موضوع: سخنرانی- در برخورد با دشمن صهیونیستی دلیر و جان بر کف باشید
مکان و تاریخ: بنتجبیل - حسینیۀ شهرک کونین، 26/1/1975.
مناسبت: بزرگداشت هفتمین روز درگذشت علامه سید محمدباقر ابراهیم.
منبع: روزنامۀ النهار، 27/1/1975؛ آرشیو مجلس اعلای شیعیان
در این مراسم که حدود 2500 نفر از کونین و شهرک های هم جوار در آن شرکت کردند، آقایان ابراهیم شراره و شیخ محمد مهدی شمس الدین و حسن شراره و سید علی الحکیم صحبت کردند و محمد نجیب فضل الله نیز قصیده ای به همین مناسبت خواند. وقتی امام موسی صدر به حسینیه رسید، مورد استقبالی گرم قرار گرفت و شعارهایی دربارۀ او سرداده شد. امام سخنانی بدون آمادگی قبلی ایراد کرد.
امام موسی صدر گفت: امام حسین(ع) در سال 61 هجری، فردی زندانی و بریده از آینده نبود، بلکه حلقهای برجسته از زنجیرۀ جنگ تلخ و سخت میان حق و باطل بود و این حلقه تا ابد و تا هرجا که حق و باطل وجود داشته باشد، ادامه خواهد داشت. امام حسین(ع) شهید اشکها نیست؛ شهید یک ماجرای تلخ تاریخی نیست... اگر حسین(ع) امروز در میان این امت حاضر بود، تصوّر میکنید که موضع او در برابر آنچه در داخل و خارج کشور میگذرد و در برابر تجاوزهای اسرائیل و کوتاهیها و ذلتپذیریهای ما چه بود؟ پاسخ این است که حسین(ع) در قلبهای ما زنده است و ما به شعار «کاش ما نیز همراه تو بودیم تا به رستگاری بزرگ میرسیدیم»، متعهد هستیم.
امام صدر افزود: اگر امام حسین(ع) اینجا بود، شمشیر برمیداشت و میخروشید و در برابر کسانی که به روی مردم تیراندازی میکنند و رزق و روزی مردم را ضایع میکنند، میایستاد. امکان ندارد ما خاموش بمانیم. منش حسینی ما، ما را بر آن میدارد که از سرزمینمان دفاع کنیم و مسئولیت ملتمان را بر عهده بگیریم.
امام به مسئولان، بدون آنکه نام کسی را بر زبان بیاورد، حمله کرد و گفت: برای یک لقمه نان، شروع به جنگ با ما کردهاند؛ ما را از توسعه و طرحهای اجتماعی محروم کردند؛ میان ما اختلاف انداختند؛ ما را بهتدریج به ذلت و خواری عادت دادند... اگر وضع داخلی سال 1948 را با وضع کنونی مقایسه کنیم، درمییابیم که زمان تجاوز به ما فرا رسیده است. آیا همین کافی است که ما بگوییم کوچ نخواهیم کرد؟ اگر حاکم منحرف شود و تسلیم دشمن شود، باید به او درسی بدهیم و او را وادار کنیم که به مسئولیتهایش عمل کند، هرچند این کار نیاز به هزینه و فداکاری داشته باشد. در برخورد با دشمن صهیونیستی، دلیر و جان بر کف باشید و با چنگ و دندان و هر سلاحی که دارید - هرچند ساده باشد- با او بجنگید. به بوداییان بنگرید چگونه با کشتن خود و به قیمت جان خود فداکاری میکنند.
