گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 278

چنین نکردند. این امر نشان می‌دهد که این واقعه به همان شکلی شناخته شده بود که در قرآن آمده است. افزون بر این، اهمیت و بزرگی این رویداد به اندازه‌ای بود که آن را مبدأ شمارش سال می‌دانستند. مثلاً می‌گفتند فلانی در عام‌الفیل یا دو سال پیش از آن و یا یک سال پس از آن متولد شده است. آنان با عام‌الفیل تاریخ را محاسبه می‌کردند و واقعه آن سال را به خوبی می‌شناختند. آنان سوره فیل را شنیدند و سکوت کردند و آن را پذیرفتند و تکذیب نکردند. این مسئله بهترین دلیل بر این است که این واقعه دقیقاً همان‌گونه رخ داده است که قرآن نقل می‌کند؛ یعنی فیل‌هایی بودند و سنگ‌هایی گل‌اندود و شکستنی برای سپاه ابرهه که آنان را چون جوی پس‌مانده کرده است.

این عبارات در نزد مفسران دو معنا دارد. چه‌بسا می‌دانید که در اسلام دو مکتب تفسیری وجود دارد : مکتبی که بر غیب و معجزه و خرق عادت بیش از حد معمول تکیه می‌کند. بی‌شک، قرآن به صراحت معجزات پیامبران را نقل می‌کند. حوادث بسیاری وجود دارد که قرآن گفته است، اما این حوادث محدود است. این مکتب از گذشته بر غیب و معجزه بیش از حد لازم تکیه کرده است، و همه‌چیز را بر اساس غیبت تفسیر می‌کند. در واکنش به این مکتب، مکتب عقلانی در تفسیر به وجود آمد. محمد عبده و شاگردانش پیشتازان این مکتب هستند و می‌کوشند تا جایی که ممکن است آیات قرآن و شگفتی‌هایش را به شکل منطقی و عقلانی تفسیر کنند.

مکتبی که بر غیب تکیه دارد، مطالب شگفت‌انگیزی درباره واقعه فیل نقل می‌کند. مفسرانِ این مکتب می‌گویند پرندگانی بودند که سرشان چون سر شیر بود و خرطومی مانند فیل داشتند. در دستان هرکدام از آن‌ها سه سنگ بود که آنان را به سمت سپاه ابرهه پرتاب می‌کردند. تنها یکی از سپاهیان زنده ماند. پرنده‌ای او را دنبال کرد تا آن سرباز به پادشاه رسید و ماجرا را تعریف کرد. سپس، آن را نیز با سنگ زد و مُرد؛ یا اینکه بدن این مرد پاره‌پاره شد و یا اینکه سنگ بر سر هرکسی که می‌خورد از پشتش خارج می‌شد.

محمّد عبده می‌کوشد تا این واقعه را علمی تفسیر کند. او می‌گوید پرنده چیزی است که پرواز می‌کند. گاهی پرنده مانند پرنده‌هایی است که شناخته شده‌اند و گاهی نیز مانند موجودات و میکروب‌هایی است که در آسمان معلق است. شاید در این حادثه نوعی وبا ظاهر شده و سپاهیان را از پای درآورده و بدن آنان را پاره‌پاره کرده است. معروف است که آبله می‌آید و می‌رود. اینان به روایاتی استناد می‌کنند که می‌گویند برای نخستین بار در عام‌الفیل آبله در شبه‌جزیره دیده شد. سپاهیان نیز گرفتار این بیماری شدند و در بدن خود تغییر رنگ و دمل دیدند. سپس، در اثر این آبله مردند. این نظر محمد عبده است.

بنابر آنچه در آغاز سخنم گفتم، مفهوم واژه پرنده برای عرب‌ها روشن بود. اگر هلاکت سپاه ابرهه از طریق پرندگان و پرتاب سنگ‌های مشهود نبود، عرب‌ها آنچه پیامبر گفته بود، تصدیق نمی‌کردند، زیرا آنان چیزی به اسم میکروب نمی‌شناختند. میکروب در روزگار پاستور کشف شده است. اگر آنان بیماری می‌دیدند در حالی که پیامبر می‌گفت : «﴿ وَ أَرسَلَ عَلَیهِم طَیراً أَبابِیلَ تَرمِیهِم بِحِجارَة مِن سِجِّیل» می‌گفتند : ای محمد، چیزی که می‌گویی درست نیست. پس این مسئله این تفسیر را نفی می‌کند. اساساً، ما نباید بیش از متن قرآن غیب‌گرا باشیم، و نه بیش از متن آن منطق‌گرا و عقل‌گرا؛ نه