به سبب احساس همدردی با خلق قهرمان فلسطین. طی جنگ لبنان، به خصوص در مرحله ای از آن که ارتش سوریه به لبنان وارد شد، در مورد مواضع شما و جنبش محرومان در قبال سوریه و رابطه با فلسطین، نکات مبهم و سؤالات فراوانی به وجود آمده که موجب جنجال های وسیعی شده است. امیدوار هستیم که در این مصاحبه بسیاری از این نقاط مبهم روشن و بسیاری از سؤالات جواب داده شود. شما مشکل لبنان را چگونه معرفی می کنید؟
مشکل لبنان جنبههای مختلف دارد. در رأس همه آنها، چگونگی تأسیس لبنان است. لبنان در حال حاضر از پنج استان تشکیل میشود: جنوب (جبلعامل)، شمال (مرکز و طرابلس)، شرق (بعلبک و بقاع)، بیروت و جبل لبنان. قبل از تأسیس دولت فعلی لبنان، لبنانِ اصلی فقط منطقهای بود به نام جبل لبنان که اکثریت ساکنین آن مسیحیان مارونی بودند و اقلیت آن دروزیها.
در سالهای 1820 تا 1860میلادی بین قبایل دروزی و مارونی جنگهایی رخ داد که منجر به دخالت پنج دولت غربی شامل روسیه، انگلیس، فرانسه، اتریش و ایتالیا و بهانهای برای نفوذ آنان گردید. به نظر میرسد که این جنگها به تحریک خود غربیها بوده است که بهانهای برای نفوذ پیدا کنند.[7] حاصل این دخالت تحمیلی تأسیس دولت خودمختار مارونی در لبنان به حمایت این پنج دولت بود که به موجب قرار استانبول تثبیت شد. این دولت دو فرمانداری داشت: یکی فرمانداری موارنه و دیگری فرمانداری دروز. اکثریت مارونیها بودند. بعد از این ماجرا، این پنج دولت غربی برنامههای طویلالمدت در منطقه اجرا کردند. سه بیمارستان و دانشگاه و کلیسا و پایگاه فرهنگی ایجاد کردند. برخی از مدارس اینها در لبنان یکصد سال سابقه دارد.
هریک از گروههای مسیحی و همچنین، دروزیها با یکی از پنج دولت رابطه برقرار کردند: مارونیها با فرانسویها که آنها را مادر شیرین و مهربان برای خود میخواندند؛ کاتولیکها با پاپ و ایتالیا؛ ارتدوکسها با روسیه؛ دروزیها با انگلیس. برای بسط فرهنگ فرانسوی، شعرا و نویسندگان فرانسوی نیز دست به کار شدند. لامارتین شاعر فرانسوی مدتها در بحمدون (جبل لبنان) زندگی میکرد و هماکنون مؤسساتی به نام او (نظیر هتل لامارتین) در بحمدون وجود دارد.
در جنگ اول دولت عثمانی شکست خورد و سرزمینهای عربی بین انگلستان و فرانسه تقسیم شد. سوریه و لبنان به فرانسه رسید و فلسطین به انگلستان.[8] فرانسه در سال 1923میلادی برای تشکیل یک دولت جدید، (لبنان بزرگ) علاوه بر جبل لبنان، چهار ایالت دیگر را هم بدان ملحق ساخت و جمهوری لبنان را تشکیل داد. در این وضعیت، زمینه دولت دموکراتیک مذهبی با حمایت فرانسه به وجود آمد. مارونیها برای تثبیت موقعیت خود به فرانسه فشار میآوردند که مارونیها اکثریت را در دست بگیرند و در این وضعیت اقلیتهای مذهبی دیگر در تحت فشار بودند.
[7].?در سال 1920 میلادی جامع? ملل Leagre & Nation's، قیمومیت این مناطق را میان فرانسه و انگلیس تقسیم کرد. در 1926 میلادی تأسیس "جمهوری لبنان" رسماً اعلام شد و در 1943 میلادی استقلال خود را به دست آورد.
[8].?منظور نظام فرقهای است که باید رئیسجمهور و رئیس ستاد ارتش مسیحی، نخستوزیر سنی و رئیس مجلس شیعه باشد. نظر امام موسی صدر و جنبش محرومان نظام دموکراتیک است که رئیسجمهور از هر مذهبی و دینی، با رأی مستقیم مردم انتخاب شود و سایر مسئولان، از جمله نخستوزیر و یا رئیسجمهور، بر اساس شایستگی معین شوند.
