از همۀ این موارد نتیجه میگیریم که اسلام برای انسان هدفی قرار داده که فراتر از چارچوب محدود نفْس اوست. در او آرمانهای بیانتهایی آفریده است و او را تا آخرین لحظات به سوی آن آرمانها سوق میدهد. پیامبر اکرم میفرماید: إن قامت السّاعَةُ وَ فی یَدِ أَحَدِکُم فسیلةٌ فَإن استَطاعَ أَن لاتَقُومَ الساعةُ حَتَّی یَغرِسَها فَلیَغرِسها.(اگر هنگام مرگ فرا رسید و در دست یکی از شما نهالی بود و نمیتوانست کاری جز کاشتن نهال انجام دهد، نهال را بکارد.)[37]
تلاش و حرکت دائمی انسان در جهت هدفی که اسلام مشخص کرده است، باید تشکیلاتی و نظاممند باشد. آیههای آغازین سورۀ الرحمن را بخوانیم تا آشکارا دریابیم که این آیات بین ایدئولوژی یعنی فرهنگی که اسلام به انسان میبخشد و نظاممندی پیوند میزند:
﴿الرَّحْمَنُ. عَلَّمَ الْقُرْآنَ. خَلَقَ الْإِنسَانَ. عَلَّمَهُ الْبَیَانَ. الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ. وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ. وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ.﴾ [38]
این یعنی نظام، یعنی خداوند برای هرچیزی اندازهای قرار داده: ﴿لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا﴾ [39] نیز برای اینکه مسلمان، در تلاش و کوشش خود، با روند هستی هماهنگ باشد، ناچار باید منظم باشد و بدون آن نمیتواند به هدف خود برسد. بیش از این به این موضوع نمیپردازیم، چراکه بحثی مستقل میطلبد.
برمیگردیم به اصل مطلب یعنی پاسخ به این سؤال که رابطۀ واقعی و عینی دین و آزادیخواهی چیست؟ دینِ اسلام انسان را به رهایی از هرگونه عقبافتادگی فرا میخواند و میگوید که خداوند حقِ عادلِ توانایِ عزیز را بپرستید؛ خواه این عقبافتادگی نادانی باشد یا فقر یا ناتوانی یا ضعف یا زبونی یا ظلم و تجاوز به دیگران.
میتوانیم مروری تاریخی و سریع بر سرگذشت انبیا و ائمه و علمای مبارز بکنیم. داستان حضرت ابراهیم(ع) و مبارزۀ سرسختانۀ او را بر ضد نمرود، که او را در آتش افکند، مرور کنیم. همچنین، موسی(ع) و جهاد او را بر ضد سه دشمن همقسم: «فرعون» و «قارون» و «بلعم». فرعون نماد قدرت است و قارون نماد ثروت و احتکار. امّا بلعم، عالمِ دینیِ همعصر با آن دو نفر است که کارهای آنان را توجیه و مردم را به تسلیم شدن در برابر آنان سفارش میکرد. قرآن از این عالِم فاسد با این آیه یاد میکند: ﴿ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ﴾ [40] سپس، زندگی مسیح و مبارزۀ او را با رباخواران و افراد دارای امتیازاتِ خاصِ فریسیان مطالعه میکنیم و، پس از آن، میپردازیم به سیرۀ حضرت محمد(ص) و جنگ او با بتهای ساختگی و نظام طبقاتی قریش و ربای خانمانسوزی که به حد بردهداری میرسید. همچنین، مبارزۀ او بر ضد نظام قبیلهای سرکش در یثرب و جهاد او برای برقراری نظام برادری اسلامی را مطالعه میکنیم؛ نمونۀ والاترین و پیشرفتهترین نظام در تاریخ.
سپس، زندگی امامان پیشگام در ایمان، و جهاد
[37]. نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، چاپ اوّل: قم، مؤسسة آلالبیت علیهمالسلام، 1408 قمری.
[38]. «خدای رحمان، قرآن را تعلیم داد. انسان را بیافرید. به او گفتن آموخت. آفتاب و ماه به حسابی مقرر در حرکتاند. و گیاه و درخت سجدهاش میکنند. آسمان را برافراخت و ترازو را بر نهاد.» (الرحمن، 7-1)
[39]. «هرچیز را اندازهای قرار داده است.» (طلاق، 3)
[40]. «مثل او چون مثل آن سگ است که اگر بر او حمله کنی زبان از دهان بیرون آرد و اگر رهایش کنی باز هم زبان از دهان بیرون آرد.» (اعراف، 176)
