گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 196

سرسخت و بی‌وقفۀ آنان را برای احقاق حق و نابودی باطل بررسی می‌کنیم. همۀ این موارد تأیید می‌کند که نه تنها تمام ادیان الهی از رهایی‌بخشی انسان حمایت می‌کنند، بلکه فقط آن‌ها هستند که می‌توانند این امر را عملی کنند.

در روزگار ما، در رسانه‌هایی مانند کتاب‌ها و مجلات و روزنامه‌ها، می‌توان مبارزات ‌سید جمال‌الدین اسدآبادی و تلاش‌های او را برای سرنگونی ناصرالدین شاه در ایران ملاحظه کرد. هنگامی که ناصرالدین شاه به قتل رسید، سید جمال‌الدین به طرح نقشۀ ترور و تحریک میرزا رضا کرمانی، برای اجرای آن، در هنگام عزیمت شاه به زیارت حضرت عبدالعظیم در نزدیکی تهران متهم شد.

همچنین، می‌توان به مبارزات او بر ضد امپراتوری روس و بیدادگری‌های دولت عثمانی در مصر و خاورمیانه و استعمار انگلستان در هند اشاره کرد. در اینجا به زندگی یکی از شاگردان سید جمال‌الدین یعنی شیخ عبدالحمید بن بادیس اشاره‌ای می‌کنیم. او تفکر و مکتب اسلام را در الجزایر و یا شمال آفریقا بنا نهاد. او گروهی تشکیل داد که بعدها «تجمع علما» نام گرفت و رهبری آن را شیخ بشیر ابراهیمی بر عهده داشت، که در آخرین روزهای حیاتش افتخار زیارت او را پیدا کردم. همراهان شیخ ابراهیمی، که ازجملۀ ایشان ابن‌سمحون را می‌توان نام بـرد، کسانی بودنـد که در روزهـای تاریک استعمار فرهنگی ـ سیاسی فرانسه، که با زبان عربی و فرهنگ قرآنی دشمنی می‌کرد، دویست مدرسه تأسیس کردند، که رهبران انقلاب الجزایر، ازجمله بن‌بلا و بومدین و ابن‌فرحات و ابن‌عباس و دیگران، از آن مدارس فارغ‌التحصیل شدند؛ کسانی که ـ آن‌طور که من احساس کردم ـ در برابر بشیر ابراهیمی مثل شاگرد در برابر استاد بودند. به اذعان تحلیل‌گران و اتفاق‌نظر همۀ کسانی که از الجزایر و مناطق قبیله‌ای دیدن می‌کنند، نیرویی که باعث انقلاب الجزایر شد، نیروی اسلام بود. ابن‌بادیس قهرمانان مغرب و تونس و لیبی ر ا نیز تربیت کرده است. همان‌طور که گفتیم، او شاگرد سید جمال‌الدین است و خود در کتاب‌هایش این مطلب را تأکید کرده و از تأثیرپذیری عمیق خود از این رهبر بزرگ اسلامی سخن می‌گوید.

از کشور مغرب، علّال الفاسی، رهبر حزب استقلال، را می‌توان نام برد که به کمک همراهانش، ازجمله عوده‌بن‌یوسف که نام پادشاه محمد پنجم است، حرکت استقلال‌طلبی بر ضد فرانسه را رهبری کرد.

انقلاب‌های آزادی‌خواهی که پی‌درپی در عراق اتفاق افتاد و تعداد آن‌ها به سه انقلاب رسید، همه به رهبری علما و مراجع بزرگ دینی بوده است، علمایی مانند شیخ محمدتقی شیرازی و سید محمدسعید حبوبی و جز آنان. فرزند سید محمدکاظم یزدی در جهاد شرکت کرد و به شهادت رسید. ازجملۀ رهبران می‌توان به شیخ محمدکاظم، ملقب به آخوند خراسانی، اشاره کرد که استاد همۀ علما در قرن اخیر به شمار می‌رود. او بود که به مبارزه با استبداد در ایران برخاست و نظام دیکتاتوری را به لرزه درآورد. این قیام انقلاب مشروطه نام گرفت، نیز می‌توان از سید محمد صدر و دوستانش نام برد.

در لبنان نیز سید عبدالحسین شرف‌الدین را نام می‌بریم. او به مبارزه با استعمار فرانسه پرداخت و در این راه سختی‌های بسیاری متحمل شد. بسیاری از دست‌نوشته‌های نفیس او سوزانده شد. او خود در مقدمۀ برخی از کتاب‌هایش به این امر اشاره می‌کند.