این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ أَلَمْ تَرَ کَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحَابِ الْفِیلِ ﴾ ؟
آیا ندیدهای که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟
﴿ أَلَمْ یجْعَلْ کَیدَهُمْ فِی تَضْلِیل ﴾ ؟
آیا مکرشان را باطل نساخت؟
﴿ وَأَرْسَلَ عَلَیهِمْ طَیرًا أَبَابِیلَ ﴾ ،
و بر سر آنها پرندگانی فوج فوج فرستاد،
﴿ تَرْمِیهِمْ بِحِجَارَة مِنْ سِجِّیل ﴾ .
تا آنها را با سجیل سنگباران کردند.
﴿ فَجَعَلَهُمْ کَعَصْف مَأْکُول ﴾ .
و آنان را چون کاه پسمانده در آخور ساخت.
این سوره مبارک از واقعه فیل سخن میگوید؛ حادثهای که نزد همه اعراب معروف است، تا جایی که آن را آغاز تاریخ خود قرار دادند و در آثار اسلامی آمده است که ولادت رسول اکرم(ص) نیز در این سال اتفاق افتاده است. اختلاف میان حبشه و شبهجزیره عربستان، در دو طرف دریای سرخ، از قدیم وجود داشته است و گاهی حکام حبشه و گاهی حکام یمن بر سمت دیگر دریای سرخ مسلط بودند. در زمان این حادثه حبشه بر یمن مسلط بود و فردی حبشی به نام ابرهه بر یمن حکومت میکرد و میخواست حکومت خود را در همه جزیرةالعرب گسترش دهد. ابرهه دریافته بود که مکه جایگاه مهمی نزد اعراب دارد و زائران و حجاج بسیاری را جذب میکند و برای اعراب جایگاه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خاصی خارج از مکه ایجاد کرده است. لذا برای رقابت با کعبه در یمن معبدی ساخت و کوشید اعراب را از زیارت کعبه بازدارد. او دریافته بود که کعبه رمز وحدت و قدرت اعراب و رونق تجارت آنان و مکانی برای تحول فرهنگی ایشان است. ابرهه چون نتوانست مردم را از زیارت کعبه باز دارد، کوشید کعبه را ویران کند. نمایندگانی نزد قریش فرستاد و به آنان تأکید کرد که با آنان کاری ندارد، بلکه مقصود وی ویران کردن کعبه است. با وجو د این در راه خود با مشکلات و برخوردها و مقاومتهایی از قبایل عرب مواجه شد؛ قبایلی که این تحرک را تجاوز آشکار حاکم اجنبی یمن به کعبه و قبله خود میدیدند.
ابرهه به مکه نزدیک شد و سپاه او شروع به تاراج و غارت اموال مردم مکه کردند و ازجمله تعدادی از شتران بزرگ قریش، جدّ رسول اعظم(ص)، را نیز غارت کردند. عبدالمطلب برای پس گرفتن شترهای خود و نه برای بازداشتن او
