الجزایر یک میلیون شهید داده است. میگویند حدود صد هزار زن در این انقلاب کشته شدند و ما آنان را نمیشناسیم و نامی از ایشان در تاریخ بهجا نمانده است. هیچکس سراغ خانوادهها و ایتام آنان نمیرود. چرا؟ چون قبل از پیروزی کشته شدند. درهحالیهکه همرزمان آنان که پیروزی را درک کردند، در تاریخ جاودان ماندند و نام آنان درخشان است؛ بانوانی مانند جمیله بوحیرد که ما آنها را میشناسیم و نامشان در تاریخ ثبت شده و مورد احترام هستند و قهرمانان تاریخ محسوب میشوند. درصورتی که نامی از آن زنان که قبل از پیروزی کشته شدند، باقی نمانده است، با اینکه شجاعت آنان بیشتر بوده و تمام هستی خویش را در راه آزادی الجزایر نثار کردهاند. اما افرادی که با تلاش و ایثار کمتری ناگهان به نتیجه رسیدند، در تاریخ جاودان شدهاند.
چه کسی سراغ تلاش گمشده را میگیرد؟ چه کسی نام این پادشاهان را که تاج و تختی ندارند، ذکر میکند؟ چه کسی نام کسانی را جاودانه میکند که چرخ انقلابها را به حرکت درآوردند؟ آنان رنج انقلاب را بر دوش کشیدند و بدون اینکه نتیجه را ببینند، جان خویش را از دست دادند. چه کسی از آنان سراغ میگیرد؟ تاریخ؟ ابداً، تنها دین است که ایشان را فراموش نمیکند. خداوند میفرماید: وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ.[206] دین از این اشخاص که نیروی خویش را به کار گرفتند و در راه خیر و نیکی تلاش کردند، یاد میکند و اجر آنان را معادل و یا حتی بیش از اجر افراد پیروز میداند. آنان مستحق پاداش کامل هستند. بنابراین، از کسانی که به نتیجه نرسیدهاند و مرگ مانع آنان شده است، نام میبرد و از آنان قدردانی میکند. مانند اینان نیز کسانی هستند که برای رسیدگی و خدمت به مردم تلاش میکنند، اما اشتباه میکنند و در این راه هلاک میشوند و یا در بیابانها دور از هدف گم میشوند. آیا این امکانپذیر نیست؟ دو نفر به یکسان تلاش میکنند؛ یکی به غیر عمد اشتباه میکند و به نتیجه نمیرسد و از هدف دور میشود و دومی به نتیجه میرسد و پیروز میشود. بسیار خوب، این اشخاص که اشتباه کردهاند، چه کسی سراغ آنان را میگیرد؟ در منطق دنیوی هیچکس، هیچکس.
در منطق مکاتب تاریخی و فکری، مکاتب جدید و غیر جدید، چنین اشخاصی پاداش ندارند. اما دین پاداش آنان را بهطور کامل میدهد. مثال دیگر برای تلاشی که به چشم نمیآید: شخصی به دیدار شما میآید و یا اینکه با کمال متانت و آرامش به شما خدمت میکند. شما نیز از او تشکر میکنید. لیکن شخص دیگری که شما را محتاج و یا بیمار میبیند، خودخوری میکند و رنج میکشد و شب بیدار میماند و نگران میشود. این احساس پدران و مادران است که در راه خدمت به شما و سبکبار کردن و تخفیف رنج شما تلاش میکنند. این خدمت شخص دوم از نظر ظاهر مانند خدمت شخص اول است، یعنی هر دو یک کار انجام دادهاند، لیکن خدمت بیچاره شخص دوم که عقل و دل و اعصاب و اوقات شبانهروز خود را در اندیشه شما بوده و آسایش خود را به سبب غمخواری برای شما مختل کرده است، بر کسی عیان نیست، جز خدایی که باطن انسان را میبیند؛ خدایی که همهچیز را میداند و ذرهای نه در آسمان و نه در زمین از او مخفی نیست. بنابراین، این سه گروه را یادآوری میکنیم: اول،
[206]«و هرکس از خانه خویش بیرون آید تا به سوی خدا و رسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد، مزدش بر عهده خداست.» (نساء،100)
