گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 307

خسران خواهند بود. این چهار صفت عبارت‌اند از: ایمان به خدا، عمل صالح، سفارش به حق و سفارش به صبر. آدمی اگر نتواند این چهار شرط را به دست آورد، خسران می‌بیند، چراکه عمر و فرصتش را از دست داده است و نعمت‌های بی‌شمار الهی را هدر داده است. او با گذشت هر روز و هر ماه و هر سال خسران می‌بیند، بلکه با گذشت هر لحظه، چون انسانی که عمرش را تلف می‌کند، یگانه سرمایه‌اش را از دست می‌دهد. انسانی که در طول عمر خود کار نمی‌کند، نه فرزند زمان خویش است و نه شایسته زندگی در این زمان و بلکه با تاریخ خود غریبه است و در گوشه غفلت وانهاده است. این‌ها شرط‌های چهارگانه برای سعادت آدمی و خسران ندیدن اوست. نخستین شرط به تعبیر قرآن کریم ایمان به خداست. در قرآن کریم و در این سوره آمده است : « ﴿ إِلَّا الَّذینَ آمَنُوا » که متعلق ذکر نشده، بلکه «ایمان» ذکر شده است. در اینجا، به شروط ایمان به خدا و لوازم آن که ایمان به ذات و صفات خداست، توجه شده است. ایمان به صفات خدا و نتایج این صفات بر آفرینش، ابعاد گسترده‌ای به زندگی ما می‌بخشد. ایمان به صفات خدا تصویر و بینشی جدید از هستی و زندگی می‌دهد، و هستی و زندگی را متصف به صفات خدای عادل و عالم و کامل و رحیم می‌کند. از ثمرات ایمان به خدا ایمان به ارزش‌ها و ویژگی‌هایی است که امکان ندارد با ایمان نداشتن به خدای مطلق جمع شود. اگر آدمی به خدای مطلق ایمان نیاورد، چگونه ممکن است به صداقت مطلق و حق مطلق و عدل مطلق ایمان بیاورد؟ زیرا ایمان او دائماً نسبی است و صداقت چنین فردی از مصلحت فردی و صنفی و گروهی فراتر نمی‌رود. از همین رو، ارزش‌های جدید حاکی از این است که نه دوستی مطلق و نه دشمنی مطلق وجود دارد، بلکه آنچه هست مصلحت مطلق است. اما ایمان به خدا، خدایی که مطلق است، مستلزم ایمان به ارزش‌ها و ویژگی‌های والاست. بدین‌ترتیب، کلمه ایمان شامل ایمان به پیامبران خدا و کتاب‌های آنان و ملائکه و روز معاد است. این عناصر اساسی در ایمان است که زاییده ایمان ب ه خدای حکیم، عادل، مهربان، آفریننده و مدبری است که آفریده‌های خود را به حال خود وانمی‌گذارد، خدایی که برای آنان رسولانی می‌فرستد و آفریده‌های خود را بازیچه قرار نمی‌دهد، بلکه از آنان حساب می‌کشد، تشویقشان می‌کند و به احدی ظلم نمی‌کند. بنابراین، برای آنان روز جزا قرار داده و به ستمگری هیچ‌یک از آن‌ها راضی نمی‌شود، پس پیامبرانی برای ایشان برمی‌انگیزد و آن‌ها را به حکومت صالح راهنمایی می‌کند. در اینجا برای ارتباطی که ذکر کردیم از آیات 150 و 151 سوره نساء کمک می‌گیریم. آیاتی که تأکید می‌کنند که امکان ندارد ایمان به پاره‌ای امور و ایمان به پاره‌ای دیگر از امور از هم جدا باشد. چنین می‌فرماید : « ﴿ إِنَّ الَّذِینَ یکْفُرُونَ بِاللهِ وَرُسُلِهِ وَیرِیدُونَ أَنْ یفَرِّقُوا بَینَ اللهِ وَرُسُلِهِ وَیقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْض وَنَکْفُرُ بِبَعْض وَیرِیدُونَ أَنْ یتَّخِذُوا بَینَ ذَلِکَ سَبِیلًا أُولَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ حَقًّا .»[308] بنابراین، شرط اول خسران ندیدن آدمی، ایمان به خداست و به آنچه لازمه ایمان به خداست. درباره شروط دیگر در جلسه بعد سخن خواهیم گفت. والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.

[308]. «کسانی هستند که به خدا و پیامبرانش کافر می‌شوند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانشان جدایی افکنند و می‌گویند که بعضی را می‌پذیریم و بعضی را نمی‌پذیریم و می‌خواهند در این میانه راهی برگزینند. اینان در حقیقت کافران‌اند.» (نساء، 150-151)