گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 341

بالا نرفت؟ اگر به کره‌ای بودن زمین توجه کنید، می‌پرسید : چرا سیب به سمت زمین فرود می‌آید؟ این مسئله به این نظریه منجر شد که زمین جاذبه دارد و اشیا را به سمت خود می‌کشد. این نظریه وزن را نیز تفسیر می‌کند. چرا اشیا وزن دارند و یا سنگین وزن هستند؟ وزن نیروی جاذبه است. جاذبه چیزی را به سمت خود می‌کشد و من وزن را احساس می‌کنم. در غیر این صورت، اگر آدمی از میدان جاذبه خارج شود، دیگر وزنی ندارد. حتماً در مجلات و اخبار خوانده‌اید که کسانی که به فضا می‌روند، جاذبه را از دست می‌دهند. در فضا آدمی جاذبه را از دست می‌دهد، یعنی دیگر وزن ندارد و می‌تواند بالا رود، پایین بیاید، راه برود و پرواز کند. این جاذبه است که به ما وزن می‌دهد و ما را به زمین می‌چسباند. پس هر قطره‌ای از باران به زمین فرود می‌آید، زیرا جاذبه زمین را به همراه دارد.

نیروی دیگری وجود دارد که همان نیروی فشار جو است و قطره را به شکل کره درمی‌آورد. چرا قطره به شکل کره است و مربع و مکعب و یا مستطیل نیست؟ مقداری آب را بردار و به زمین و آسمان و هوا پرتاب کن. می‌بینی که قطرات آب به شکل کره درمی‌آیند. چرا؟ زیرا فشار از همه طرف مساوی است و قطره را به شکل کره درمی‌آورد. بنابراین، با هر قطره باران دو عامل از عوامل تکوینی همراه است؛ یکی جاذبه که آن را به سمت زمین می‌کشاند و دیگری فشار جو که آن را حفظ می‌کند تا به زمین برسد. اگر این دو نیرو نبود، قطره در فضا پراکنده می‌شد و بارانی به زمین نمی‌رسید. پس، همراه هر قطره باران دو مَلَک است؛ یعنی این دو مَلَک از طریق نیروی جاذبه زمین و نیروی فشار جو بر قطرات باران اثر می‌گذارند. از آنچه گفتیم نتیجه می‌گیریم که کار ملائکه اداره هستی و عوامل تکوینی است. ملائکه در این دنیا و در آخرت کارهای فراوانی انجام می‌دهند و قرآن در جاهای مختلفی به این مسئله اشاره دارد.

می‌توانیم ملائکه را به تدبیرکنندگان نیروهای هستی تفسیر کنیم. بار دیگر می‌گویم که مقصود من این نیست که ملائکه، خود، نیروهای هستی‌اند؛ بلکه می‌گویم نیروهای هستی در تصرف ملائکه‌اند و بدین‌گونه، معنای سجود ملائکه بر انسان را درمی‌یابیم. سجود ملائکه بر انسان یعنی ملائکه نیروهای هستی را در اختیار آدمی قرار داده‌اند. آدمی می‌تواند از این نیروها استفاده کند و بر آن‌ها اثر گذارد و از طریق علم در آن‌ها تصرف کند. این مسئله بحث دیگری است که در جای خود بدان خواهیم پرداخت. بنابراین، ملائکه سربازان خداوند و کارگزاران قدرتِ او و عاملان حکم اویند. به هر نام که می‌خواهی آنان را بنام. ما حقیقتشان را نمی‌دانیم. این قدر می‌دانیم که برخی از آنان در حال سجده دائم و برخی دیگر در حال رکوع دائم‌اند. خدا را فرمان می‌برند و او را معصیت نمی‌کنند. خداوند را به ستایش تسبیح و او را تقدیس و امور را تدبیر و اداره می‌کنند. بنابراین، همه کارهایی که در جهان روی می‌دهد، به جز افعال آدمی، کار و عمل ملائکه است. این چیزی است که از معنا و تفسیر ملائکه و صفات و اعمال آن‌ها درمی‌یابیم.

اما روح چیست؟ بنابر تفاسیری که در کتب تفسیر وارد شده است، روح بزرگ‌ترین مَلَک است و از همین روست که در جاهایی از قرآن بر «ملائکه» عطف شده است : « ﴿ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَـةُ وَ الرُّوحُ » و « ﴿ یَومَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ المَلائِکَـةُ .»[358] روح در این اصطلاح

[358]. «روزی که روح و فرشتگان به صف می‌ایستند.» (نبأ، 38)