گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 5
صفحه: 160

قدرتمندان، چرا‌که عقده‌ای در کار نیست، بلکه به سبب بیزاری از ظلم. آنان می‌خواهند زورمداران و ستمگران را از عرششان فرو کشند. پیامبر هیچ کینه و عقده‌ای از هیچ‌کس ندارد. او از این کینه‌توزی‌ها مبراست.

نبرد بالا می‌گیرد. مستضعفان به‌پا می‌خیزند، بر گِرد پیامبر خود فراهم می‌آیند و نبرد را آغاز می‌کنند، فداکاری می‌کنند و مبارزه را پی می‌گیرند تا ستمکار از عرشش سقوط کند و از طغیانش دست بشوید. مستضعفان در برابر استعمار و استثمار و استحمارِ ستمکار می‌ایستند.

انواع سه‌‌گانۀ ستم سردمدارانی دارد. اینان قبلاً بوده‌اند و اکنون نیز هستند. امّا سرانجام ستم در برابر اکثریت شکست می‌خورد و ستمکار نیز در‌هم می‌شکند. سپس ستمکار جامۀ نو بر تن می‌کند؛ جامۀ انبیا و لباسِ دین. به دعوت جدیدی فرا می‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر می‌دهد. اعلام می‌کند که در کنار مستضعفان است. مستضعفان می‌بینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب و استبداد و استعمار و استثمار و استحمار از درون خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می‌‌شود. بدین‌گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.

این نبرد برای چیست؟ این سنّت خداوند است. این نبرد همیشگی برای این است که آدمی بتواند با ارادۀ کامل خود، از میان خیر و شر، یکی را انتخاب کند تا بتواند به کمال برسد و این‌گونه است که سلسلۀ پایندۀ ستیز میان ستمکار و ستم‌دیده به هرگونه که توصیف شود ادامه می‌یابد. در این روند بود که نبرد آغاز شد: از آدم(ع)، برگزیدۀ خدا و نوح(ع)، پیامبر خدا و موسی(ع)، هم‌سخن خدا و عیسی(ع)، روح خدا؛ تا محمّد(ص)، محبوب خدا و علی(ع)، ولی خدا.

از این رو، واقعۀ کربلا نبردی منفک و پدیده‌ای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته حلقه‌ای ویژه است و، به‌طور طبیعی، با دیگر حلقه‌های تاریخِ نبرد، تفاوت دارد و همچنان‌که این حلقه با گذشته پیوند دارد، با آینده نیز در پیوند است.

ما با این یادکردها و عزاداری‌ها و برپایی مجالس سوگ، می‌کوشیم تا این واقعه‌ را همچون رویدادی تازه تجربه کنیم. پدران و نیاکان و رهبران و علمای ما نیز چنین کرده‌اند. به سخنان امام حسین(ع) گوش فرا می دهیم: ألا تَرَونَ الحَقَّ لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ. (آیا نمی‌بینید به حق عمل نمی‌گردد و از باطل دوری نمی‌شود.)

در این کلام امام حسین(ع) بویی از گذشته نمی‌شنویم. گویا برای همین امروز گفته می‌شود. ایـن سخن در گـوش عـزاداران طنیـن می‌افکنـد، و انسـان را وا‌می‌دارد تا هوشیار باشد که امروز چه باید بکند؟ تا وقتی که نبرد ادامه دارد و دو جبهه از هم متمایز است، و تا هنگامی که دو جبهه رهبران و پیروان خود را دارد، ما باید ببینیم آیا در جای خود ایستاده‌ایم؟ در کدام جبهه هستیم؟

سخنان و شعارها روشن‌اند. وقتی که انسان معاصر درمی‌یابد که نبرد امام حسین(ع) با گذشته و آینده پیوند دارد، درنگ می‌کند و در برابر دو جبهه می‌ایستد تا صف خود را انتخاب کند. اگر بخواهیم هر دو جبهه را بشناسیم، باید بدانیم هر کدام ویژگی‌های خود را دارد. زیاد دقت نمی‌‌خواهد. ویژگی‌ها روشن است. آیا کسی هست که شک کند اسرائیل ظالم است؟ اسرائیل سرزمین فلسطین را اشغال و مردم را آواره و بی‌گناهان را نابود کرده است. به بهانۀ حمایت از خود، تجاوز را ادامه می‌دهد و فکر جهانی را با استعمار و استثمار و استحمار به بیراهه برده است.