گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 351

می‌تواند خدماتش‌ را به‌ قیمت‌ مشخصی‌ بفروشد، که‌ به‌ این‌ کار اجاره‌ می‌گوییم. همچنین‌، این‌ حق‌ را دارد که‌ در سود شریک‌ شود. یعنی‌ بخشی‌ از سود مال‌ او باشد، نه‌ مبلغ‌ معین.
به‌ صورت‌ دوم‌ معامله‌ که‌ مضاربه‌ بود، مسئله‌ای‌ را اضافه‌ می‌کنیم. اگر کارگری‌ که‌ مالی‌ را از کسی‌ می‌گیرد، سود کرد، سود میان‌ کارگر و سرمایه‌دار تقسیم‌ می‌شود، امّا اگر ضرر کردند، ضرر فقط‌ متوجه‌ سرمایه‌گذار است، نه‌ کارگر. فقها به‌ این‌ مسئله‌ تأکید کرده‌اند.
اگر به‌ احکامی‌ که‌ ارائه‌ کردم‌ به‌مثابه کل‌ نگاه‌ کنیم، به‌‌روشنی‌ موضع‌ اسلام‌ را درباره‌ توزیع‌ سود میان‌ عوامل‌ سه‌گانه‌ تولید نشان‌ می‌دهد. معنی‌ این‌ سخن‌ چیست؟ یعنی‌ کار سه‌ امتیاز بر دیگر عوامل‌ تولید دارد. نخست‌ اینکه‌ کارگر می‌تواند خدماتش‌ را به‌ قیمت‌ مشخصی‌ بفروشد. به‌ این‌ اجاره‌ می‌گوییم. همچنین،‌ او حق‌ دارد که‌ به‌ نسبت‌ مشخصی‌ در سود شریک‌ شود، که‌ به‌ این‌ مضاربه‌ می‌گوییم. و در هر حال،‌ کار از ضرر مصون‌ است. امّا آیا سرمایه‌ یا صاحب‌ کار می‌تواند مزد مشخصی‌ تقاضا کند؟ نه. چرا؟ چون‌ رباست. اگر سرمایه‌دار بخواهد سود معین‌ تقاضا کند، ربا می‌شود؛ هر قرضی‌ که‌ به‌ سودی‌ بینجامد، یعنی‌ مالی‌ که‌ سود بدهد. پس‌ سرمایه‌ این‌ ویژگی‌ کار را ندارد. بله، می‌تواند به‌ نسبت‌ و درصد معینی‌ در سود شریک‌ شود، که‌ به‌ این‌ کار مضاربه‌ می‌گوییم‌ و از ضرر هم‌ مصون‌ نیست. پس‌ سرمایه‌ در مکتب‌ اقتصادی‌ اسلام‌ یک‌ ویژگی‌ دارد، و آن‌ امکان‌ مشارکت‌ در سود است، امّا نمی‌تواند مزد ثابتی‌ بطلبد، چون‌ رباست. او نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد، چون‌ در این‌ صورت‌ معامله‌ باطل‌ است.
امّا ابزار، چه‌ گاو باشد و چه‌ کارخانه‌ و چه‌ فروشگاه، این‌ حق‌ را دارد که‌ مزد ثابتی‌ بخواهد. امّا نمی‌تواند در سود شریک‌ شود. به‌‌طور طبیعی‌ چون‌ نمی‌تواند در سود شریک‌ شود، بحث‌ از ضرر و سود هم‌ در این‌ مسئله‌ وارد نمی‌شود. پس‌ وقتی‌ عناصر سه‌گانه‌ تولید را بررسی‌ می‌کنیم�� درمی‌یابیم‌ که‌ کارگر سه‌ امتیاز دارد:
1. امکان‌ طلب‌ مزد ثابت‌ یعنی‌ بدون‌ در نظر گرفتن‌ سود یا ضرر؛
2. امکان‌ شرکت‌ در سود؛
3. دوری‌ از ضرر.
امّا سرمایه‌ و ابزار هرکدام‌ یک‌ ویژگی‌ دارند، در حالی‌ که‌ کار سه‌ امتیاز دارد. پس‌ می‌توانیم‌ بگوییم‌ که‌ به‌ کار امتیازات‌ بیشتری‌ داده‌ شده‌ است. در اینجا دو پرسش‌ مطرح‌ می‌شود. پرسش‌ نخست: آیا سهم‌ هر کدام‌ از کار و سرمایه‌ و ابزار محدودیت‌ دارد؟
پرسش‌ دوم: تا وقتی‌ که‌ برای‌ مشارکت‌ در سود محدودیت‌ وجود دارد، این‌ محدودیت‌ها کدام‌اند؟ چرا ابزار نمی‌تواند در سود شریک‌ شود؟ چرا سرمایه‌گذار نمی‌تواند مزد ثابت‌ ببرد، و چرا کار این‌ ویژگی‌ها را دارد؟ چرا این‌گونه‌ است؟ محدودیت‌های‌ توزیع‌ متوقف‌ بر شناخت‌ نظریه‌ ارزش‌ است. ما نخست‌ باید ارزش‌ هرچیزی‌ را بررسی‌ کنیم. چرا این‌ کبریت‌ ده‌ ریال‌ است؟ باید این‌ مسئله‌ را بررسی‌ کنیم‌ تا بتوانیم‌ عادلانه‌ سود را توزیع‌ کنیم. باید اولاً،‌ برای‌ دانستن‌ این‌ اختلافات‌ و ثانیاً‌، دانستن‌ اندازه‌ شرکت‌ و سهم‌ هرکدام‌ از عوامل‌ سه‌گانه‌ تولید نظریه‌ ارزش‌ را بشناسیم.