امتداد آنهاست، کارآیی استراتژیک و نظامی خود را از دست میدهد.
3. معامله بر سر آب و منطقۀ متروکهای که کمربند امنیتی اسرائیل نامیده میشود، افزون بر امتیازات دیگری که اسرائیل در پرتو سازشها و معاملات پس از اشغال لبنان کسب میکند.
این سه دستاورد در کنار آنچه گذشت، مثل به تعویق انداختن کنفرانس ژنو و بالا بردن روحیات نیروها و حل مشکلات اقتصادی و غیر آنها، عواملی است که اسرائیل را به جنگ بر ضد لبنان ترغیب میکند، بدون آنکه با تلفات جانی یا خسارتهای تجهیزاتی زیادی روبهرو شود.
یک نکته باقی میماند: برای جلوگیری از این جاهطلبیهای اسرائیل، چه برنامهریزیای شده است؟ به عنوان هموطن از شما پنهان نمیکنم که برای این پرسش، پاسخی نیافتهام. امّا تعیین فاصلۀ زمانی شش ماهه، به علت وضعیت دشوار اسرائیل و شرکت نکردن آن در کنفرانس ژنو است؛ چراکه پاسخی قانعکننده برای غیبت ندارد تا به جهان ارائه کند و از سویی دنیا از رهگذر سازمان ملل، موجودیت ملت فلسطین را و مشروعیت سازمان آزادیبخش را به نمایندگی آن پذیرفته است.
در حال حاضر چه پیشنهادی برای دفاع از جنوب دارید؟ آیا کمک خواستن از نیروهای عربی را برای این دفاع تأیید می کنید؟
اولاً، باید فوراً اقدامات رسانهای و دیپلماتیک متمرکزی در سطح جهانی برای تبیین اوضاع و تشریح خطر تجاوزها و تهدیدهای پیدرپی اسرائیل، شروع شود.
ثانیاً، باید توانمندیهای ملت لبنان را، چه در داخل کشور و چه در خارج بسیج کرد و از روابط شخصی و نفوذ گستردۀ آنان در جهان کمک گرفت. از این تواناییها، تاکنون، برای خدمت به کشور استفاده نشده است. نمیدانم چرا این تواناییها راکد مانده و برای چه روزی ذخیره شده است.
ثالثاً، باید فعالیت نظامی را که هیچ جانشینی ندارد، در سطح مردمی آغاز کرد. باید در درجۀ اوّل، به آموزش نظامی جوانان جنوب پرداخت و سپس در دیگر مناطق، کسانی را که داوطلب و مایل به این کار هستند، آموزش داد. باید مردم را مسلح و برای جنگ خیابانی و دفاع از روستاها و شهرهایشان آماده کرد.
گذشته از آن، باید ارتش را موظف کرد که در چارچوب یک نقشۀ درست نظامی به جنوب اعزام شود و در موقعیتهای مشخص استقرار یابد و به دفاع جانانه از میهن بپردازد. استفاده از جنگافزارهایی که به ارتش لبنان داده میشود، از هر منبعی که باشد، ضرورتی حتمی و مشروع برای دفاع از کشور است. امّا درمورد یاری خواستن از ارتشهای عربی، گرچه من یقین دارم که حق دفاع از جان و وطن، این امر را اقتضا میکند، تصمیمگیری را به سران نظامی و سیاسی کشور وا میگذارم تا زمان و جزئیات این کار را مشخص کنند و ابهامات و واکنشهایی را هم که به دنبال دارد، در نظر بگیرند.
من معتقدم در دنیا امکانات دیگری نیز هست که لبنان در زمان بحران، میتواند از آنها بهرهبرداری کند. برای نمونه، ژنرال دوگل تأکید داشت که در صورت تجاوز اسرائیل به لبنان به قصد اشغالگری، فرانسه دست روی دست نخواهد گذاشت. پومپیدو، رئیسجمهوری درگذشتۀ فرانسه نیز این اصل را قبول داشت و بر تعهد به آن تأکید میکرد. بنابراین، ضروری است که این موضوع
