صفات و آثار ملائکه کداماند؟ میتوانیم صفات و آثار آنان را از قرآن دریابیم. از آغاز قرآن ملائکه با خدا سخن میگویند : « ﴿ قالُوا أَ تَجعَلُ فِیها مَن یُفسِدُ فِیها وَ یَسفِک الدِّماءَ وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِک وَ نُقَدِّسُ لَک قالَ إِنِّی أَعلَمُ ما لا تَعلَمُونَ ﴾ .»[356]
از این آیه درمییابیم که ملائکه خدا را به ستایش تسبیح و تقدیس میکنند. همچنین، میدانیم که خداوند پس از آفریدن حضرت آدم به ملائکه گفت که بر آدم سجده کنید و آنان نیز سجده کردند. بنابراین، میدانیم که مقام ملائکه از آدمی پایینتر است. در قرآن کریم به دهها اشاره درباره کارهای ملائکه برمیخوریم. اگر به احادیث هم مراجعه کنیم، میبینیم که مأموریت کارهای بسیاری به ملائکه داده شده است. آیا با این بررسی حقیقت ملائکه و افعال آنان و صفات آنان برای ما روشن میشود؟ من در پاسخ به این پرسش، آنچه را در ذهن دارم، بیان میکنم و ادعا هم نمیکنم که حتماً درست است. آنچه میگویم خلاصهای است که از قرآن و روایات درباره ملائکه دریافتهام.
ملائکه، بنابر آنچه از قرآن و احادیث فهمیده میشود، کارگزاران و واسطهها و سربازان خاص خداوندند. به سخن دیگر، بخشی از کارهای هستی را انسان انجام میدهد و ملائکه بخشی دیگر را، که آنها را عوامل هستی مینامیم، مانند جاذبه، بادها، بارانها، تأثیرات خورشید، ابرها و غیر اینها. آیا قوه جاذبه از اعمال بشر است؟ طبیعتاً نه، جاذبه از عوامل هستی است. تأثیرات خورشید، پرتوهای آن، جزر و مد، وضعیت سیارهها، افق و رعد و برق نیز از عوامل هستی هستند. این نیروهای تکوینی بسیار که در هستی وجود دارند، این عوامل تکوینی و این آثار تکوینی افعال ملائکهاند. ملائکه چنانکه یکی از مفسران، به گمانم طنطاوی، میگوید، خود عوامل تکوینی نیستند، بلکه ملائکه عوامل تکوینی را در اختیار میگیرند و مدیریت میکنند. بهطور مثال، این مسئله مانند حاکمی است که وظایف دولت را به قوای مختلف میسپرد؛ قوه مجریه، مقننه، قضاییه و یا قوای امنیتی. البته، نمیخواهم تشبیه کنم، ولی ملائکه در جهان و آسمان و زمین مانند این قوههایند. عواملاند، موجوداتی هستند که قوههای هستی را در اختیار میگیرند.
آیهای از قرآن کریم، که ملائکه را مصداق آن دانستهاند، میگوید : « ﴿ فَالمُدَبِّراتِ أَمراً ﴾ .»[357] ملائکه هستند که کارها را تدبیر میکنند. قرآن در چندین موضع به تدبیر امور اشاره میکند. همچنین، قرآن اشاره میکند که ملائکه «سلام» و «وحی» را نازل میکنند. حدیث شریفی میگوید که با هر قطرهای از قطرات باران دو مَلَک همراه است. اگر تأمل کنیم، قطره باران هنگام نزول دو نیرو و دو عامل به همراه دارد. عامل نخست این است که چرا قطره به زمین میآید؟ زیرا تحتتأثیر جاذبه است و جاذبه آن را به سمت زمین جذب میکند. نمیگویید چگونه ممکن است قطره به سمت بالا برود؟ اگر خوب ملاحظه کنید، بالا و پایینی در عالم نیست، زیرا کره زمین اینگونه است. باران به این شکل فرود میآید و ابرها بدین شکل مستقرند. هیچچیزی بالا و پایین ندارد. این همان چیزی است که منجر شد نیوتن قانون جاذبه را کشف کند. میگویند که او نشسته بود و مشاهده کرد که سیبی از درخت جدا شد و به زمین افتاد. او اندیشید که
چرا این سیب به زمین افتاد و به
[356]. «گفتند : آیا کسی را میآفرینی که در آنجا فساد کند و خونها بریزد، و حال آنکه ما به ستایش تو تسبیح میگوییم و تو را تقدیس میکنیم؟ گفت : من آن دانم که شما نمیدانید.» (بقره، 30)
[357]. «سوگند به آنها که تدبیر کارها میکنند.» (نازعات، 5)
