این گفتار با همین عنوان در کتاب برای زندگی درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ وَالْعادِیاتِ ضَبْحاً ﴾ ،
سوگند به اسبان دوندهای که نفسنفس میزنند،
﴿ فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً ﴾ ،
سوگند به اسبانی که به سم از سنگ آتش میجهانند،
﴿ فَالمُغِیراتِ صُبْحاً ﴾ ،
و سوگند به اسبانی که بامدادان هجوم آورند،
﴿ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً ﴾ ،
و در آنجا غبار برانگیزند،
﴿ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً ﴾ ،
و در آنجا همه را در میان گیرند،
﴿ إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ ﴾ ،
که : آدمی پروردگار خود را سپاس نمیگوید،
﴿ وَ إنَّهُ عَلی ذلِک لَشهیدٌ ﴾ .
و او خود بر این گواه است.
﴿ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیرِ لَشَدِیدٌ ﴾ .
او مال را فراوان دوست دارد.
﴿ أَفَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی الْقُبُورِ ﴾ ،
آیا نمیداند که چون آنچه در گورهاست زنده گردد،
﴿ وَ حُصِّلَ ما فِی الصُّدُورِ ﴾ ،
و آنچه در دلها نهان است آشکار شود،
﴿ إنَّ رَبَّهُم بِهِمْ یَوْمَئِذ لَخَبِیرٌ ﴾ .
پروردگارشان در آن روز از حالشان آگاه است.
نخست معنا و تفسیر لغوی این سوره را بیان میکنم. «العادیات» جمع «عادیـة» است، و عادی و عادیـة اسم فاعل «عَدْو» است. «العدو» به معنای تاختن است و «العادیات» به معنی تازندگان یا دوندگان است. اما تازندگان چه کسانیاند؟
برخی گفتهاند اسب و برخی دیگر گفتهاند شتر. «الضبح» یعنی نفسهای اسبان دونده و نفسنفس شدیدی که از اسبان دونده بلند میشود.
