گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
347
در اواخر قرون وسطا در اثر اقدامات کلیسا، پایهریزان تمدن جدید با واکنشهای سلبی بر ضد کلیسا به پا خاستند، و از دین بهطور کلی و از خدا بهمثابه اساس همهچیز و از متافیزیک بهمثابه مکتب فکری انتقام گرفتند، و گفتند: ما را چه به متافیزیک. متافیزیک را رها کردند و تمدنشان را بنیان نهادند، امّا نه بر اصول اخلاقی. گفتند: ما را با خدا کاری نیست و مباحث متافیزیکی و هرچه را با متافیزیک پیوندی داشت، رها کردند و به جاهای دیگر واگذاشتند. گفتند: ما میخواهیم به تمدن، مدنیت، و تولید بپردازیم، و هیچ قیدوبندی را هم نمیپذیریم.
این سخنان را تنها بر زبان نیاوردند، بلکه، آنها را در عمل و نظر نیز اجرا کردند. وقتی که در مسئلهای تجاری و یا صنعتی درباره تولید و یا مسئله دیگری با آنها بحث میکنی، پاسخ میدهند که من کشیش و عالِم دینی یا عالِم اخلاق نیستم، من تاجرم. تجارت و این اصول دو مسئله کاملاً از هم جدایند. طبیعتاً، این سخنان بنیانی دارد. این تقسیم نتیجه اصول آغازین حرکت تمدن غرب است. تمدن غرب چگونه حرکت خود را آغاز کرد؟
این تمدن بر پایه اصول اخلاقی آغاز نشد، امّا حالا سخن از حقوق انسان و اینکه انسانهای گرسنه هم هستند و غیر اینها میکند. هیچیک از این صحبتها در آغاز مطرح نبود.
وقتی سرمایهداری، بر این اساس، تولید را میان عوامل سهگانه تقسیم میکند، عدالت در توزیع برای آن بیاهمیت است. یعنی نمیپرسد که سهم هرکدام از این عوامل سهگانه در تولید چه اندازه و چند درصد است؟
سرمایهداریِ صاحب زور با استناد به قانون و نظامِ حاکم بر همهچیز چیره میشود و میکوشد تا در حد توان از مزد کارگر بکاهد. اگر میتوانست چیزی به کارگر نمیداد. امّا در این صورت کارگر میمیرد. او به مواد غذایی و برخی ضروریات نیاز دارد تا بتواند به زندگیاش ادامه دهد؛ بلا تشبیه مثل حیوانی که انسان او را استثمار میکند. آدمی به حیوان غذا میدهد، امّا نه از روی دلسوزی، بلکه به این نیت که حیوان زنده بماند تا از او استفاده و او را استثمار کند. در واقع، در نظامهای سرمایهداری با کارگر اینگونه رفتار میشود. کمترین مزدی که ممکن است به کارگر داده میشود، و در این راه هزار ابزار و بهانه فکری و علمی به کار گرفته�� میشود. یکی از راههای خطرناکی که برای کاهش حق کارگر به کار گرفته شد، مضاربه است. یعنی هر کجا که رنگ و بویی از تمدن غرب بود، فرصت را در اختیار رقابت گذاشتند. تمدن غرب، چنانکه توضیح خواهم داد، فرصت تولید محصولات کشاورزی و تأمین آذوقه از طریق کشاورزی را از میان برد. از همین رو، کشاورزان گروه گروه مهاجرت کردند و به کارخانهها پناه آوردند. مگر این کارگر مزدش چقدر است؟ یک کارگر به 150 لیره راضی است، کارگر دیگر به 110 لیره و دیگری به 100 لیره. میان آنان رقابت است و این رقابت به نفع صاحب کسب و کار است. صاحب کسب و کار جزئی از نظام عمومی حاکم است؛ نظام ظالم و رباخواری که کارگر را مجبور میکند که کمترین مزد را، فقط به اندازه زنده ماندن، دریافت کند.
این روش در برههای از زمان استفاده شد و دیگر روشها، مانند همین شیوه را به کار بردند تا کارگر را قانع کنند که این حق است. قانون هم از زورمندان حمایت میکرد، چنانکه همیشه اینگونه بوده است. در اثر ادامه این ستم بهطور طبیعی واکنشهایی نشان داده شد. این واکنشها را جنگ طبقاتی مینامیم.
