پس از این مقدمه کوتاه، به بحث «ولایت» میپردازیم. ما درباره دین و ایمان و رسالت انبیا و مُتَمِّمات رسالت انبیا تفسیری داشتیم که همیشه آن را بیان کردهایم. امشب نیز این تفسیر را تکرار و مثالی برای آن ذکر میکنیم.
اگر کسی از شرکتی ماشین سواری بخرد، این شرکت علاوه بر خود ماشین اطلاعاتی، چه شفاهی و چه کتبی، به خریدار میدهد. فیالمثل، میگوید که ماشین به آببندی نیاز دارد و باید هزار یا دو هزار یا پنج هزار کیلومتر راه برود. در زمان آببندی نباید با ماشین به کوه بروی و یا با سرعت بالا حرکت کنی و یا از فلان سرعت آرامتر بروی. شرکت این اطلاعات را به خریدار میدهد، اما چرا این کار را میکند؟ آیا این شرکت میخواهد بر خریدار حکومت کند و بر او چیره شود؟ تو میتوانی بگویی که من آزادم و از این دستورات پیروی نمیکنم. اگر ماشین را بگیری، اما از این دستورات پیروی نکنی، چه اتفاقی میافتد؟ فرض کنیم ماشین را بگیری و بدون آببندی با آن به بالای کوه بروی. روغن را تعویض نکنی و بنزین نزنی. برای متوقف کردن ماشین پا را بر پدال گاز بگذاری و برای راندن ماشین پاها را بر پدال ترمز بگذاری و از این کارها بکنی. در این صورت، چه کسی ضرر میکند؟ ماشین خراب میشود و چهبسا که جانت را نیز از دست بدهی. آیا نتیجه غیر از این است؟ اگر دوست داری این راهنماییها را نادیده بگیری، بگیر، اما این تو هستی که ضرر میکنی.
این مثال ساده تصوری درست از دین به ما میدهد. خداوند متعال جهان و هستی را آفریده و خواص اشیا و منافع و مضرات آنها و چگونگی استفاده از آنها را میداند. آدمی را آفریده و به وسوسه او آگاه است. او خود میداند چه چیزی ساخته و آفریده است. میداند در قلب انسان چیست و چه نیازها و تمایلاتی دارد و چگونه است. سپس میگوید : ای انسان، اگر میخواهی از این ماشینی که هستی نام دارد، بهرهمند شوی، خداوند چارچوب کلی را به تو میدهد و میگوید که در این چارچوب حرکت کن. هرگونه که میخواهی عمل کن، اما در این چارچوب خاص و در این مسیر کلی مشخص. دین همین است. به چه دلیلی این حرف را میزنم؟ قرآن کریم میگوید : « ﴿ مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَر أَو أُنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلنُحیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَـةً ﴾ .»[374] و در جای دیگر میگوید : « ﴿ وَ مَن أَعرَضَ عَن ذِکرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشـةً ضَنکاً وَ نَحشُرُهُ یومَ القِیامَـة أَعمی ﴾ .»[375] بنابراین، دین در واقع تعالیمی است که خداوند از سر عنایت به انسان ارزانی میکند تا در این کره خاکی زندگی خوش و مرگ سعادتمندانه داشته باشد. دین این است، نه بیشتر و نه کمتر. چرا خداوند این تعالیم را به آدمیان میدهد؟ زیرا او خالق هستی است و میداند مایه نیکبختی آدمی در چیست. او از آنچه بر زمین آفریده است، از سلسله اسباب و امور و اشیا آگاه است. سخن کوتاه کنم تا به مقصود برسیم. خوب دقت کنید. خالق هستی و انسان، خود واضع شریعت و پدیدآورنده دین است. او مثل همان شرکتی است که ماشین را ساخته و راهنمای استفاده از آن را ارائه کرده است. خداوند هستی و انسان را آفریده و شریعت را وضع کرده است. او میگوید : ای آفریدهای که از آنچه در دلت میگذرد، خبر دارم، اگر بخواهی از این ماشین بزرگ استفاده کنی، در این مسیر قدم بردار. بنابراین، دین مسیر درستی است که برای ما
[374]. «هر زن و مردی که کار نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگی خوش و پاکیزهای بدو خواهیم داد.» (نحل، 97)
[375]. «و هرکس از یاد من اعراض کند، زندگیاش تنگ شود و در روز قیامت نابینا محشورش سازیم.» (طه، 124)
