﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ ﴾ .
منزه است آن خدایی که بنده خود را شبی از مسجدالحرام به مسجدالأقصی که گرداگردش را برکت دادهایم، سیر داد، تا بعضی از آیات خود را به او بنماییم، هر آینه او شنوا و بیناست.
(اسراء، 1)
پیش از آنکه بحث درباره این آیات مبارک را آغاز کنیم، باید به نکات مهمی اشاره کنیم، هرچند که احاطه کامل بر کتاب خدا نداریم، اما «مالا یُدرَکُ کُلُّهُ، لا یُترَک کُلُّهُ»؛ آنچه همهاش قابل فهم و درک نیست، همهاش نیز رها نمیشود. اول آنکه معجزه عظیم معراج که نشاندهنده اراده خدا و منزلت بخشیدن و بالا بردن بندهاش است، به نام بنده او، حضرت رسول، حاصل شده است و آنچه منشأ این کمال است، عبادت است، نه سایر صفات انسانی و صفات نبوت که پیامبر(ص) واجد آنها بود. عبادت معنایی متفاوت با عبودیت (بندگی) دارد، بلکه عبادت به آزادگی نزدیکتر است که منتهای کمال است. عبادت در اصطلاح فقهی، هر عملی نیکو نزد خداست که با قصد تقرب به خدا صورت میگیرد. پس عبادت دو رکن دارد؛ اول اینکه کار نزد خدا نیکو باشد. وقتی به مفهوم این فرموده خدا مینگریم که : « ﴿ یا أَیهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِی الْحَمِیدُ ﴾ ،»[125] درمییابیم که عمل نیک نزد خدا عملی نیست که به خدا منفعتی برساند، بلکه عملی است که به خلق نفع حقیقی برساند. انجامدهنده آن کار یا دیگران یا هر دو با هم، منفعتی میبرند. پس عمل نیکو نزد خداوند، هرچیزی است که انسان را بالا ببرد و کمال حقیقی او را افزون کند. کمال حقیقی نیز برای آدمی پیشرفتی است که او در چارچوب حقیقی خود بدان دست مییابد، خواه به عنوان فرد یا به عنوان جزئی از اجتماع یا به عنوان موجودی در این هستی بزرگ. این کمال از طریق رسیدن آدمی به صفات کمالیه حاصل میشود؛ صفاتی چون علم و معرفت و رحمت و عزت و محبت و راستی و صداقت و صفات دیگر. اما رکن دوم عبادت، قصد قربت به خداست. اگر توجه کنیم، میبینیم که از نظر اسلام خدا «لامکان» است، پس درمییابیم که تقرب به او مکانی نیست.
همچنین، چون بر اساس نظر قرآن دریافتیم که خدا نظیر و مثلی ندارد، نیز درمییابیم که هر مفهومی برای قرب به خدا تحتتأثیر زمان و شکل و نسب نیست. حقیقت آن است که احادیث شریفه مفهوم قرب به خدا را توضیح دادهاند، آنجا که این تعلیم مبارک برای ما آمده است : «تَخَلَّقُوا بِأَخلاق اللّهِ.»[126]
(متخلق شوید به اخلاق اللّه.) بنابراین، میفهمیم تقرب به معنای تخلق است، نه به معنای تشابه و تماثل. بر این اساس، مفهوم تقرب به خدا در عبادت
[125]. «ای مردم همه شما به خدا نیازمندید. اوست بینیاز و ستودنی.» (فاطر، 15)
[126]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم : بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 58، ص 129.
