سوره مبارک سپس میافزاید : « ﴿ فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ ﴾ .» حتی کسانی که نماز میخوانند و معتقدند که وظیفه خود را انجام دادهاند، اینان نیز در سه حالت «وای» بر حالشان است :
اول، « ﴿ الَّذِینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُون ﴾ .» کسانی که به نماز توجه ندارند و درباره آن سهلانگارند و وظایف دینی خود را سبک میشمارند و تصور میکنند که نماز عملی ثانوی و دست دوم در زندگی انسان است.
دوم، «الَّذِینَ هُم یراؤُنَ.» نماز میخوانند اما برای آنکه مردم ببینند و برای اظهار وجود خودشان و برای کسب اطمینان و اعتماد مردم به خود.
سوم، نمازگزارانی که : « ﴿ یمنَعُونَ الماعُونَ ﴾ .» ماعون تعبیری از زکات است یا ظرف بزرگ غذا یا هرچه انسان بدان نیاز دارد. مقصود از آیه، بر حسب ظاهر و بر حسب آنچه در تفاسیر آمده، کسی است که نیاز همسایه خود را برآورده نمیکند. وقتی که همسایه به چیزی نیازمند است و آن را از همسایه خود طلب میکند، او که از آن چیز مستغنی و بینیاز است، از کمک به همسایه خود امتناع میکند. این مصداق « ﴿ یمنَعُونَ الماعُونَ ﴾ » است. پس وای بر کسی که نماز میخواند، اما به حق همسایه خود توجه نمیکند.
بدینترتیب، درمییابیم که قرآن کریم میکوشد که میان ایمان به خدا و خدمت به یتیم و فقیر و میان قبولی نماز و کمک به همسایه و اهتمام به کار او ارتباطی مستحکم ایجاد کند. این مفهوم آشکارا از پیامبر کریم و از امامان معصوم(ع) نقل شده است که در حدیث شریف میفرمایند : «مَا آمَنَ بِاللّهِ وَ الیومِ الآخِرِ مَن بَاتَ شَبعَاناً وَ جَارُهُ جائِعٌ.»[286] (هرکس شکم سیر بخوابد در حالی که همسایهاش گرسنه است به خدا و روز آخرت ایمان نیاورده است.) این حدیث منکر ایمان به خدا و روز جزا درباره کسی است که به امور همسایه و به وضعیت دیگران بیتوجه است. بنابراین، ایمان و نماز اگر با توجه به امور دیگران همراه نباشد، ایمان حقیقی و نماز حقیقی نخواهد بود. این تأکیدی است بر اینکه ایمان به خدا نمیتواند از محبت به مردم و توجه به امور مردم و تلاش برای خدمت به مردم جدا باشد. بنابراین، ایمان در منطق اسلام ایمانی انتزاعی و تجریدی نیست که از قلب انسان فراتر نرود، بلکه ایمانی است که آدمی در روابط خود با دیگران با آن زندگی میکند.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
[286]. وسایلالشیعه، ج 17، ص 209.س
