﴿ یُقرِضُ اللهَ قَرضاً حَسَناً فَیضاعِفَهُ لَهُ ﴾ »[302] را که وعده جزای احسان میدهد، چگونه تفسیر میکردند؟ میگفتند که این آیات درباره سعادت اخروی و به بهشت رسیدن انسان است و پاداش آخرت نیکوتر است. این آیات را ناظر به آخرت تفسیر میکردند. اما چه مانعی هست که مفهوم جزا دادن را وسیعتر از مفهوم آخرت بگیریم؟ یعنی به شکلی تفسیر کنیم که هم شامل آخرت باشد و هم دنیا. بهطور مثال آیه « ﴿ وَ ما تُنفِقُوا مِن خَیر یُوَفَّ إلَیکُم وَ أَنتُم لا تُظَلمُون ﴾ » را به این ترتیب تفسیر کنیم که افزون بر پاداش حسنات و ثوابی که خداوند به ازای نیکیهای بندگان در نظر گرفته است، انسان نیکوکار پاداش عمل خود را در این دنیا هم میبیند. در توضیح باید بگوییم که ما در جامعه زندگی میکنیم. در جامعه مرحلهای از مراحل تمدن و مدنیت جریان دارد. همه افراد جامعه از این تمدن برخوردارند و از مظاهر این تمدن مانند آب و برق و راه و تندرستی و امنیت بهرهمندند. درجه مدنیت و تمدن جامعه نتیجه چه چیزی است؟ تمدن در جامعه از طریق افراد آن جامعه حاصل میشود. در جامعه کارگران و مهندسان و پزشکان و سیاستمداران و روحانیها و مصلحان زندگی میکنند. اینان با یکدیگر همکاری میکنند و سطحی از تمدن را برای جامعه به وجود میآورند. آنچه مردم امروز میکنند و آنچه گذشتگان کردهاند، بهطور طبیعی در شکل گرفتن تمدن ما نقش دارد. فرض کنیم که در جامعهای هزار نفری صد نفر فقیرند. اگر نهصد نفر دیگر به اینان انفاق نکنند، نمیتوانند قوت روزانه فرزندان خود را تهیه و کارگرانی نیرومند و صالح تربیت کنند، نمیتوانند تحصیل فرزندان خود را تأمین کنند تا از میان آنان مهندس و پزشک و عالِم و روزنامهنگار و سیاستمدار بار بیاید. به سخن دیگر، نهصد نفر در ساختن تمدن شرکت دارند. اما اگر آن نهصد نفر به آنان انفاق کنند و آن صد نفر بتوانند قوت روزانه فرزندانشان را فراهم کنند و آنان را تحصیلکرده بار بیاورند، نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که هر هزار نفر در ساختن تمدن نقش دارند. تمدّنی که هزار نفر در ساختن آن مشارکت دارند، با تمدّنی که نهصد نفر در ساختن آن دخیلاند، متفاوت است. بنابراین، اگر شما به آن صد نفر انفاق کنید، در واقع، سازندگان جدیدی برای ساختن جامعه تربیت کردهاید و همه شما از آن بهرهمند خواهید شد : « ﴿ وَ ما تُنفِقُوا مِن خَیر یُوَفَّ إلَیکُم وَ أَنتُم لا تُظَلمُونَ ﴾ .» آیا اینگونه نیست؟ اگر انفاق نکنیم، نهصد نفر در ساختن جامعه دخالت دارند و رها کردن آن صد نفر آنان را در معرض فقر و جهل و بیماری جسمی و روحی قرار میدهد و این بیماریها به فرزندان ما هم منتقل خواهد شد. در جامعه احساس محرومیت و کینه و عقدههای روانی شکل میگیرد که سرانجام باعث میشود جامعه از درون منفجر شود. چرا در جوامع مختلف انقلاب و انفجار صورت میگیرد؟ آیا این اتفاق نتیجه محرومیت طبقهای از مردم نیست؟ ما ده درصد مردم را فقیر فرض کردیم، اما معمولاً آمار فقرا بیش از این است. بنابراین، نهتنها خیر انفاق مال بلکه هر انفاقی که سطح طبقاتی فقرا را بالاتر ببرد، به من میرسد و شر ترک انفاق نیز به خود من بازمیگردد. در پرتو این توضیح میتوانیم این آیه را بفهمیم. این آیه میگوید که اگر انفاق کردی، خیرش به خودت میرسد و اگر انفاق نکنی، خودت گرفتار میشوی. آیه مبارک دیگری میگوید : « ﴿ وَانفِقُوا فِی سَبِیل اللهِ وَ لا تُلقُوا ﴾
[302]. «کیست که به خدا قرضالحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید.» (بقره، 245)
