گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 250

می‌ترسد و در این‌ حال، اگر غش‌ در معامله‌ نکند و ربا نخورد و احتکار نکند. خودداری از این‌ کارها زمانی‌ مهم‌ است‌ که‌ انسان‌ از آینده خویش‌ و فرزندانش‌ می‌ترسد. خداوند می‌فرماید: الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء.[203] معروف‌ می‌گوید: ندیدیم‌ امام‌ ناسزا گوید یا بی‌ادبی‌ کند یا غفلت‌ کند یا دین‌ را فراموش‌ کند. با اشخاص‌ ضعیف‌ مهربان‌ بود. اما وقتی فضل‌ که‌ به‌ ذوالریاستین‌ شهرت‌ داشت‌، به‌ نزد وی‌ می‌آمد تا ورقه‌ای‌ را امضا کند، دو ساعت‌ در برابر او می‌ایستاد و سر خویش‌ را بلند نمی‌کرد، چون‌ امام در حال‌ عبادت‌ بود. عزلت‌ و گوشه‌گیری‌ از مردم‌ سبب‌ می‌شود که انسان در نزد آنان بزرگ‌ شود. اما این‌ بزرگی‌ وهم است. در عهدنامه‌ امام‌ به‌ مالک‌ اشتر به‌ این‌ نکته‌ تأکید شده‌ است. امام‌ به‌ مالک‌ می‌گوید: خود را از مردم‌ جدا نکن‌، زیرا انسان‌ وقتی‌ از مردم‌ کناره‌ گیرد، در نزد آنان بزرگ‌ می‌شود و آنان گمان‌ می‌کنند او چیزی‌ دیگر است‌ و با وی‌ ارتباط‌ برقرار نمی‌کنند و در صورت‌ برقراری‌ ارتباط،‌ از او می‌ترسند و از او انتقاد نمی‌کنند. درهاین‌ صورت‌، شخص‌ عادت‌ می‌کند که‌ انتقاد نپذیرد و فقط‌ مدح‌ و ستایش‌ بشنود و در نتیجه، گمان‌ می‌کند فرستاده‌ خداست‌ که‌ برای‌ نجات‌ بشریت‌ آمده‌ است. و به‌ نفس‌ خویش‌ مغرور می‌شود و دیگر نمی‌تواند نقد را تحمل‌ کند و در این‌ هنگام‌ اشخاص‌ مخلص‌ منتقد از اطراف‌ او پراکنده‌ می‌گردند و اشخاص‌ متملق‌ و دروغ‌گو گرد او جمع‌ می‌شوند و شغل‌ها و منصب‌ها را به‌ آنان می‌دهد. آن‌گاه دیگر ملاک‌ شایستگی‌ و صلاحیت‌ نیست‌ و میزان‌ بندگی در برابر رهبر می‌شود و امور از مجرای‌ صحیح‌ خود خارج‌ و اوضاع‌ درهم‌ و برهم‌ می‌شود. دوری‌ از مردم‌ مکروه‌ یا حرام‌ است‌. بنابراین،‌ امام‌ هرگز نباید از مردم‌ دور شود یا وقتی نماز می‌خواند در مکانی‌ مرتفع‌ بایستد و یا خود را از مردم‌ پنهان‌ کند. امام‌ صادق(ع) این‌ تعالیم‌ را به‌ ما می‌آموزد و می‌فرماید: «تِلکَ‌ المَقاصِیرُ الّتِی‌ أَحَدَثَها الجَبّارُون.» این‌ قصر و قلعه‌هایی‌ که‌ ستمگران‌ برای‌ خود ساختند، پسندیده نیست. (یعنی‌ پس‌ از فتنه‌ و آشوب‌ خوارج،‌ امامان‌ جماعت جایگاه‌ خاصی‌ برای‌ خود در نظر گرفتند و از ورودی‌ خاص‌ جداگانه‌ای‌ وارد می‌شدند و دور این‌ جایگاه‌ دیوار ساخته بودند و مردم‌ پشت‌ دیوار به‌ امام‌ اقتدا می‌کردند. این‌ کار به‌ سبب‌ ترس‌ از مردم‌ بود و نه‌ به‌ سبب‌ تکبر.) دین‌ نمی‌خواهد حاکم‌ به‌ سبب‌ خدمت‌ دروغین‌ و فاصله‌ گرفتن‌ از مردم، بزرگ‌ شود. دین‌ می‌خواهد عالِم‌ و حاکم‌ در میان‌ مردم‌ باشند تا آن‌ها را بشناسند و از آن‌ها انتقاد کنند. دین‌ نمی‌خواهد کسی‌ خود را بالاتر از دیگری‌ بداند. فکر می‌کنند که‌ بزرگان‌ نباید در حمام‌ لخت‌ شوند و مردم‌ شکم‌ و پای‌ آنان‌ را ببینند… اما پیامبر غذا می‌خورد و در بازار راه‌ می‌رفت. صاحب‌ حمام‌ به‌ او می‌گوید: آقای‌ من‌ می‌خواهی‌ […] و در حمام‌ پیامبر به‌ وی‌ می‌گوید: نیازی‌ نیست، مؤ‌منان‌ به‌ این‌ مطلب‌ سزاوارترند. این‌ سیر‌ه عطرآگین‌ و سخنان‌ پاک‌ معصومان‌ در دل‌های‌ مؤ‌منان‌ طنین‌انداز است‌ و راه‌ حق‌ را برای‌ دوستداران‌ روشن‌ می‌کند.خداوند ما را از آنان‌ قرار دهد. والسلام‌ علیکم‌.


[203]«شیطان‌ شما را از بینوایی می‌ترساند و به کارهای زشت وا می‌دارد.» (بقره،268)