ندارد هدایت گروهی را و گمراهی گروهی دیگر را بر خداوند تحمیل کند، بلکه خداوند است که گمراهان و هدایتیافتگان را انتخاب میکند. «هرکس را که خدا گمراه سازد، هیچ راهنمایی نخواهد بود و هرکس را که خدا راهنمایی کند، گمراهکنندهای نیست.» و در آیه دیگری میگوید : « ﴿ یضِلُّ مَنْ یشَاءُ وَیهْدِی مَنْ یشَاءُ ﴾ .»[163] بنابراین، خداوند است که گمراه و هدایتیافته را انتخاب میکند. اکنون این پرسش پیش میآید که خداوند چه کسی را برای گمراهی و چه کسی را برای هدایت انتخاب میکند. دیگر آیهها به این پرسش پاسخ میگویند. قرآن کریم در صدها آیه میگوید که هدایت و گمراهی نتیجه عمل انسان است. خداوند هدایت را برای کسی انتخاب میکند که راه راست را میپیماید و گمراهی را برای کسانی میگزیند که در کجراههها و در مسیر هوای نفس گام برمیدارند. در نتیجه، اراده خداوند، در رابطه عِلّی و معلولی میان رفتار درست و هدایت و میان رفتار انحرافی و گمراهی معلوم میشود. این مسئله در ابزار علمی جدید و علل حاکم بر آنها نیز مشخص است. هنگامی که میخواهیم جایی را روشن کنیم، باید کلیدی را بزنیم که به چراغ متصل است. اگر کلید را زدیم و چراغ روشن نشد، ایرادی وجود دارد؛ چیزی، برخلاف اراده مخترع یا اراده مهندسی که کلید را برای روشن کردن قرار داده است. مهندس اراده کرده است هنگام فشردن کلید نور بیاید. ارتباط میان کلید و نور، همان اراده است و ارتباط میان هدایت و عمل، همان اراده خداوند است. ازجمله چیزهای ی که بر این مسئله تأکید میکند، این است که در همان آیه « ﴿ یضِلُّ مَنْ یشَاءُ وَیهْدِی مَنْ یشَاءُ ﴾ » بلافاصله این جمله را میخوانیم : « ﴿ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴾ .»[164] اگر گمراهی و هدایت بر انسان تحمیل شده بود، پس مسئولیت چه معنایی دارد؟ از جمع میان ابتدا و انتهای آیه، مفهوم مورد اشاره به دست میآید. بنابراین، دو مقوله اراده و حتمیت علت و معلول، خود نفی طبقهبندی بشر است. آیات دیگر قرآن نیز این دو جمله را تبیین میکنند که گمراهی، برآیندِ عمل انسان است و هدایت نیز نتیجه عمل اوست. سوره شمس با سوگندهایی قاطع بر این مطلب تأکید میکند : «﴿وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا وَاللَّیلِ إِذَا یغْشَاهَا وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا. ﴾»[165] سپس میافزاید : «﴿وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا. ﴾»[166]
و در آیات دیگر آمده است : «﴿کَلُّ امرِیء بِما کَسَبَ رَهینٌ. ﴾»[167] همچنین : «﴿کُلُّ نَفس بَما کَسَبَ رَهینَة. ﴾»[168] و در بعد اجتماعی : « ﴿ إنَّ اللهَ لا یغَیرُ ما بِقَوم حَتّی یغَیروا ما بِأنفُسِهِم ﴾ .»[169] اصل مسئولیت و اختیار در قرآن کریم روشن است و عدول از آن ممکن نیست. در قرآن کریم همه آیات بهروشنی این تصویر را ترسیم میکنند.
والسلام علیکم و رحمـةالله و برکاته.
[163]. «هرکه را بخواهد گمراه میسازد و هرکه را بخواهد هدایت میکند.» (نحل، 93)
[164]. «و از هر کاری که میکنید، بازخواست میشوید.» (نحل، 93)
[165]. «سوگند به آفتاب و روشنیاش به هنگام چاشت. و سوگند به ماه چون از پی آن برآید و سوگند به روز چون گیتی را روشن کند و سوگند به شب چون فرو پوشدش، و سوگند به آسمان و آنکه آن را برآورده و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترده.» (شمس، 1-6)
[166]. «و سوگند به نفس و آنکه نیکویش بیافریده. سپس بدیها و پرهیزگاریهایش را به او الهام کرده، که : هرکه در پاکی آن کوشید رستگار شد و هرکه در پلیدیاش فرو پوشید نومید گردید.» (شمس، 7-10)
[167]. «هرکس در گرو کار خویشتن است.» (طور، 21)
[168]. «هرکس در گرو کاری است که کرده است.» (مدثر، 38)
[169]. «خدا چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند.» (رعد، 11)
