این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿وَالْعَصْرِ. ﴾
سوگند به این زمان.
﴿ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْر ﴾
که آدمی در خسران است.
﴿ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴾ .
مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به صبر سفارش کردند.
این سوره مبارک چون بسیاری از سورههای قرآنی با سوگند آغاز میشود : سوگند به عصر. عصر همان زمان است. سبب سوگند به زمان چون سبب سوگند به انجیر و زیتون در سوره تین : « ﴿ وَ التِّینِ وَ الزَّیتُونِ ﴾ »[306] و سوگند به خورشید و ماه در سوره شمس : «﴿وَ الشَّمسِ وَ ضُحاها وَ القَمَرِ إِذا تَلاها﴾ »[307] و امثال آن است. تأکید قرآن کریم بر این مسئله است که موجودات هستی، مثلاً هرچیزی که بدان سوگند میخورند، موجودات مقدسی هستند. علت قداست آنها که در قرآن کریم آمده، این است که موجودات و نیروهای هستی و قوای آنها، همگی، مطیع اوامر خدا و پرستنده و ستایشگر و ثناگو و نمازگزار خدا هستند. سوره عصر با تأکید و سوگند به «عصر» آغاز میشود. مفهوم کلمه عصر در آغاز سوره، سوگند به زمان است، چون بحثی که میآید متناسب با زمان است.
اما درباره کلمه عصر. عصر به پایان روز اطلاق میشود، چون این سوره مبارک درباره زوال آدمی و پایان اوست، مگر اینکه عمر خود را با عملش طولانی کند.
«وَالعَصرِ». سوگند میخوریم به زمان و تأکید میکنیم که آدمی در خسران است. انسان همیشه در خسران است، چراکه با گذشتِ هر روز، یک روز از عمر او و بخشی از سرمایه او و برگی از کتاب زندگیاش از دست میرود. پس انسان عادی در خسران همیشگی است، مگر کسانی که چهار شرط داشته باشند : «آمَنُوا»، ایمان بیاورند؛ « ﴿ عَمِلُوا الصّالحاتِ ﴾ »، عمل صالح انجام دهند؛ « ﴿ تَواصَوا بِالحَقّ ﴾ »، یکدیگر را به حق سفارش کنند و « ﴿ تَواصَوا بالصَّبر ﴾ »، یکدیگر را به صبر سفارش کنند.
ایمان شرط اولی است که وجود آدمی را بسط و توسعه میدهد و سبب میشود آدمی احساس کند که با خدای بزرگ مرتبط است و عرصه او همه مخلوقاتیاند که از ازل تا به ابد ادامه دارند. کسی که ایمان ندارد، خود را یکی از پدیدههای هستی میداند که عمرش کوتاه و اندازهاش اندک است. اما مؤمنی که ایمان دارد، خدا را آفریننده مرگ و زندگی و مرگ
[306]. «سوگند به انجیر و زیتون.» (تین، 1)
[307]. «سوگند به آفتاب و روشنیاش به هنگام چاشت و سوگند به ماه چون از پی آن برآید.» (ضحی، 1-2)
