کسی: «﴿یَومَئِذ تُحَدِّثُ أَخبارَها بِأَنَّ رَبَّک أَوحی لَها. ﴾ »
پس از این، خداوند به ارائه همان تصویر میپردازد: « ﴿ یَومَئِذ یَصدُرُ النّاسُ أَشتاتاً ﴾ .» «اشتات» جمع «شتیتـة» به معنای پراکنده است. برانگیختن مردم به شکل تظاهرات و صفها و تجمعات منظم نیست، بلکه از ترس و وحشت پراکندهاند، زیرا این جسدهایی که در زمین دفن میشوند، به شکل فعلی باقی نمیمانند. خاک پراکنده میشود. جسدها نخست به خاک تبدیل میشوند. پس از مدتی، عوارض زمین مانند زلزله و حرکت و فرو نشستن زمین این خاک را پراکنده میکند. بخشی از این خاک با باد به طرف دریا میرود و قسمتی دیگر به سمت زمین فلانی میرود و سپس، در آن زمین درخت کاشته میشود و این خاک به درخت و علف و چیزهای دیگر تبدیل میشود. چهبسا، اگر خداوند بخواهد بار دیگر در روز قیامت مرا خلق کند و جسم مرا بازگرداند، باید از جاهای مختلف زمین بدنهای پراکنده مرا که به صورت خاک است، جمع کند و از نو مرا خلق کند و به من هستی ببخشد. چنانکه ما امروز هم همینگونه هستیم و از عناصر گوناگونی ساخته شدهایم. بنابراین، روز حشر بالفعل منظرهای شگفتانگیز است. تصور کنید که قطعهای از دیوار، قطعهای از درخت، قطعهای از زمین، قطعهای از اینسو و قطعهای از د یگر سو جمع شود و انسان را بسازد. شگفتآور خواهد بود. مردم پراکنده و با ترس و فزع میگویند : زمین را چه شده؟ چرا آدمیان برانگیخته میشوند؟ « ﴿ لِیرَوا أَعمالَهُم ﴾ .» تا اعمال خود را ببینند و خداوند اعمالشان را به آنان نشان دهد. هنگامی از فعل مجهول استفاده میکنند. که توجه به خود فعل است، نه فاعل. « ﴿ لِیرَوا أَعمالَهُم ﴾ » یعنی تا به آنان بنمایانند. چه کسانی نشان میدهند؟ مهم نیست. مهم این است که آنان میبینند : « ﴿ لِیرَوا أَعمالَهُم ﴾ .» در عرصه چیزی جز عمل آدمی نیست. مردم برانگیخته میشوند تا اعمالشان را ببینند.
«﴿ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَهُ. ﴾ » چه چیزی را میبیند؟ عمل را. «ذره» به چه معناست؟ میگویند که ذره غبار شناور در هواست؛ ذرهای که در اشعه نور میبینیم. حقیقت این است که ذره در این مورد به کار رفته است، زیرا که واضعان لغت عرب تصوری از چیزی کوچکتر از این نداشتند. واژه «ذرّة» از «ذرّ» آمده است و «ذرّ» به معنای مورچه ریز است. مورچه کوچکترین حیوانات در نزد آنان بود. بنابراین، «ذرّه» به معنای کوچکترین شیء است. در نزد انسان قدیم کوچکترین چیز غبار پراکنده در آسمان بود. ما امروز هم در زبان عربی به اتم ذره میگوییم، زیرا در گذشته اتم را نمیشناختند. چرا؟ زیرا واژه «ذره» برای هر شیء کوچکی و کوچکترین اشیا به کار میرود. در گذشته میگفتیم : « ﴿ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة ﴾ .» مثقال مصدر میمی از «ثقل» است. «مِثقالَ ذَرَّة» یعنی هموزنِ این ذره که به اصطلاح ما چند نوترون است. البته، امروز میتوانیم کمتر از این را هم وزن کنیم؛ ذره ذره که در اجسام موجود است. این ذره را انسان نمیبیند، نه با چشم و نه با وسایلی که تا امروز آدمی ساخته است. آدمی نمیتواند ذرهای را که میچرخد یعنی اتم را ببیند. آیا اینگونه نیست؟ این نیز ذره است. « ﴿ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة ﴾ » یعنی اگر عمل خیر یا شر انسان به اندازه وزن این ذره باشد، آن را خواهد دید. بنابراین، حساب و کتاب فقط برای کارهای بسیار و بزرگ نیست، بلکه شامل کارهای کوچک هم میشود، هرچند این کار کوچک به اندازه یک ذره باشد. طاعات خود را حقیر و صدقات را کم
