هستند. هیچکس بدون مسئولیت نیست. مسئولیت امر دقیقی است و بسیاری از آیاتی که در این سوره آمده از مسئولیت سخن میگوید. مثلاً در این آیات مبارکه این سوره میخوانیم : « ﴿ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَینَهُمَا لَاعِبِینَ ﴾ * * ﴿ لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ کُنَّا فَاعِلِینَ ﴾ * * ﴿ بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْبَاطِلِ فَیدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیلُ مِمَّا تَصِفُونَ ﴾ » همچنین، در همین سوره مبارک این آیه کریمه بسیار اعجازگونه میفرماید : « ﴿ وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیوْمِ الْقِیامَة فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیئًا وَإِنْ کَانَ مِثْقَالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَینَا بِهَا وَکَفَی بِنَا حَاسِبِینَ ﴾ .»
بنابراین، حتی پیامبران نیز مشمول مسئولیت الهی هستند. پس مسئولیت چنانکه گفتیم، معادل امانت الهی است که خدا به هر انسانی عطا کرده است، از علم و مال گرفته تا معرفت و امکانات. میبینیم که برای تأکید مسئولیت و توضیح تصویر رهبری، قرآن کریم در این سوره میکوشد که بر انسان بودن پیامبران تأکید کند و اینکه آنان خدا نیستند، نصف خدا هم نیستند، بلکه بشرند و مسئول، تلاش کردند، مسئولیتهایشان را ادا کردند و تقوا پیشه کردند و درنتیجه، به مقام پیامبری نائل شدند. از آنجا که آدمی به پیامبر نیاز داشت، آنان قلبی آزاد و آیینهای صاف برای پذیرش وحی خدا، ( سبحانه و تعالی ) ، بودند. بر این اساس قرآن در این سوره و در این آیات تأکید میکند : « ﴿ وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴾ * * ﴿ وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لَا یأْکُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا کَانُوا خَالِدِینَ ﴾ .» ای محمد، همه پیامبرانی که پیش از تو آمدند از مردم و بشر بودهاند، بلکه آنان نیز دارای اندام و بدن بودهاند و غذا میخوردند و در میان مردم زندگی میکردند. بنابراین، پیامبر نیز در زندگی، در تولد، در نیازها، در ضعف و قوت و در احساسات انسانی چون همه انسانهاست. اما با این حال به مقام پیامبری و رهبری رسیده است. این مفهوم، معنای تثبیت رهبریها و رد کردن زعامتهاست. انسانی که مسئولیت خود را بهجا نمیآورد و کار خویش را انجام نمیدهد و خود را یکی از مردم نمیشمارد، نمیتواند رهبری برای امت یا پیامبری برای ملت باشد. پیامبر انسانی است که هم با زبان خویش به دعوت و رسالت بشارت میدهد، و هم با عمل خویش. او یکی از مردم است که خدا به او نعمتِ تقوا و عصمت داده و او به درجه کاملی از انسانیت رسیده است و خدا او را برای وحی برگزیده است.
بنابراین، پیامبر یا هر رهبر مسئولی چون آگاهی دارد و مسئولیت الهی دارد و انسان است، پیروان او نمیتوانند ادعا کنند که اگر ما هم مثل پیامبر بودیم، همینگونه بودیم. هرگز! مردم نیز به تمام و کمال چون پیامبرند، پیامبر به وظایف خود عمل کرد، پس بر ایشان است که بدون بهانه و عذر به وظایف خویش عمل کنند.
قرآن کریم در جاهای متعدد میکوشد که بر بشر بودن پیامبران تأکید کند. قرآن در جاهای متعددی پیامبر را ملامت و او را تأدیب و توبیخ میکند و به او تذکر میدهد و نصیحتش میکند و پیامبر(ص) نیز همه این عتابها و توبیخها و این تربیتها را برای مردم بیان میکند تا تأکیدی باشد بر انسان بودن او.
در جای دیگری قرآن کریم تأکید میکند که او، یعنی محمد یتیم بود و خدا او را سرپرستی کرد، پس باید مسئولیت خود را در برابر ایتام بپذیرد، چراکه او تلخی یتیم بودن را چشیده است؛ او جاهل بود و خدا علم را به او آموخت، پس باید دردهای مردم و دردهای جاهلان را حس کند؛ و فقیر بود و خدا او را غنی کرد، پس
