گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 258

به‌ کار است‌ و این‌ نتیجه‌ها آشکار است.

اگر از نماز و روزه‌ و صبر کمک‌ بگیریم‌، در این صورت،‌ سود می‌بریم‌ و کارها بر ما آسان‌ می‌شود. خیر و مصلحت‌ مردم‌ نیز در این است‌. به‌ قسمت‌ آخر آیه‌ شریفه‌ می‌رسیم: وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ.[209] در این‌ قسمت‌ از سخنانم‌ مختصراً‌ نکته‌ای‌ بیان‌ می‌کنم. بعضی‌ها می‌گویند که نماز خواندن‌ و روزه‌ گرفتن‌ برای‌ انسان‌ سخت‌ است‌. برای‌ آنان این‌ کارها سخت‌ است، حق‌ هم‌ دارند. چون‌ خداوند می‌فرماید که این‌ کارها دشوار است،‌ مگر برای‌ کسانی که‌ به‌ مرحله‌ خشوع‌ برسند. طبیعت‌ انسان‌ در راه‌ خیر و شر یکسان‌ است. انسانی‌ که‌ برای‌ اولین‌ بار معصیتی‌ می‌کند، برایش‌ بسیار سخت‌ است‌. او در انتظار عذاب‌ است؛ احساس‌ می‌کند که همه عالم‌ بر این امر واقف خواهند شد. اما هرچه بر این معصیت‌ اصرار ورزد، انجام دادنش برای‌ وی‌ آسان‌‌تر می‌شود. هرچه بیشتر تکرار کند، آسان‌تر می‌شود. تا اینکه‌ برای‌ او معصیت‌ کردن‌ امری‌ عادی‌ می‌شود‌ و دیگر نمی‌تواند آن ‌را ترک‌ کند. عبادت‌ نیز همین‌طور است. در ابتدا برای‌ انسان‌ سخت‌ است‌. اما هر اندازه تکرار کند، آسان‌تر می‌شود تا اینکه‌ کاملاً عادت‌ می‌کند. چه‌ عبادت‌ بدنی‌ مانند نماز و روزه‌ و چه‌ سایر عبادات‌ مانند بخشش. مثلاً‌ شخصی‌ که‌ از مال‌ خویش‌ انفاق‌ نمی‌کند، انفاق‌ اول‌ برایش‌ دشوار است‌. اما در مرتبه‌های‌ بعدی‌ این‌ کار به‌ تدریج‌ آسان‌تر می‌شود و این‌گونه‌ است‌ که‌ انسان‌ عادت‌هایی‌ کسب‌ می‌کند.

عبادت‌ یا معصیت‌ کردن‌، هر دو، در ابتدا دشوار است‌. اما به‌ تدریج‌ انسان‌ عادت‌ می‌کند و برایش‌ آسان‌ می‌شود. دشواری‌ نماز در چیست؟ پنج‌ بار؟ تمام‌ این‌ نمازها حتی‌ یک‌ یا نیم‌ ساعت‌ از وقت‌ ما را نمی‌گیرد. پس‌ کار دشواری‌ نیست‌. اما کسی‌ که‌ نماز نمی‌خواند، احساس‌ سختی‌ می‌کند.

دوست‌ دارم‌ نکته‌ دیگری‌ را اضافه‌ کنم. بسیاری‌ می‌گویند: ما جوان‌ هستیم. اگر اکنون گناه‌ کنیم،‌ بعد که‌ دیگر نیرویی‌ نداشتیم‌ و پیر شدیم، می‌توانیم روزه‌ بگیریم و به‌ حج‌ برویم‌ و خدا را عبادت‌ ‌کنیم. این‌ اشتباه‌ است‌. بنده‌ بر اساس‌ تجربه‌ شخصی‌ خود‌ و بر اساس نظریه‌های‌ تربیتی‌ و روانی و بر اساس‌ تعلیمات‌ دینی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌ام‌ که‌ ترک‌ گناه‌ برای‌ جوان‌ به‌ مراتب‌ آسان‌تر از ترک‌ گناه‌ برای‌ اشخاص‌ پیر است. برای‌ برادرانم‌ مثالی زده‌ام: در سراشیبی‌ انسان‌ بعد از ده‌ قدم‌ آسان‌تر می‌تواند متوقف شود تا هنگامی‌ که‌ بیست‌ قدم‌ پیش‌ رفته باشد. همین‌طور هر قدر پیش‌تر برود، توقفش‌ سخت‌تر می‌شود. پس‌ یک‌ روز هم‌ که زودتر توبه‌ کنی،‌ آن‌ روز مغتنم است. در غیر این‌ صورت‌، وقتی به‌ کاری‌ عادت‌ کردی،‌ ترکش‌ سخت‌ است. هرچه عادت‌ انسان‌ به‌ کاری طولانی‌تر و بیشتر شود، ترک‌ آن‌ سخت‌تر می‌شود. اگر ده‌ سال‌ نماز را ترک‌ کردی، حالا که‌ بخواهی‌ نماز بخوانی‌ سخت‌ است‌. اگر این‌ مدت‌ پانزده‌ سال‌ شود، نماز خواندن‌ باز هم‌ سخت‌تر‌ از قبل‌ می‌شود.

اینجا سؤالی‌ مطرح‌ می‌شود: آیا ما از وضعیت‌ خویش‌ راضی‌ هستیم؟ آیا می‌خواهیم‌ با این‌ حال‌ محشور و در این‌ حال‌ با پروردگار خود ملاقات‌ کنیم؟ به‌ نظر من‌ هیچ‌کس‌ این را نمی‌پذیرد. هیچ‌یک‌ از ما از نتیجه‌ آگاهی‌ ندارد. پس‌ باید از همین‌ حالا شروع‌ کنیم. امروز آسان‌تر از فردا و فردا آسان‌تر از پس‌فرداست. هرقدر که‌ در معصیت‌ غرق‌ شده باشی‌ و در ادای طاعت‌ خدا کوتاهی کرده باشی و هر قدر خیره‌‌سری‌ کرده‌ باشی،‌ فوراً‌ بازگرد. امروز برگردی‌ آسان‌تر است‌ تا فردا. نگو از روز شنبه‌ شروع‌ می‌کنم.


[209]«و این‌ دو، کاری‌ دشوارند، جز برای‌ اهل‌ خشوع.» (بقره،45)