گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 109

موسی و خضر

این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَینَاهُ رَحْمَة مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا .

در آنجا بنده‌ای از بندگان ما را که رحمت خویش بر او ارزانی داشته بودیم و خود بدو دانش آموخته بودیم، بیافتند.

﴿ قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ؟

موسی گفتش : آیا با تو بیایم تا از آنچه به تو آموخته‌اند، به من کمالی بیاموزی؟

﴿ قَالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْرًا .

گفت : تو را شکیب همراهی با من نیست.

﴿ وَکَیفَ تَصْبِرُ عَلَی مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ؟

و چگونه در برابر چیزی که بدان آگاهی نیافته‌ای، صبر خواهی کرد؟

﴿ قَالَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَکَ أَمْرًا

گفت : اگر خدا بخواهد، مرا صابر خواهی یافت که در هیچ کاری تو را نافرمانی نکنم.

﴿ قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلَا تَسْأَلْنِی عَنْ شَیء حَتَّی أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْرًا .

گفت : اگر از پی من می‌آِیی، نباید که از من چیزی بپرسی تا من خود تو را از آن آگاه کنم.

﴿ فَانْطَلَقَا حَتَّی إِذَا رَکِبَا فِی السَّفِینَة خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَیئًا إِمْرًا .

پس به راه افتادند تا به کشتی سوار شدند. کشتی را سوراخ کرد. گفت : کشتی را سوراخ می‌کنی تا مردمش را غرقه سازی؟ کاری که می‌کنی کاری سخت بزرگ و زشت است.

﴿ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْرًا ؟

گفت : نگفتم که تو را شکیب همراهی با من نیست؟

﴿ قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا نَسِیتُ وَلَا تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْرًا .

گفت : اگر فراموش کرده‌ام، مرا بازخواست مکن و بدین اندازه بر من سخت مگیر.

﴿ فَانْطَلَقَا حَتَّی إِذَا لَقِیا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَکِیة بِغَیرِ نَفْس ؟ ﴿ لَقَدْ جِئْتَ شَیئًا نُکْرًا .

و رفتند تا به پسری رسیدند. او را کشت، موسی گفت : آیا جان پاکی را بی‌آنکه مرتکب قتلی شده باشد، می‌کشی؟ مرتکب کاری زشت گردیدی.

﴿ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَکَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْرًا ؟

گفت : نگفتم که تو را شکیب همراهی با من نیست؟

﴿ قَالَ إِنْ سَأَلْتُکَ عَنْ شَیء بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِی قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّی عُذْرًا .

گفت : اگر از این پس از تو چیزی پرسم، با من همراهی مکن که از جانب من معذور باشی.