موضوع: سخنرانی - جایگاه دین در جنبشهایرهاییبخش
مکان و تاریخ: سالن آموزشکدۀ فنی حرفهای عاملیه در بیروت، 13/2/1975.
مناسبت: دعوت مدیریت آموزشکده از امام برای سخنرانی در حضور جمع بسیاری از دانشحویان و استادان.
این سخنرانی در کتاب ادیان در خدمت انسان با همین عنوان درج شده است.
دربارۀ موضوع دین و نهضتهای آزادیخواهی باید چند مسئله را بررسی کنیم:
1. رابطۀ عینی دین با آزادیخواهی چیست؟
2. آیا دین نقش آزادیخواهی را در جهان عرب ایفا کرده است؟
3. آیا در تاریخ موردی یافت میشود که خلاف آن را ثابت کند و مشارکت دین را در متوقف کردن حرکتهای آزادیخواهی و بازداشتن آنان تأیید کند؟ آیا میتوان فرق گذاشت بین نقش دین و نقشی که سوءاستفادهکنندگان از دین، مانند طالبان قدرت و مال و مقام و یا وابستگان آنان ایفا میکنند؟ آیا ممکن است نقش اصیل دین را از نقش بهرهجویان از دین جدا کرد؟
4. و اگر برای دین نقشی مثبت امّا برای بازیگران به اسم دین، گاهی نقشی منفی وجود داشته باشد، در این صورت، آیا ملاکی خصوصاً دینی و مطمئن، برای تمییز بین آن دو وجود دارد؟
روشن است که این موضوع نیاز به تحقیق مفصلی دارد و بررسی تمامی جوانب آن بسیار مشکل است. از سویی، مباحث آن فلسفی است، زیرا دربارۀ تأثیر ایدئولوژیِ معینی بر حرکت اجتماعیِ انسان تحقیق میکند. از دیگر سو، این مسئله ابعاد سیاسی و تاریخی دارد. شایسته است که این بحث، موضوع پایاننامهای دانشگاهی باشد و امید من این است که یکی از جوانان دربارۀ این موضوع به صورت تفصیلی تحقیق کند. امّا در اینجا مسئله را به صورت اختصار بررسی میکنیم.
حقیقت این است که دین و، مشخصاً، اسلام بر پایۀ توحید استوار است که به معنای پرستش خداوند یکتاست و تمامی آن در یک کلمه خلاصه میشود: «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا.» این عبارت از دو قسمت تشکیل شده است: «لا إله» و «إلا الله» و، به عبارت دیگر، این دستورْ نخست بر نفی خدایان تکیه و، سپس، بر وجود خداوند یکتا تأکید میکند؛ خداوندی که در صفات شبیهی ندارد و بینیاز از زمان و مکان است، مردم در پیشگاه او مانند دندانههای شانه یکساناند. بنابراین، از نظر دینی، انکار خدایان آغاز حرکت است. خدایان انکارشده همان عواملی هستند که همواره بر زندگی انسان تأثیر گذاشتهاند و میگذارند و خواهند گذاشت و به قدسالأقداس تبدیل میشوند.
زمانی که این خدایان را نام میبریم، درمییابیم که آنها دقیقاً همان قید و بندهایی هستند که آزادی انسان را در طول تاریخ مقید ساختهاند، مانند
