گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 143

هدایت و گمراهی

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ أَلَیسَ اللهُ بِکَاف عَبْدَهُ وَیخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ یضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد .

تو را به کسانی که سوای خدا هستند، می‌ترسانند. آیا خدا برای نگهداری بنده‌اش کافی نیست؟ و هرکس را که خدا گمراه سازد، هیچ راهنمایی نخواهد بود.

﴿ وَمَنْ یهْدِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلّ أَلَیسَ اللهُ بِعَزِیز ذِی انْتِقَام .

هرکس را که خدا راهنمایی کند، گمراه‌کننده‌ای نیست. آیا خدا پیروزمند و انتقام‌گیرنده نیست؟

(زمر، 36-37)

برخی معتقدند که این آیات بر اختیار نداشتن انسان در زندگی یا آنچه در فلسفه و کلام «جبر» می‌نامند، تأکید می‌کند و می‌گویند که خداوند عده‌ای را هدایت و عده‌ای را گمراه کرده است؛ گمراهان نمی‌توانند به هدایت دست یابند و هدایت‌شدگان را نیز امکان گمراهی نیست : «﴿وَمَنْ یضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد وَمَنْ یهْدِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلّ. » از اینجا به حقیقتی فلسفی رسیدند که عده‌ای به آن گرویده‌اند؛ اینکه بر انسان مُهر گمراهی یا مُهر هدایت خورده است. در نتیجه، انسان نمی‌تواند طبقه و گروه خود را تغییر دهد و راه و روشش را دگرگون کند. آن عده در نتیجه رسوبات ذهنیت بت‌پرستی و احساسات خودخواهانه بشر را طبقه‌بندی کردند. این طبقه‌بندی انواعی دارد که برخی انواع آن را در هند شاهد بوده‌ایم و امروز بدترین نوع آن را در اندیشه صهیونیستی ملاحظه می‌کنیم.

حقیقت این است که ما برای فهم قرآن کریم، باید به عرف خاص قرآن و اصطلاحات خاص قرآنی توجه کنیم و برای کشف معانی، برخی آیه‌ها را در کنار برخی دیگر ببینیم. اگر به نیمی از آیه بسنده کنیم و همانند این تعبیر معروف، «لا إله» را بگوییم و «إلا الله» را بیندازیم، کلمه توحید، اقرار به کفر می‌شود.

باید از فضایی که این آیات در آن نازل شده یاد کنیم. گویی مردم رأی خود را بر خدا تحمیل می‌کردند؛ مردم را طبقه‌بندی می‌کردند و می‌گفتند که خداوند باید گروهی را به بهشت ببرد و گروهی را به دوزخ. این اندیشه وجود دارد؛ همان‌گونه که ما نوعی از آن را در صهیونیسم می‌بینیم. آنان بنی‌اسرائیل را هدایت یافته و قوم برگزیده خداوند و رستگار می‌دانند؛ کسانی که محق‌اند که هرطور می‌خواهند با مردم رفتار کنند. پیش از آنان نیز گروه‌هایی دیگر در یونان و اروپا و برخی مناطق آسیایی چنین طرز تفکری داشته‌اند؛ آنان مردم را طبقه‌بندی می‌کردند و برخی را از تبار خانواده‌های ویژه می‌پنداشتند که خداوند باید آنان را پس از مرگ به بهشت ببرد، همان‌گونه که بر خدا واجب است در این دنیا آنان را بالاتر از بشر قرار دهد. قرآن کریم می‌خواهد این تفکر را، که سبب می‌شد آنان در اعتقادشان هدایت و گمراهی تبار و طبقه‌ای را بر خداوند تحمیل کنند، رد کند و بگوید که انسان حق