گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 353

به هر روی، هر دو موضوع و هر دو تفسیر یک معنی حقیقی دارند؛ خداوند به بندگان هشدار می‌دهد که شما صبح و شام و همه وقت خود را به زیاده‌خواهی مشغول و همه افکار و نیروها و آرزوهای خود را به این کار واداشته‌اید. زیاده‌خواه همیشه می‌خواهد مال و جاه و زینت و نعمت و نیرو و فرزندان بیشتری به دست آورد. ما حتی می‌توانیم زیاده‌خواهی در راه علم را نیز نام ببریم، زیرا علمی که برای خداوند نباشد، مادی و ظالمانه خواهد بود. مقصود این است که ای آدمیان، باید زمانی را برای اندیشیدن به سرنوشت اختصاص دهید. از کجا آمده‌ای و به کجا می‌روی؟ برای چه آفریده شده‌ای؟ در آینده چه چیزی رخ خواهد داد؟ آیا همین که تلاش کنی تا به این مقام یا آن مقام برسی یا این موضوع را یاد بگیری، بسنده است؟ دنیا همین است؟ زیاده‌خواهی تا آن هنگام که پا به گورستان بگذارید، شما را مشغول می‌کند.

«﴿کَلّا سَوفَ تَعلَمُونَ ثُمَّ کَلّا سَوفَ تَعلَمُونَ. » «کَلّا» طبیعتاً انکار است. شما خواهید دانست، زیرا در پیش رو چیزی است که شما را متنبه خواهد کرد. سپس می‌گوید : «کلّا». این تعبیر سه بار تکرار می‌شود : « ﴿ کَلّا سَوفَ تَعلَمُونَ ثُمَّ کَلّا سَوفَ تَعلَمُونَ »؛ «﴿کَلّا لَو تَعلَمُونَ عِلمَ الیقِینِ لَتَروُنَّ الجَحِیمَ. » همان‌گونه که پیش از این از آن مفسر بزرگ نقل کردم، این تصویر و تعبیر شگفت‌انگیز و برای مردم دردناک است و چونان شلاق طنین‌انداز. «اگر شما در این دنیا به علم یقین بدانید»؛ علم یعنی شناختن شیء و کشف آن نزد مردم، یقین یعنی علم قطعی و خالی از شک به چیزی.

«عِلمَ الیقینِ» یعنی من چیزی را بی‌آنکه دیده باشم، بدانم و گویا آن را دیده‌ام. فی‌المثل، می‌دانم در نیمه دوم زمین روز است، با اینکه آن را نمی‌بینم. این علم‌الیقین است؛ کسی چیزی را می‌داند و در دانسته خود نه شک می‌کند و نه اشتباه در آن راه دارد. قرآن می‌گوید : « ﴿ لَو تَعلَمُونَ عِلمَ الیقِین .» اگر علم حقیقی و واقعی نزد شما بود، علمی که به شک نیالوده باشد، « ﴿ لَتَرَوُنَّ الجَحیمَ » اگر در این دنیا علم داشتید، می‌دیدید که جهنم و نتایج کارهای خود را که پس از مرگ بدان خواهید رسید. این بیان هشدار است. خداوند می‌گوید شما سرگرم هستید. اما اگر علم و آگاهی داشتید، با چشم بصیرت آتش‌های پس از این حیات را می‌دیدید.

« ﴿ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَینَ الیقینَ » تا پیش از این شما جهنم را با «علم یقین» مشاهده می‌کردید، یعنی با چشم بصیرت، اما پس از مشاهده جهنم با چشم بصیرت، آن را با «عین یقین» می‌بینید؛ یقینی که نتیجه مشاهده شماست. بنابراین، اگر معرفت درست داشتید، سرنوشت اخروی خود را پیش از مشاهده با چشم‌هایتان در روز قیامت، می‌دانستید. استفاده از انذار در برابر این غفلت بدین سبب است که هشدار بیش از رحمت انسانِ غافل را تکان می‌دهد و تحریک می‌کند و برمی‌انگیزد. بی‌شک، خدایی که با آتش عذاب می‌کند، نعمت بهشت را ارزانی می‌دارد و چنان‌که عادل و جبار است، رئوف و رحیم هم است. اما پیامبر با کسانی که به زیاده‌خواهی مشغول‌اند، چه می‌کند؟ آنان را اندکی می‌ترساند و برمی‌انگیزد و به انفعال وامی‌دارد تا مسئله به بازی گرفته نشود. از همین رو، پیامبر، یعنی قرآن، تنها جهنم را ذکر می‌کند. پس ای زیاده‌خواهان، اگر اندکی آگاهی داشتید، می‌دانستید آنچه ورای این دنیا و پس از مرگ است و آن را می‌دیدید.

«﴿ثُم لَتُسئَلُنَّ یومَئِذ عَنِ النَّعِیمِ. » روز قیامت از شما درباره نعمت‌هایی می‌پرسند، که خداوند به شما