطانٌ اَخرَس.» (کسی که زبان از گفتن حق ببندد، شیطانی لال است.)
درباره علم، سخن ارزشمند و مهمی فرموده است. من این سخنان را بهطور گذرا مطرح میکنم، زیرا اگر بخواهیم درباره آنها بحث کنیم، تفسیر هر کلمه از آنها زمان بسیاری میطلبد. ایشان فرموده است: «العَقلُ حِفظُ التَّجارِب.»[235] (خرد، نگه داشتن و به خاطر سپردن تجربههاست.) برادران میدانند که خاستگاه همه علوم امروزی تجربه و تکرار و به قانون درآوردن تجارب است. قانون، در اصطلاح علمای منطق، درک کلیات است که آن را عقل یا قوه کامله مینامیم. این اصل در پیشرفتِ علوم، نقش اساسی دارد.
درباره آزادی و آزادی ملتها، امام علی سخن مشهوری دارند: «لاتَکُن عَبدَ غَیرِکَ وَقَد جَعَلَکَ اللهُُ
[229]. پیشین، ص 194، خطبه 136.
[230]. پیشین، ص 81، خطبه 37
[231]. ابن ابیالحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهجالبلاغة، چاپ اول: قم، مکتبة آیةالله المرعشی النجفی، 1404ق، ج 3، ص 148.
[232]. تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، دار الکتب الاسلامی، 1410 قمری، ص 216
[233]. پیشین، ص 411.
[234]. شریف الرضی، محمدبنحسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 499، حکمت 154.
[235]. پیشین، ص 402، نامه 31.
