﴿ بأیدِیکُم إلَی التَّهلُکَةِ ﴾ .»[303] یعنی اگر انفاق نکنید باید از وجود خودتان هزینه آن را بپردازید.
مثالی برای شما ذکر کردم تا نشان دهم چه دلیلی وجود دارد که همه کلمات قرآنی را به پاداش و کیفر در روز قیامت و سرای آخرت منحصر کنیم؟ در این دنیا هم پاداش و کیفر هست. این بابی نوست و از این منظر به آیات سوره همزه نگاهی نو میاندازیم. در این آیات گفته نشده است که فلانی و فلانی چه گفتند، بلکه این آیات عمومیت دارند و برای همه زمانها و مکانها و اشخاصاند.
«﴿وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَة لُمَزَة الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ یحَسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخلَدَهُ. ﴾ » هر انسانی که مالی میاندوزد و بر آن میافزاید و گمان میبرد که فقط ثروتش او را جاودانه میکند و بر مردم کبر میفروشد و بدگویی و عیبجویی میکند و دیگران را ریشخند میزند و فخر میفروشد که او از دیگران برتر است، این مردمان در آتشی خردکننده افکنده میشوند. در این آیات معانی اخروی آن روشن است. اما در این دنیا هم در آتش افکنده میشوند، یعنی در اوضاع اجتماعی که چون آتش خردکننده میسوزاند. به سخن دیگر، سرنوشت محتکران و فخرفروشان به مالشان و کسانی که خود را از دیگران برتر میدانند، این است که از طریق خشم مردم و ریشخند مردم و رویگردانی مردم در آتش خداوند افکنده میشوند و درهم میشکنند. مصیبتشان این است که ثروتشان از آنان گرفته میشود و مردم از آنان دوری میکنند و در جامعه خوار و خفیف میشوند. این آتش است که قلبشان را میسوزاند. پس هر انسانی که اینگونه باشد، پیش از آنکه به آتش دوزخ گرفتار شود و آتش خداوند او را در هم بشکند و قلبش را بسوزاند و همه درها به رویش بسته شود و به ستونهای بلند بسته شود، اینجا و در هم ین دنیا، در نتیجه احتکار و مباهات به مال و تحقیر مردم، گرفتار میشود. نتیجه کارهای او خشم مردم و افکندنش در آتش فروزان الهی و درهم شکستنش با خشم مردم و سختیها و گرفتاریهاست. آتشی که قلبش را فرامیگیرد و میسوزاند و او را خرد میکند و درها را به رویش میبندد و پس از آن به ستونهای بلند، همچون چارپایان، بسته میشود؛ یعنی طرد میشود، گویی در جامعه زندانی است. سرنوشت گردنکشان را همه میدانیم. چه بسیارند طغیانگرانی که به ثروتشان و مقامشان مباهات میکردند و کبر میفروختند. سپس، از طریق مردم به عذاب الهی گرفتار شدند. و درهم شکستند و آتش قلبشان را سوزاند.
آیهای دیگر به همه این مسائل اشاره دارد : « ﴿ لا تَرکَنُوا إلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّار ﴾ .»[304] گاهی گناه و انحراف آدمی باعث چیره شدن ستمگری بر او میشود. به دیگر بیان، او خود ستمگر را مسلط بر خود کرده است.
نمیگویم آنچه گفتم تنها معنای این آیه است، اما چه مانعی دارد که آیات قرآن هم شامل جزای اخروی باشد و هم جزای دنیوی؟ در پایان، یک بار دیگر سوره مبارکه را مرور میکنیم : «﴿وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَة لُمَزَة الَّذِی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ یَحَسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخَلَدَهُ. ﴾ » نخست به احساس جاودانگی و مباهات به ثروت و مالاندوزی و تحقیر مردم اشاره میکند. «﴿کَلّا لَیُنبَذَنَّ فِی الحُطَمَـةِ وَ ما أَدراکَ مَا الحُطَمَـةِ نارُ اللهِ المُوقَدَةِ إلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الأَفئِدَةِ إنّها عَلَیهِم مُؤصَدَةٌ فِی عَمَد مُمَدَّة. ﴾ » صدقالله العظیم.
والسلام علیکم.
[303]. «در راه خدا انفاق کنید و خویشتن را به دست خویش به هلاکت میندازید.» (بقره، 195)
[304]. «به ستمکاران میل مکنید، که آتش بسوزاندتان.» (هود، 113)
