گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 1
صفحه: 80

که عقاید مختلف دارند، فرق مىکند. عبادت آفرودیت با عبادت آتش یا مهر فرق مى کند. پس این آخرین نقش دین هم در خطر مى افتد و چیزى براى دین نمی‌ماند. جاى دین در زندگى جدید کجاست؟

ما در این بحث سعى مى‌کنیم که به این سؤال جواب دهیم و جاى دین را در زندگى امروز روشن کنیم: براى این مقصود به قرآن کریم، اصلى ترین و دست نخورده ترین کتاب آسمانى مراجعه مى کنیم:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا.[53]

از این آیه و آیات دیگر مى فهمیم که دین همان فطرت کامل انسان است و تعالیم آن براى ساختن انسان، این جزء زنده آفرینش، این رکن و محرک تاریخ، آمده است.

اسلام مى ‌خواهد انسان را در جایى که براى او در این کون در نظر گرفته شده است، بنشاند. تکالیف، عبادات، حلال و حرام، اخلاق، قوانین، همه، براى این مقصود است. توضیح آنکه:

الف. اسلام به موجب جهان بینى خاص خود، جهان را موجود واحد متحرک به سوى هدف و مقصود مى شناسد.

ب. هر یک از اجزای جهان وظیفه معین دارد که با دقت آن را انجام مى‌ دهد و قرآن نام این اطاعت را سجود مى ‌گذارد.

ج. جسم انسان از این قاعده مستثنا نیست و او هم به این اطاعت و به این سجود کونى مشغول است.

د. انسان از نظر آنکه موجود زنده و صاحب علم و اراده است، وظیفه‌ اى دارد و براى امرى مهم ساخته و پرداخته شده است. وظایف او را واجبات دینى روشن مى ‌کند.

هـ. خداى یگانه عالم و قادر و عادل و رحیم است. پس مصنوع او یعنى جهان بر این شکل ساخته شده و بر این اساس‌ها استوار است.

و. پس وظیفه انسان در جهان بر پایه ‌هاى علم، قدرت، عدالت و رحمت قرار دارد و در غیر این صورت، به علت همصدا نبودن با جهان شکست مى خورد و فراموش مى شود.

ز. انسان تنها «من» نیست بلکه جزئى از جهان بزرگ است و عمر او با ولادت شروع نمى‌ شود و با مرگ پایان نمى یابد.

ح. پس براى سعادت خود باید خود را یعنى جهان را بشناسد و از علم گریزان نباشد و براى فعالیت، عمر کوتاه خود را در نظر نگیرد، بلکه فعالیت خود را حلقه اى از زنجیر طولانى ازلى ابدى بداند:«کُن لدنیاک کأنک تعیش ابداً.» (در دنیا آن‌گونه باش که گویی زندگی ابدی داری)

با مطالعه این فهرست مى‌ بینیم که تعالیم اخلاقى، قوانین، حلال و حرام، عبادات و همه تعالیم دینى دور نقطه تکوین و ساختمان انسان مى چرخد، ولى انسان از خود، از مردم، از جهان و از خدا جدا نیست و از این جهت، تنظیم اساسى روابط انسان با خود و جهان و خدا مورد ملاحظه دین قرار گرفته است.

حال ببینیم آیا در زندگى جدید نقش دین تفاوتى کرده است؟ البته که نه! زیرا عصر ما عصر علم است. علم چراغى است که جهان را به‌طور حقیقى نشان مى‌ دهد و راه پیشرفت و تکامل را روشن مى‌ کند. اما دیدن راه تنها کافى نیست. باید در این راه قدم برداشت. مگر هر کس مى‌ داند عمل مى ‌کند؟

دین انسان را صالح براى پیمودن این راه


[53]«به یکتاپرستی روی‌به دین آور، فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است.» (روم، 30)