گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 120

است. مارونی‌ها ابتدا قصد داشتند که از طریق تعادل قدرت را به هم بزنند و ما (شیعه) را وسیله قرار دهند. اما ما ایمان داشتیم که نمی‌توانیم با مارونی‌ها علیه برادران مسلمان خودمان هم‌پیمان شویم. به علاوه، این‌ها می‌خواستند فقط از ما بار بکشند. تمامی آنچه را ما با فشار و نصیحت و تظاهرات برای شیعیان می‌خواستیم، به هیچ‌وجه حاضر نشدند حتی کمی هم از حقوق حقه شیعیان را بدهند. فقط می‌خواستند ما را علیه سنی‌ها و فلسطینی‌ها بشورانند. اما در سال 1973میلادی این کار را کردند و رابطه ارتش و فدائیان فلسطین را بر هم زدند. خطر جنگ داخلی به وجود آمد. سوریه مرزها را برای فشار به دولت لبنان بست و مارونی‌ها احساس کردند که توانایی ادامه جنگ را ندارند. با استفاده از ژنرال غانم و فرنجیه به ازیاد نفرات و تسلیحات دست زدند و زمینه جنگ مسلحانه را با فلسطین و هر‌کس را که با آن‌ها کار کند، فراهم ساختند. اما ارتش توانایی مقابله با فلسطینی‌ها را نداشت. این‌ها ریشه‌های تاریخی مشکل لبنان بود.

شما چه موقع به لبنان آمدید و قبل از آمدن به لبنان کجا بودید و چه کار می کردید؟

من در حدود سال 1960 میلادی به جای مرحوم شرف‌الدین که دو سال از فوتش می‌گذشت، به لبنان آمدم. قبل از آن، در سال 1956 میلادی به لبنان سفر کرده بودم و مرحوم شرف‌الدین را که در آن موقع حیات داشت، دیدم. مرحوم شرف‌الدین با پدرم نسبت داشت و همدیگر را می‌شناختیم. ایشان قبل از فوت خود به شیعیان لبنان توصیه می‌کند که بعد از مرگش اگر توانستند موسی صدر را برای جانشینی وی بیاورند.

من در قم طلبه بودم. بعد از طی دوران طلبگی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران رفتم. بعد از اتمام تحصیل به قم بازگشتم. ابتدا در قم و سپس، بعد از فوت پدرم در نجف به تدریس پرداختم. از مدرسین حوزه‌های قم و نجف بودم. در سال 1958میلادی به دنبال حوادث عراق و قیام عبدالکریم قاسم به قم بازگشتم. در همین دوره است که به کمک سایر مدرسین قم مجله مکتب اسلام را تأسیس کردم.

در شروع کارتان در لبنان از مجموعه وظایف خود چه برداشتی داشتید و برنامه شما چه بود که دامنه کارها به اینجا رسیده است؟

از همان آغاز کار روش من فعال و تهاجمی بود، بر خلاف روش انفعالی سنتی‌ها. دوم اینکه باز هم برخلاف سنتی‌ها به جای قرار گرفتن در کنار فئودال‌ها به میان مردم رفتم. این روش مؤثر افتاد و احترام مردم را جلب کرد. با همین روش فعال، مدرسه درست شد؛ حوزه برای طلبه‌ها و پناهگاه برای ایتام درست شد. صور مرکز گدایان بود. با روشی ابتکاری به گدابازی خاتمه داده شد. در برابر مسیحیان سیاست توازن را اتخاذ کردم و معتقد بودم که باید با آن‌ها رابطه فرهنگی برقرار کرد. در سال‌های اول سفرهای طولانی کردم. در یک سال بیش از یکصد هزار کیلومتر در لبنان سفر کردم. در همه‌جا از اسلام و از شیعه دفاع کردم. سخنرانی‌های متعدد ایراد کردم. شیعیان را شناسایی کردیم که چقدر محروم هستند. چقدر از دین به دورند. وضعیت دهات شیعه چگونه است. در برخی از دهات شیعه حتی مرده شیعیان را مسیحیان با سبک و آیین خود دفن می‌کردند. یتیمان شیعه را در کلیساها جمع‌آوری و نگهداری می‌کردند.