بودن در برابر خدا با عقل و قلب و جسم. اسلام دین خدای یگانه است که همه پیامبران آن را تبلیغ کردهاند و هر پیامبری تصدیقکننده پیامبران پیشین و بشارتدهنده به فرستاده پس از خود بوده است. ما همه پیامبران را تصدیق میکنیم: « ﴿ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَد مِنْ رُسُلِهِ ﴾ .»[2]
این دین، روابط میان انسان و زندگی را ساماندهی میکند: « ﴿ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَکَر أَوْ أُنْثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً ﴾ .»[3] اگر میخواهی زندگی آسوده و همراه با خوشبختی داشته باشی، باید دیندار باشی. میگویی چرا انسانهای دیندار خوشبخت نیستند؟ باید به دنبال علت آن باشیم و آن را بشناسیم. یکی میگوید به خدا سوگند من به خدا ایمان آوردم و نماز هم خواندم، با این حال پسرم مُرد یا بیمار شد یا خودم بیمار شدهام درحالیکه من ایمان آورده بودم. خب! آیا این از بدشُگونی اسلام است؟ چرا؟ علت چیست؟ چرا مسلمانان امروز عقبماندهاند درحالیکه اسلام راه و روش خوشبختی است؟ چرا؟ علت چیست؟ باید به دنبال پاسخ این سؤالها باشیم. در هفتههای آینده بهطور مفصل در زمینه ایمان، یعنی اسلام آوردن با عقل خود، بحث خواهیم کرد. عقل ما باید در برابر خداوند تسلیم شود. عقل ما چگونه در برابر خدا تسلیم میشود؟ از راه متقاعد شدن و با دلیل و برهان و تجربه. در این موضوع صحبت خواهم کرد. بنابراین، مباحثی که امروز مطرح کردیم مقدمه بود و إنشاءالله جمعه آینده در اینباره بحث خواهم کرد که چگونه به خدا ایمان بیاوریم و چگونه بپذیریم که خدا وجود دارد و چگونه نسبت به آن متقاعد شویم بهگونهای که تردیدی درباره آن باقی نماند. إنشاءالله موضوع بحث هفته آینده این خواهد بود. والسلام علیکم.
[2]. «میان هیچیک از پیامبرانش فرقی نمینهیم.» (بقره، 285)
[3]. «هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگی خوش و پاکیزهای بدو خواهیم داد.» (نحل، 97)
