گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 284

چون از همه قبایل قوی‌تر بودند و یا اینکه قریش از قرش یعنی گردهم آمدن پس از پراکندگی است و قریش یعنی گردهم‌آمدگان. معنای قریش هرچه باشد، آیه کریمه می‌گوید : «ای قریشیان، پراکندگی و اختلاف و جدایی شما از یکدیگر نتیجه جدایی خدایان است و اینکه هر قبیله‌ای خدایی را می‌پرستد. به این سبب است که میان شما جدایی افتاده است. هر قبیله‌ای وحدت اقتصادی دارد و اگر شما خدایی واحد نداشته باشید، میان شما وحدتِ خالق هم نخواهد بود، و تکثر در خالق ام‌التکثرات و ریشه جدایی‌هاست. چرا؟ زیرا اگر خالق متعدد شد، خالقِ این قبیله و خدایان این قبیله یا دیگر قبایل متفاوت خواهد بود. این سخن بدین‌معناست که دو قبیله ذاتاً و با همه وجودشان از یکدیگر متمایز می‌شوند. در اینجاست که جدایی ازلی و ابدی روی می‌دهد. عبادت هبل و لات و عزی و دیگر بت‌ها تفرقه و پراکندگی و جدایی شما را امری ثابت و استوار می‌کند. اگر الفت و هم‌پیمانی می‌خواهید، اگر در مکه صلح می‌خواهید، اگر می‌خواهید در راه شام و یمن موفق باشید، این‌ها همه در توانمندی شماست و توانمندی شما در وحدت کلمه شماست. اگر وحدت کلمه می‌خواهید؛ وحدت کلمه‌ای که بنیان عزت شما در مکه و در راه شام و یمن است، پس پروردگار این خانه را بپرستید. خدای واحد، خدای همگان و مورد اتفاق و پایان راه همه است. این خدا به شما تفضل کرده است، زیرا با اینکه اندک‌شمار بودید و بیم آن داشتید که شما را بربایند و با اینکه ضعیف بودید و یا آنکه قدرت دفاع از خود را نداشتید، چنان‌که در واقعه فیل ثابت شد، و با اینکه شما ساکن بیابانی بایر بودید و نه مالی داشتید و نه ثروتی، با این همه، پروردگار این خانه شما را طعام داد و از ترس و دلهره ایمن داشت. پس، برای این همه فواید مادی، پروردگار این خانه را پرستش کنید. چه، شما فواید معنوی را درنمی‌یابید. عبادت پروردگار این خانه، محل اتفاق همه و مرکزی برای همه است. از همین روست که الفت قریش، الفتِ وحدت آنان در سفر زمستانی و تابستانی است. بنابراین، به سبب پیمان و الفت قریش، پروردگار این خانه را عبادت کنید، درست مانند جایی که می‌گوییم : «برای چنین چیزی کارگران کار می‌کنند.»

این نظر را به ادبا عرضه می‌دارم تا بگویند که این برداشت درست است یا خیر؟ خلاصه و نتیجه تفسیر این دو سوره این است : خداوند متعال از خانه‌اش صیانت کرد و قریش را عزت و آنان را از سیطره حکمرانان و سلاطین دیگر سرزمین‌ها نجات داد، تا آزاد باشند. با اینکه آنان بی‌بند و باری و انحرافاتی داشتند، اما در برابر سلاطین دیگر خوار و خفیف نشدند. آنان عزتمند و بزرگ و آزاد باقی ماندند. این جو مناسب و هماهنگ با رسالت پیامبر بود، زیرا با تمام رنج‌ها و دشواری‌هایی که از آزار و کینه و دشمنی قریش به او رسید، با این همه، برترین امتی بودند که پدید آمدند. علت این مسئله صفات انسانی آنان بود، ازجمله توان و آزادگی و پاکی درونی و تسلیم نشدن در برابر حکومت‌های مالی و اقتصادی و سیاسی جهانی. این‌ها ثروتی گرانبها در نفوسِ عرب‌های شبه‌جزیره بود. از همین رو، خداوند رسالتش را در شخصی از اینان قرار داد. تا آن اندازه پیامبر را آزار دادند که گفت : «ما أُوذِی نَبِیٌ مِثلَ ما اُوذِیتُ.»[295] (هیچ پیامبری به اندازه من آزار ندید.)

اما پس از آنکه ایمان آوردند و رسالت پیامبر را

[295]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم : بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 39، 55.