گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 46

می‌کند زیرا او رسالتی بر دوش دارد و می‏خواهد نظام کنونی و جامعه کنونی را به جامعه‏ای دیگر تبدیل کند؛ یعنی می‏خواهد انقلابی ریشه‏ای و اساسی برپا کند. روشن است که در راه تبدیل این جامعه به جامعه بهتر و با آرمان‏هایی والاتر، پیامبر بیشتر رنج می‏بیند، وصی و جانشین او اندازه‏ای کمتر، مؤمنان کمتر از آن دو، و به همین ترتیب. به دیگر سخن، عذاب و بلایی که در حدیث شریف نسبت به مؤمنان بیان شده است، رنج و عذاب از ناحیه زندگی در این دنیا نیست، بلکه منظور از آن، تحمل پیامدهای مبارزه در راه پرورش فرد بهتر و ساختن جامعه بهتر است. در هیچ روایتی، ما به بی‏اعتنایی به نعمت‏های دنیا و روگردانی از آن‌ها توصیه نشده‏ایم. « ﴿ قُل مَن حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِیَ أَخرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّ��َاتِ مِنَ الرِّزْقِ .»[60] همه امور این دنیا، نعمت‏هایی از جانب خداوند بلندمرتبه است و هیچ کس نباید به آن‌ها بی‏اعتنا باشد.
بحث درباره جزای نزدیک را به پایان می‏بریم و به بحث درباره جزای کامل و چگونگی معاد می‏پردازیم. گفتیم که جزای کامل در آخرت، که از آن به بهشت و جهنم یاد می‏کنیم، با جزای متعارفی که حکومت‌ها اعمال می‌کنند، تفاوت دارد. مجازاتی که حکومت‏ها اجرا می‏کنند، از جنس جرم نیست و با آن تناسب ندارد. اگر کسی قوانین راهنمایی و رانندگی را زیر پا بگذارد، گواهینامه او را می‏گیرند یا او را به زندان می‏برند. اگر دزدی کند یا در روزنامه‏ها بر ضد سیاست دولت مطلب بنویسد و مانند آن، به زندان می‏رود. یعنی جرم چه از جنس عمل باشد، چه از جنس سخن و یا هرچیز دیگر، مجازات آن یا زندان است یا جریمه مالی و مانند آن. حتی جامعه نیز فرد منحرف را، به‌طور خودجوش، مورد مجازات و شکنجه قرار می‏دهد و از او رو می‏گرداند. این مجازات اجتماعی خودجوش و این روگردانی نیز از جنس جرم مرتکب‌شده نیست، ولی عذاب الهی از جنس خود جرم و گناه است، یعنی خود فعل به شکل دیگری تجلی و نمود پیدا می‏کند. مثلاً شکل آب در دماهای متفاوت با هم فرق می‏کند، یعنی آب زیر صفر درجه منجمد است، بالای صفر درجه، مایع است و بالای صد درجه به بخار تبدیل می‏شود و در هریک از این حالت‏ها، شکل و مکان و وزن و آثار متفاوتی دارد. حجم آب یخ‌زده بیشتر از آب مایع است و حجم بخار بسیار بیشتر از آن دو. خود آب مایع نیز حجم‏های متفاوتی دارد. حجم آب در چهار درجه بالای صفر ممکن است بیشتر باشد.
مثال دیگری می‏زنم تا تفاوت صورت و شکل فعل، به رغم وحدت حقیقت آن، روشن شود، هرچند این بحث نیز به جزای نزدیک مربوط می‏شود. قرآن کریم می‏گوید: « ﴿ وَلَا یَغتَب بَّعضُکُم بَعضًا .»[61] این آیه از غیبت نهی می‏کند؛ یعنی از اینکه کسی در نبود دیگری، از او بدگویی کند. قرآن در ادامه همین آیه می‏فرماید: « ﴿ أَیُحِبُّ أَحَدُکُم أَن یَأکُلَ لَحمَ أَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهتُمُوهُ .»[62] روشن است که این جمله دلیل است و قرآن می‏خواهد با این منطق، انسان قانع شود که از کسی غیبت نکند؛ چرا؟ «آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟» گویا این امر برای مردم روشن است که غیبت، خوردن گوشت برادر مرده است. شباهت میان غیبت (یعنی سخنی بر ضد دیگری در نبود او) و خوردن گوشت برادر چیست؟ غیبت چیست؟ وقتی پیامبر اکرم(ص)

[60]. «بگو: چه کسی لباس‌هایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و خوردنی‌های خوش طعم را حرام کرده است؟» (اعراف، 32)
[61]. «از یکدیگر غیبت مکنید.» (حجرات، 12)
[62]. «آیا هیچ‌یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟» (حجرات، 12)