گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 300

دنیاست که جزایی نزدیک‌تر و نتیجه تلاشی است که فوراً دیده می‌شود. از طرف دیگر، عذابی فوری داریم هنگامی که فساد در خشکی و دریا ظاهر می‌شود : « ﴿ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ لِیذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا .»[305] قرآن تأکید می‌کند پاره‌ای از انواع عذاب و مصیبت‌های فوری در این دنیا نتیجه اعمال و رفتار انسان است. بنابراین، جزای فوری خیر یا شر نتیجه عمل آدمی است که در زندگی کنونی او منعکس می‌شود.

جزای دوم، جزای کامل‌تر و منزلگاه بهشت و آخرتی است که بهتر از دنیاست.

عذاب آخرت و آتش و جهنم سبب شده بسیاری از مفسران وقتی به آیات جزا می‌رسند، توجه انسان را به جزای آخرت جلب کنند و جزای فوری را فراموش و رها کنند. در صورتی که قرآن کریم و نظام اسلام به نتایج اعمال ما در این زندگی جداً اهتمام دارد. در این آیه می‌توانیم بگوییم انسانی که مال اندوخت و آن را شمرد و گمان کرد که مالش او را جاودانه کرده، و برادر انسانی خود را کوچک و خوار شمرد، چنین انسانی جزای خود را در این دنیا می‌بیند که جزایی نزدیک‌تر است و در آخرت نیز جزایش کامل‌تر خواهد بود. اشکالی ندارد که این آیات و آیات دیگر ناظر بر دو معنا باشد.

اکنون به تصویر حیرت‌انگیز و تربیت‌کننده‌ای که این سوره مبارک آشکار می‌کند، می‌پردازیم تا جزایی را که خدا در این دنیا و در آخرت به منحرفان وعده داده است، در یک عبارت و در یک جمله ببینیم. کسی که مال می‌اندوزد و آن را می‌شمارد، گمان می‌برد که مالش او را جاودانه کرده است، یعنی کسی که همّ و غم او مال‌اندوزی است، عاشق مال است و به آن افتخار می‌کند و با آن زندگی می‌کند و با افزایش آن خود را فوق بشر می‌داند، گمان می‌کند که مال او سبب جاودانگی او می‌شود. به سبب این عشقی که شبیه عبادت است، خود را بزرگ می‌بیند. سپس، کبر می‌ورزد و دیگران را به چشم حقارت می‌نگرد و گمان می‌برد که سرنوشت بلاد و عباد در دست اوست. با مال و ثروت خود هرچیزی را می‌خرد و هر شخصی را مسخر خود می‌کند و هر حقیقتی را تغییر می‌دهد و هرآنچه می‌خواهد به مصلحت خود متحول می‌کند. با زبان و حرکات خود به انسان‌ها، چه در حضور و چه در غیاب آن‌ها، توهین و بدگویی می‌کند. خدایی که پروردگار جهانیان است، این انسان متکبر و مال‌پرست و تحقیرکننده دیگران را به عذابی خردکننده و نابودکننده دچار می‌کند، چراکه او باید خرد شود، چون بیماری از چشم و زبان و دست او فراتر رفته و به قلب او رسیده است. پس عذاب، که آتش افروخته خداست، نابودکننده اوست.

در موارد اندکی آتش به «اللّه» اضافه شده است. اینجا اضافه کردن آتش به خداوند، ( سبحانه و تعالی ) ، برای ترس و تعظیم بیشتر است. بنابراین، آتش افروخته خدا قلب‌ها را می‌سوزاند، باطن و ظاهر را می‌سوزاند و در قلب‌ها وارد می‌شود. این انسان مانند حیوانات در اتاق عذاب بسته می‌شود؛ اتاقی که در آن بسته است. پس جزای متکبران و کسانی که دیگران را حقیر می‌شمارند و از راه منحرف طمع جاودانگی دارند، این است که نابود شوند و بسوزند و همه وجودشان بسوزد و در مکان‌های عذاب مثل حیوانات بسته شوند. این درباره جزای آخرت.

اگر بکوشیم که از این سوره مبارک جزای نزدیک‌تر را بیابیم، کاملاً درمی‌یابیم که طغیان مال در

[305]. «به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند.» (روم، 41)