گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 161

بنابراین، ما مستضعف هستیم. اسرائیل در جبهۀ یزید است؛ جبهۀ باطل، جبهۀ ستم‌پیشگان، و ما در جبهۀ مستضعفین هستیم؛ جبهۀ حسین‌(ع). ما چه باید بکنیم؟ سیرۀ حسین‌(ع) را می‌خوانیم و می‌بینیم که حسین‌(ع) با خاندان و یاران و فرزندان و با همۀ هستی و مردان و زنان خود به آوردگاه می‌رود. کسانی هم که با حسین‌(ع) از مدینه خارج نشدند، با اجباری از جانب حسین‌(ع) مواجه نشده بودند، چرا‌که امام حسین‌(ع) برای آنان چنین نوشت: ألا وَ مَن خَرَجَ مَعِی یقتَلُ وَ مَن لَم یخرُج، لَن‌یبلُغَ النَّصرَ. (بدانید آن که با من از مدینه خارج شود، کشته خواهد شد و آن کس که بماند به پیروزی نخواهد رسید.)

او می‌خواهد همۀ دوستداران و عزیزان خود را به همراه ببرد، امّا به کجا؟ به محراب شهادت. او می‌داند که همگی به‌سوی شهادت گام بر می‌دارند و همین‌طور هم بود. سخنان امام حسین‌(ع) و علی‌اکبر‌(ع) را وقتی که علی‌اکبر‌(ع) به خیمه‌ها بازگشت و آب خواست، می‌خواندم. مضمون سخن امام حسین‌(ع) این بود که آبی در کار نیست، امّا به علی‌اکبر‌(ع) می‌گوید: «امیدوارم که از دست جدّت سیراب شوی.» آیا علی‌اکبر‌(ع) در این دنیا سیراب می‌شود؟ جدّش کجا به او آب می‌دهد؟ حسین شهادت و مرگ را برای فرزندش آرزو می‌کند. می‌گوید: بفرما، بجنگ و بمیر. این معنای سیراب شدن از دست جدت است. دیگران از او اجازه می‌خواهند و او به آنان اجازه می‌دهد، و همین‌گونه یکی پس از دیگری، همۀ آنان را تقدیم کرد. در مقتل ماجرا را شنیده‌اید. جزئیات این کارزار به حقیقت بسیار نزدیک است. مردمی بودند که گمراه شدند و طمع ورزیدند. به آنان اندکی پول دادند یا اینکه یک مشت خرمای خشک گرفتند و برای قتل حسین‌(ع) آمدند. روایات و سیره‌ها متفاوت است، برخی گفته‌اند که 30 هزار نفر یا بیشتر امام حسین‌(ع) را محاصره کرده بودند. آنان احساس می‌کردند که میان آن‌ها و پیروزی، میان آن‌ها و رهایی ا ز ضربه‌های امام حسین‌(ع) و حضرت عباس‌(ع) و دیگر قهرمانان، میان آن‌ها و خلاصی لحظاتی بیش نمانده است. آنان می‌دیدند که پس از کشتن امام حسین(ع) به درون خیمه‌ها می‌روند و لباس‌ها و زیور‌آلات و گوشواره‌ها را بی‌رحمانه به غارت می‌برند. آری، روشن شد که چه کردند. در مقتل خوانده‌اید که با شمشیرها و نیزه‌ها و هر وسیله‌ای که در دسترسشان بود، حمله کردند. ما روایت این رخدادها را در ایام عاشورا می‌خوانیم. هدف چیست؟ می‌خواهیم عاشورا را در جایگاه درست تاریخی خود قرار دهیم، زیرا‌که این واقعه در سلسلۀ حلقه‌های متصل به هم جای دارد. نبرد حق و باطل با حسین‌(ع) به اوج خود می‌رسد، امّا این نبرد همچنان ادامه دارد. پیش از امام حسین‌(ع) بود و پس از او‌ هم خواهد بود. چرا حلقۀ امام حسین‌(ع) متفاوت و ویژه است؟ زیرا فداکاری امام حسین‌(ع) فداکاری بزرگی بود. او همه‌چیز را برای خدا تقدیم کرد: إن کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَم یستَقِم‌ إلّا بِقَتلِی، فَیا سُیوفُ خُذِینِی. (اگر دین محمد پا بر جا نمی‌ماند مگر با مرگ من، پس ای شمشیرها مرا در یابید.)

او همه‌چیز را تقدیم کرد. اگر این واقعه را بـه سلسلۀ تاریخـی و سرمدی نبرد میان حق و باطل پیوند دهیم، خود را در این جبهۀ نبرد قرار داده‌ایم.

امروز این نبرد میان ملت فلسطین و اسرائیل ‌است. این مسئله، فقط تکلیف فلسطینی‌ها نیست و اگر آنان این کار را انجام ندهند، بر ما واجب عینی است که به‌پا خیزیم و این کار را بکنیم. درست است، اسرائیل نیرومند است، امّا یزید نیز قدرت داشت.