استعمار درکمین آنان و کشورشان است، از این رو درک میکنند که اقدام برای تحقق اهداف و رفع ظلم، اگر برنامهریزی شده نباشد و نتایج حتمی به دنبال نداشته باشد، چه بسا به بیشتر شدن طمع دشمن و در نتیجه، دخالت کردن او بینجامد. بر این اساس، ممکن نیست جنبش انگیزۀ خود را از دست دهد و برخلاف اهداف خود حرکت کند. این جنبش جنبشی ناآگاهانه و سادهلوحانه نیست تا مورد سوءاستفادۀ قدرتهای جهانی یا اسرائیل قرار بگیرد و به فاجعه یا دخالت خارجی در لبنان بینجامد، آنگونه که در قبرس یا پاکستان یا غیر آن رخ داد.
من از اینجا اعلام میکنم: تا زمانی که متولیان دولت، برای آینده برنامهریزی نکنند و پژوهشهایی انجام ندهند، جمع شدن بر محور جنبش، به علت برنامهریزی و نگرش جنبش به مسائل ملی و درک آن است.
شما هشدار داده اید که اسرائیل، در طی شش ماه آینده جنوب را اشغال خواهد کرد. چه دلیل و مدرکی برای آن دارید؟
عواملی که انسان را از تجاوز و اشغالگری اسرائیل در حال حاضر بیمناک میکند، عبارتاند از ملاحظات و نکاتی که سبب میشود اسرائیل جنگ را ترجیح دهد ازجمله:
1. وضع روانی و اقتصادی داخل اسرائیل؛
2. روحیۀ صهیونیسم جهانی و حامیان اسرائیل که بر پایۀ قدرت نظامی و امکاناتی استوار است که در اختیار منافع صهیونیسم در جهان قرار دارد؛ همان روحیهای که در جنگ اکتبر (رمضان) دچار تزلزل شد؛
3. تمایل اسرائیل برای به تعویق انداختن کنفرانس ژنو، زیرا این کنفرانس، اسرائیل را تجاوزگر اعلام خواهد کرد و چهرۀ حقیقی آن را بر ملا خواهد ساخت و نقاب متمدنانۀ دروغینی را که در پشت آن، به هیئت دولتی متمدن و مظلوم در جهان ظاهر شده است، خواهد درید.
امام در توضیح این مطلب، افزود: «اسرائیل میخواهد کنفرانس ژنو را به زمانی دیگر که نزدیک انتخابات ریاستجمهوری امریکا باشد، موکول کند و نیز اسباب دیگری هست که باعث میشود ناظران و مسئولان در انتظار جنگی قریبالوقوع میان اعراب و اسرائیل باشند.
از سوی دیگر، قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی اعراب، اسرائیل را از آغاز جنگ پنجم باز میدارد، همچنان که حامیان اسرائیل در کل دنیا را نیز از این اقدام باز میدارد.
از این دو عامل نتیجه میگیریم جنگی که انتظار آن میرود، ممکن است جنگی محدود و بهطور خاص، بر ضد لبنان باشد، چراکه اسرائیل، از یک سو، آن قدرت بازدارنده را در لبنان پیش روی خود نمیبیند و میتواند عملیات جنگی را بهسرعت پایان دهد تا بحرانهایی که بدانها اشاره کردیم، به دنبال نداشته باشد؛ از سوی دیگر، اسرائیل از جنگ با لبنان فوایدی میبرد که عبارتاند از:
1. شکستن شوکت و اقتدار چریکها که توانستند در سال 1974 به اوج پیروزی خود برسند. اسرائیل این کار را از راه حمله به پایگاههای چریکها و کشتن برخی از افراد آنان و ایجاد شکاف در صفوف آنان، از یک سو و میان آنان و لبنانیان، از سوی دیگر، انجام میدهد.
2. مهار شدن ارتش سوریه پس از رسیدن نیروهای اسرائیل به منطقه دیرالعشائر؛ چراکه در این صورت بلندیهای جولان و جبل الشیخ و مناطقی که در
