گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 93

مفهوم قصه در قرآن

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

سخن درباره قصه حضرت یوسف(ع) و ابهامات و نتایج و فواید این قصه بسیار است. اما در آغاز باید درباره مفهوم کلی قصه در قرآن کریم بحث کنیم.

موضع مفسران درباره آیات قرآن کریم مختلف است و این مسئله باعث گونه‌ای ابهام در تفسیر قرآن شده است. برخی از مفسران قرآن، تمام تلاششان این بوده است که به آیات قرآن ابعاد ادبی ببخشند و برخی دیگر کوشیده‌اند که بر آیات الأحکام تکیه کنند و از قرآن فقه و احکام شرعی را استخراج کرده‌اند. برخی دیگر بر آیات مربوط به اعتقادات یا بهشت و جهنم یا تربیت اخلاقی تکیه کرده‌اند و گروهی از دیرباز و خصوصاً در قرن اخیر، بر معنای علمی که از قرآن کریم استخراج می‌شود، تکیه کرده‌اند و قرآن را به‌گونه‌ای به تصویر کشیده‌اند که گویی کتابی ادبی یا فقهی یا علمی است؛ چه علم فیزیک، چه شیمی، چه علوم دیگر. همچنان‌که قصه‌های قرآنی برخی را واداشته که قرآن را به‌گونه‌ای ترسیم کنند که گویی کتاب تاریخ است. شکی نیست که قرآن مشتمل بر همه این موارد هست، اما به هیچ وجه تنها یکی از این موارد نیست.

قرآن کتاب دین و کتاب تربیت است. اگر جنبه ادبی دارد، هدف زیبایی لفظ و معجزه کلمات است تا انسان عرب و انسان مؤمن را قانع کند که این کتاب از جانب خداوند است و اگر در آن از علوم نامی برده شده، هدف از آن نتایج تربیتی است. برای مثال، وقتی این آیه را می‌خوانیم : « ﴿ وَ تَرَی الجِبالَ تَحسَبُها جامِدَةً وَ هِی تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنعَ اللهِ الَّذی أَتقَنَ کُلَّ شَیء إِنَّهُ خَِّبِیرٌ بِما تَفعَلُونَ »[122] این آیه به‌گونه‌ای معجزه‌وار و شگفت‌انگیز بیان می‌کند که کوه‌ها با سرعت در حرکت‌اند. معنای حرکت کردن کوه‌ها که میخ‌های زمین‌اند و از هر طرف زمین را فراگرفته‌اند، حرکت وضعی یا انتقالی زمین است. اما هدف از قرآن کریم بیان این‌گونه نکات نیست. هدف قرآن کریم از این آیه تبیین و توضیح علمی نیست، بلکه هدفی تربیتی است چنان‌که از ذیل این آیه برمی‌آید. یعنی هدف رشد معرفت و تربیت نفس و فهماندن این نکته به انسان است که در جهانی دقیق و منظم و محکم زندگی می‌کند تا در زندگی‌اش منظم باشد و کارهایش را دقیق و درست انجام دهد.

بر این اساس، مبالغه در تطبیق آیات قرآن بر علوم یا بر فلسفه یا بر ادبیات یا بر فقه، برخلاف هدف اصلی قرآن کریم است. درمورد قصه‌های قرآن باید گفت که وقتی قرآن را با دیگر کتاب‌ها مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم که هدف آن از بیان قصه سرگرمی نیست، بلکه هدفش تربیت است و واضح‌ترین مثال برای این مطلب، سوره یوسف است. کمتر از یک سوم این سوره بیان قصه است و همراه هر آیه‌ای نتیجه‌ای تربیتی آمده است : نتیجه‌ای تربیتی، انسانی، مؤمنانه و همه‌جانبه.

حضرت یوسف(ع) با برادرانش بود و در میان آنان، چه در عقل و چه در تدین و چه در تربیت، بهترینشان بود. وی در نتیجه تلاش و عملش در میان آنان برتری یافت. آنان به او حسادت ورزیدند و دست به کار شدند تا نور خدا را خاموش کنند و نتوانستند. یوسف صبر کرد و به رنج و گرفتاری تن داد و خداوند

[122]. «و کوه‌ها را بینی، پنداری که جامدند، حال آنکه به‌سرعت ابر می‌روند. کار خداوند است که هرچیزی را به کمال پدید آورده است. هر آینه او به هرچه می‌کنید، آگاه است.» (نمل، 88)