گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 3
صفحه: 125

ندید، از کجا دین‌دار می‌شود؟ رفتم در مدرسه‌ای و پرسیدم، دوازده امام را نمی‌دانستند، عید غدیر را نمی‌دانستند؛ عید قربان و عاشورا را نمی‌دانستند. اگر همچین مجلسی نباشد، این منطقه‌های دور و دراز که در لبنان است و شیعه هستند کسی برای آن‌ها مبلّغ نمی‌فرستد. از این بالا‌تر، ده‌ها هزار لبنانی شیعه در آفریقای غربی و در آمریکای شمالی و جنوبی و در لیبی و کانادا و استرالیا هستند. آن‌ها در این منطقه‌های مسیحی اگر مبلّغ نداشته باشند، از بین می‌روند. چه دختر‌های شیعه که با مسیحی‌ها ازدواج کردند و مسیحی شدند! چه پسر‌های شیعه که با دخترهای مسیحی در برزیل و آرژانتین و مکزیک و پرو ازدواج کردند و مسیحی شدند! همه از بین رفتند و به طور کلی این جسم شیعه در حال آب شدن است. مسئول این کارها کیست؟ گذشتگان ما در سخت‌ترین و بحرانی‌ترین شرایط اسلام و تشیع را حفظ کردند، و حالا که به دست ما رسیده است، از دست برود؟ این درست نیست. گفتیم که ما هم باید تشکیلات داشته باشیم. البته این به ذهن خیلی‌ها گران آمد. خیلی از مردمی که می‌دیدند بی‌تشکیلاتی شیعه محیط مناسبی برای صید آن‌هاست و مردم را دنبالشان می‌کشند و از ما استفاده می‌کنند، برایشان گران تمام شد. آن‌ها هم ساکت ننشستند و شروع کردند به تهمت زدن و فحش دادن که این از ایران آمده است، این جاسوس است، این با پیمان مرکزی همدست است، این با اسرائیل همدست است، این با امریکا همدست است. یکی از آن‌ها می‌گفت که این سیّد موسی بچه بوده، آمریکایی‌ها او را برده‌اند آنجا و در آمریکا تربیتش کرده‌اند و بعد او را فرستاده‌اند. یکی می‌گفت سیّد موسی برادری دارد که سفیر ایران در اسرائیل است. هرچه بخواهید تهمت زدند. تهمت مالی، تهمت اخلاقی، تهمت سیاسی. چهار پنج سال حتی بنده در خطر مرگ بودم. دو مرتبه یا سه مرتبه مورد سوء‌قصد قرار گرفتم. این‌ها بود و از آن طرف ?? درصد شیعیان مثل آتش به دنبال ما بودند و حرف ما را تأیید می‌کردند. هرچه می‌گفتیم می‌کردند.می‌گفتیم تعطیل کنید، می‌کردند، بیایید، می‌آمدند؛ تهمت می‌زدند، می‌ریختند و هرچه می‌خواستیم تأیید می‌کردند. ما، هم از داخل مورد مبارزه قرار گرفتیم و هم از خارج. کشورهای عربی هم فکر می‌کردند که چه خبر است! چیزی آمده! پیش آمدی کرده! حتماً یک قصد سیاسی در میان است و گرفتار شدیم. با اینکه خدا شاهد است که مقصودی جز دین در پیش نبود. ولی به لطف خدا بعد از سه یا چهار سال مبارزه و خستگی فراوان، سازمانی به نام «المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی» تأسیس شد. معنایش «مجلس اسلامی اعلای شیعیان» است. اسم اسلام را بردیم تا بگوییم ما هم مسلمان هستیم. اسلام در احتکار اهل‌سنت نیست. ما مسلمان‌تر از هر مسلمانی هستیم و باوفا‌تر به اسلام از هرکس دیگری هستیم. این مجلس تأسیس شد. شکل مجلس را برای آقایان تعریف کنم، اگر علاقه دارید بدانید. روحانیان شیعه در لبنان که حدود نود نفر هستند، جمع می‌شوند و دوازده نفر روحانی انتخاب می‌کنند. این دوازده نفر که اسمشان «المجلس الشرعی» است، کلی? برنامه‌های دینی مدارس، برنامه‌های دینی رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها، مناسبت‌ها و اعیاد مذهبی، تبلیغات دینی در مناطق مختلف لبنان و خارج لبنان، ادار? امور اوقاف و تنظیم شئون موقوفات و کلی? شئون مذهبی را به عهده دارد. و هر قانونی از مجلس[73] بگذرد، اگر به


[73].?پارلمان لبنان.