چرا سیاستمداران سنتی با شما مخالفت می کردند؟
البته، منظور از سیاستمداران سنتی، آنهایی هستند که به نام شیعه فعالیت میکردند. اینها از فقدان یک قدرت مرکزی شیعه سوءاستفاده میکردند. با طرح مسائل شیعه، مطالبات خصوصی خود را پی میگرفتند و بعد ساکت میشدند. مطالبات شیعه برایشان دکانی بود. اینها از یک قدرت جدید شیعه در هراس بودند. از همه مهمتر، دولتیها و همپیمانان آنان، مارونیها، به هیچوجه نمیخواستند که شیعیان به صورت قدرت آگاه و متشکل درآیند، بهخصوص که شیعیان واجد اکثریت نسبی بودند.
اگر پایگاه حرکت محرومین، محرومان هستند، آیا این مخالفت ها علت وابستگی این سیاستمداران به سرمایه داران نبوده است؟
بلی، قسمت اعظم آن بوده است. اگرچه برخی از این سیاستمداران چندان هم سرمایهدار نبودهاند، ولی جاهطلبی محرک آنها در مخالفت با ما بوده است.
شما چه علل و اسباب دیگری را در بحران لبنان دخیل می دانید؟
اینها که گفته شد، اسباب اولیه مشکل لبنان هستند. اما سبب دوم مسئله ریشههای خارجی است. در سال 1948 میلادی که اسرائیل تأسیس شد، در مرزهای لبنان ساخت مزرعههای مسلح، کیبوتز، را شروع کردند؛ به این دلیل که برای مبارزه مسلحانه در مرزها خود را آماده کنند. اما این واقعه و طمعهای تاریخی اسرائیل به جنوب لبنان و آبهای جنوب و منطقه استراتژیک و سرسخت جنوب، سبب نشد که دولت لبنان برای دفاع از جنوب اقدامی بکند. مارونیها همیشه میگفتند که ما جنوب لبنان را به واسطه دوستان غربی خود حفظ میکنیم. دهات جنوب چندین بار به علل مختلف مورد تجاوز اسرائیلیها قرار گرفت و بهطور کلی اسرائیل سعی داشت که وضع جنوب را راکد و وحشتبار و خراب نگه دارد. دولت لبنان هیچ اقدامی برای دفاع از مردم جنوب نمیکرد. هنگامی که نهضت مقاومت فلسطین در جنوب به وجود آمد، بهانهای به دست اسرائیل افتاد که به تمام مناطق جنوبی، حتی آنجاها که فلسطینیها هم نیستند، دستبرد بزند، مردم را برباید، خانهها را خراب کند و رعب و وحشت را شدت دهد.
چه شد که مقاومت فلسطین وارد جنوب لبنان شد؟
در سال 1968 میلادی فرمانده ارتش لبنان، ژنرال بستانی، به طمع آنکه رضایت کشورهای عربی را جلب کند و رئیسجمهور آینده لبنان شود، بدون هیچ آمادگی اجازه داد که نهضت مقاومت فلسطین مسلحانه در جنوب لبنان مستقر شود و رشد و فعالیت کند. معنای وجود مقاومت فلسطین در جنوب لبنان داغ شدن این جبهه برضد اسرائیل بود و این خود نیازمند آمادگی نظامی- سیاسی- اجتماعی و روحی قبلی بود. ممکن بود او از کشورهای عربی کمکهای گوناگون دریافت کند و یا با فلسطینیها ضمن قراردادی وضع آینده را روشن کند، ولی هیچیک از اینها صورت نگرفت و در نتیجه، مردم جنوب تنها و بدون حمایت دولت لبنان ضربههای دردناک اسرائیل را که به نام «تأدیب» صورت میگرفت، تحمل میکردند. دولت لبنان بعد از آن به تحریک ریشسفیدان و شخصیتهای دهات جنوبی پرداخت و آنها را برضد مقاومت بسیج میکرد و میشورانید؛ مقاومتی که هنوز نظمی در کارش نبود و گاه و بیگاه
