کریم، با اصطلاح شایع «اسلام» نزد مردم تفاوت دارد. اسلام نزد مردم یعنی دین حضرت محمد(ص). اما اسلام در قرآن کریم دین خداوند و به معنای تسلیم خداوند بودن است. به همین علت، دعوت همه انبیا، دعوت حضرت آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد، همه در قرآن کریم «اسلام» نامیده شده است. این نکته در آیات قرآنی واضح است که ابراهیم بود که ما را مسلمان نامید. او هنگامی که همراه با اسماعیل بیت عتیق را بنا مینهادند، گفت : « ﴿ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَکَ وَمِنْ ذُرِّیتِنَا أُمَّة مُسْلِمَة لَکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَینَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴾ .»[150] بنابراین، اسلام دین ابراهیم و اسماعیل است و مشابه این آیات درباره حضرت موسی نیز نازل شده است و حتی درباره حضرت مسیح. هنگامی که قرآن کریم در نقل قصه مسیح با یهود میگوید : « ﴿ فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسَی مِنْهُمُ الْکُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِی إِلَی اللهِ قَالَ الْحَوَارِیونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ آمَنَّا بِاللهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴾ .»[151] در نتیجه، اسلام دین خداوند است و نه دین حضرت محمد(ص).
بنابراین، انسان مؤمن جز با جدال احسن نباید با اهل کتاب برخورد کند، زیرا خدا یکی است و خداوندی که بر ما و بر آنان دین فرو فرستاده نیز یکی است. ما همگی به آنچه بر ما نازل شده و بر ایشان نازل شده ایمان داریم و هیچ تفاوتی میان هیچیک از رسولان او نمیگذاریم : «خدای ما و خدای شما یکی است و ما در برابر او گردن نهادهایم.» هنگامی که این آیه را میخوانیم، میبینیم فقط یک استثنا درمورد اهل کتاب وجود دارد : «با اهل کتاب جز به نیکوترین شیوهای مجادله مکنید، مگر با آنها که ستم پیشه کردند.» قرآن کریم ظلم را برنمیتابد و آن را بدترین معصیتها و شدیدترین گناهان و بزرگترین کبیرهها میداند. ظلم اگر از جانب مسلمانی به مسلمان دیگر باشد، برتافتنی نیست، چه برسد به اینکه از جانب غیرمسلمان باشد. به گمان من با اینکه در میان مسیحیان نیز برخی ظلم میکنند، مراد قرآن اینجا یهود است، زیرا قرآن کریم در سوره جمعه دو بار آنها را ظالم خوانده است. وقتی به سوره جمعه مراجعه میکنیم، این آیه را مییابیم : « ﴿ مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللهِ وَاللهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴾ .»[152] آیه دیگری نیز در همین سوره کوتاه، که هر جمعه آن را میخوانیم، وجود دارد : «﴿ قُلْ یا أَیهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ وَلَا یتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیدِیهِمْ وَاللهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ﴾»[153] در نتیجه، کسانی از اهل کتاب که ظلم کردهاند، یهودیان هستند. نتیجه میگیریم که وظیفه مسلمانان در برابر مسیحیان سخن گفتن به نیکوترین شیوه است؛ همکاری و محبت و پذیرش اسلام واحد و همچنین، گفتوگو به بهترین شیوه درباره جزئیات. اما آنان که ظلم میکنند و همچنین،
[150]. «ای پروردگار ما، ما را فرمانبردار خویش ساز و نیز فرزندان ما را فرمانبردار خویش گردان، و مناسکمان را به ما بیاموز، و توبه ما بپذیر که تو توبهپذیرنده و مهربان هستی.» (بقره، 128)
[151]. «چون عیسی دریافت که به او ایمان نمیآورند، گفت : چه کسانی در راه خدا یاران مناند؟ حواریان گفتند : ما یاران خداییم. به خدا ایمان آوردیم. شهادت ده که ما تسلیم هستیم.» (آل عمران، 52)
[152]. «مثل کسانی که تورات به آنها داده شده و بدان عمل نمیکنند، مثل آن خَر است که کتابهایی را حمل میکند. بد مثلی است مثل مردمی که آیات خدا را دروغ میشمردهاند. و خدا ستمکاران را هدایت نمیکند.» (جمعه، 5)
[153]. «بگو : ای قوم یهود، هرگاه میپندارید که شما دوستان خدا هستید، نه مردم دیگر، پس تمنای مرگ کنید، اگر راست میگویید و آنان به سبب اعمالی که پیش از این مرتکب شدهاند، هرگز تمنای مرگ نخواهند کرد. و خدا به ستمکاران داناست.» (جمعه، 6-7)
