گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 119

آدمی ملائکه را می‌دید یا غیب را یا امور شگفت را مشاهده می‌کرد، مسئولیت او افزون می‌شد. به تعبیر قرآن کریم : «در آن روز مجرمان را هیچ مژده‌ای ندهند.» توضیح این نکته آنکه دعوت‌های الهی به روش عقلی و شیوه‌های منطقی بیان می‌شوند، نه به روش‌های غیبی. معجزه پیامبران برای باور کردن رسالت است. اما پیامبر نمی‌تواند با هر حکمی اقدام به معجزه کند. پس از آنکه مردم پیامبران را با دیدن معجزه باور و تأیید کردند و تعالیم برای آن‌ها روشن شد، آن‌گاه انسان در برابر اعمال خویش مسئول خواهد بود. اگر فرض کنیم انسانی که واجبات خویش را انجام بدهد، بلافاصله اجر خود را بگیرد، مثلاً اگر انسان در مسجد نماز خواند، به هنگام خارج شدن بلافاصله اجر خود را بگیرد و به او مال و جاه یا غیر آن را بدهند، رغبت و میل به تعالیم و انجام دادن اعمال و مسئولیت‌ها نوعی تجارت می‌شود و آن‌گاه عمل، اجر و قیمتی نخواهد داشت. بنابراین، تربیت مستلزم آن است که اجر عمل صالح فوری نباشد. فراتر از آن اینکه انسان مؤمن وقتی برخی سختی‌ها را در برابر پذیرش مسئولیت‌ها احساس می‌کند، بیشتر تربیت می‌شود. چه آدمی هنگامی که وظیفه خویش را انجام می‌دهد و پاره‌ای از سختی‌ها و مصائب را تحمل می‌کند، کمال می‌یابد، زیرا عمل او به مبارزه و تلاش فراوان و توانایی و کمال تبدیل می‌شود.

قرآن کریم در بسیاری از آیات به این نکته اشاره می‌کند؛ به اینکه آدمی وقتی به وظایف خویش عمل می‌کند، ممکن است به خطرهایی دچار شود یا اینکه شاید کافر یا منافق در این دنیا به امتیازات و مزایایی در زندگی خود دست یابد. این نکته برای مؤمنان امتحان و ابتلای افزون است و عمل صالح را بیش از پیش وسیله کمال در زندگی انسان قرار می‌دهد. در برخی آیات، قرآن کریم به این درجه می‌رسد که می‌فرماید : « ﴿ وَلَوْلَا أَنْ یکُونَ النَّاسُ أُمَّة وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ یکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّة وَمَعَارِجَ عَلَیهَا یظْهَرُونَ » ؛[145] یعنی فردی که عمل صالح، برای خدمت به مردم و برای تغییر در فرد و جامعه انجام می‌دهد با برخی مشکلات و سختی‌ها مواجه می‌شود. و فرد کافری که خیر و خوبی برای جامعه نمی‌خواهد و خواهان بهبود وضعیت فرد و امت نیست، طبیعتاً، در رفاه و راحتی به سر می‌برد و همه خوبی‌ها را برای خود می‌خواهد و کارها و اموال و جاه و مقام و امثال آن را منحصر به فرد می‌کند.

قرآن کریم تأکید می‌کند که همه این مراحل، یعنی فوری نبودن پاداش عمل انسان مؤمن و احیاناً مواجه شدن با سختی‌ها، دستیابی منحرفان و کافران به خوشی‌ها و کامیابی‌ها و خوبی‌ها، فزونی ثروت و مال گمراهان و منافقان، همه این‌ها امتحانات الهی و ابتلا از سوی اوست که باید سبب‌ساز تمسک بیش از پیش مؤمن به اعمال و مسئولیت‌های خویش باشد. اسلوب و شیوه دعوت نیز باید شیوه‌ای عادی و معمولی باشد، والا اگر آدمی ملائکه را می‌دید یا برای هر حکمی معجزه‌ای مشاهده می‌کرد، فضل و ارزشی در اطاعت از این دعوت نمی‌بود.

دعوت برای رسیدن به کمال است و کمال هم جز با اراده و اختیار و انتخاب به دست نمی‌آید. پس آدمی همواره باید خویش را در مبارزه میان خیر و شر ببیند تا خیر را با همه اراده خود برگزیند. گزینش خیر نه برای ترس از ملائکه و ترس از آمدن معجزه و

[145]. «و اگر نه آن بود که همه مردم یک امت می‌شدند، سقف‌های خانه‌های کسانی را که خدای رحمان را باور ندارند، از نقره می‌کردیم و بر آن‌ها نردبام‌هایی می‌نهادیم تا بر آن بالا روند.» (زخرف، 33)