﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ وَمَا کَانَ لِمُؤْمِن وَلَا مُؤْمِنَـة إِذَا قَضَی اللهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یکُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا ﴾
هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و پیامبرش در کاری حکمی کردند، آنها را در آن کارشان اختیاری باشد. هرکه از خدا و پیامبرش نافرمانی کند، سخت در گمراهی افتاده است.
﴿ وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللهُ عَلَیهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیهِ أَمْسِکْ عَلَیکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَی النَّاسَ وَاللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَی زَیدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا لِکَی لَا یکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوَاجِ أَدْعِیائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَکَانَ أَمْرُ اللهِ مَفْعُولًا ﴾ .
و تو، به آن مرد که خدا نعمتش داده بود و تو نیز نعمتش داده بودی، گفتی : زنت را برای خود نگهدار و از خدای بترس. در حالی که در دل خود آنچه خدا آشکار ساخت، مخفی داشته بودی و از مردم میترسیدی، حال آنکه خدا از هرکس دیگر سزاوارتر بود که از او بترسی. پس چون زید از او حاجت خویش بگزارد، به همسری تواش درآوریم تا مؤمنان را در زناشویی با زنان فرزندخواندگان خود، اگر حاجت خویش از او بگزارده باشند، منعی نباشد و حکم خداوند شدنی است.
(احزاب، 37-36)
این آیه بیانکننده حقیقت قرآنی معروفی است که در زمان زندگی پیامبر(ص) رخ داده است. اما جاهلان و دشمنان اسلام آن را دگرگون کردند و از این آیه و این واقعه سوءاستفاده شد و پیامبر اسلام(ص) را به چیزی متهم کردند که خود به آن سزاوارترند. این قصه درباره زید بن حارثه است که پیامبر(ص) او را پیش از اسلام به فرزندی گرفت، و نیز زینب، بنت جحش، همسر او که دختر عمه پیامبر(ص) بود. گفتهاند هنگامی که پیامبر(ص) از زنی خوشش بیاید، آن زن بر همسرش حرام است و حق پیامبر(ص) است که آن را به همسری بگیرد. سبحان اللّه! به پیامبر رحمت توهین میکنند، در حالی که او از 25 سالگی تا 53 سالگی، در این مدت طولانی، با خدیجه که پانزده سال از او بزرگتر بود، در کمال سعادت و بهدور از هوسهای نفسانی زیست. قبل از آن نیز هرگز محمد(ص) را در مکانهای فساد و فحشا که در جامعه آن زمان مکه فراوان بود، ندیده بودند.
پیامبر(ص) به علل سیاسی با برخی زنان که به لحاظ سنی بزرگ یا کوچک بودند، ازدواج میکرد و هر ازدواج او توجیه و حکمتی داشت. اما او برخلاف تهمتی که به او میزدهاند، از شهوتپرستی بهدور بود. گفتهاند که او روزی زینب را در حال غسل کردن دید و از او خوشش آمد و گفت : «لا حَولَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللّهِ العَلِی العَظِیمِ.» آنگاه زید به خانه آمد و زینب این ماجرا را برای او باز گفت. سپس، زید نزد پیامبر(ص) آمد و زینب را طلاق داد و پیامبر(ص) با او ازدواج کرد. درباره این دروغ تاریخی که در کتابهای دشمنان اسلام آمده است و در کتابهای
