نکته دیگری که میخواهم بگویم این است که اگر عصر به معنای روزگار و دهر و زمان باشد، باز هم باید توجه کافی داشته باشیم که قرآن کلام خداوند است و دقتِ تعبیر در آن با دیگر سخنها متفاوت است. چرا قرآن نمیگوید : «وَالدَّهِر إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر» چرا نمیگوید : «وَ الأَیامِ» و «وَالزَّمانَ»؛ چرا با دیگر تعبیرات سوگند نمیخورد؟ چرا مشخصاً این تعبیر را برگزیده است؟ شاید علت انتخاب واژه «عصر» در میان دیگر تعبیرات مفهوم خاصی است که در این واژه وجود دارد، که عصر به دو معنی روزگار و پایان روز فهمیده میشود.
«دهر» و «عصر» هر دو به معنای زماناند. اما لازم است که متوجه باشیم که «عصر» از «عَصَر یَعصَرُ» به معنای فشار آوردن گرفته شده است، و عصر ما را متوجه میکند که زمان بر ما فشار میآورد. زمان گرانبار است و تربیت میکند و پر از مشکلات و حوادثی است که نمیتوان آسان از آن گذشت. زمان ساده به دست نمیآید و تند میگذرد. پس این واژه را برگزیده است تا به این نتیجه برسیم که به زمان قسم یاد شده است، زمانی که بر آدمی بسیار گران میآید و آدمی تحت فشار است. این عبارت تمهیدی است برای جمله پسین. وقتی این معانی سهگانه با هم برابرند، آیا عصر به معنای آخر روز، روزگار یا زمان پیامبر است؟ بنابر مقدمهای که گفتیم، همه این معانی درستاند، چون سوگند میتواند به همه آنها تعلق بگیرد. «وَالعَصِر إنَّ الإنسانَ لَفِی خُسر» آدمی در خسران است. گفتیم که خسران آدمی روشن است، زیراکه آدمی در هر لحظه پارهای از عمرش را از کف میدهد و صفحهای از حیاتش ورق میخورد. پس آدمی در خسرانی همیشگی است.
« ﴿ إلّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبِر ﴾ .» انسانی که با چهار ویژگی شناخته میشود، خسران ندارد. این ویژگیها عبارتاند از : ایمان و عمل صالح و سفارش به حق و سفارش به صبر. تواصی به حق یعنی توصیه متقابل؛ هرکس دیگری را به حق سفارش کند. تواصی به صبر هم یعنی هرکس دیگری را به صبر سفارش کند. اما چرا هرکس این ویژگیها را داشته باشد، در خسران نیست؟ این مسئله را به اختصار توضیح میدهم. روشن است کسی هم که به خدا ایمان دارد و عمل صالح انجام میدهد، روزی از عمرش سپری میشود. این حرف کاملاً درست است. اما این روز را در راه چیزی گرانقدرتر صرف کرده است. اگر بخواهیم منطق مادی و تجاری آن را توضیح دهیم، کشاورزی را در نظر آورید که ده کیلو گندم دارد و آن را در زمینی میکارد. او این ده کیلو گندم را از دست داده است، اما آیا او ضرر کرده است؟ هرگز، زیرا به جای هر دانه گندم هفت دانه گندم یا بیشتر یا کمتر برداشت میکند. اندازه برداشت به زمین و چگونگی کشاورزی و آبیاری و اوضاع آب و هوایی منطقه بسته است. اما این ضرر نیست. انسانی که در خسران است و انسانی که هر لحظه از عمرش میکاهد، اگر این لحظهاش را در راه خیر و عمل صالح صرف کند، خسران ندیده است. بنابراین، ساعتی از عمر را میدهد، اما در عوض جاودانگی را میگیرد. ممکن است کسی ساعتی را از کف داده باشد، اما درس خوانده باشد. البته، درس خواندن فقط به قصد درس خواندن کافی نیست، یعنی با درس خواندن یک روز از دست میرود، اما به جای آن آدمی فرهیختگی کسب میکند و توانی نو برای کار کردن به دست میآورد. در هر روی، علم هدف نیست، وسیله است. دانشآموز در ازای ساعاتی که در مدرسه از
